تقدیم به:::

 

 عزیزان -

 این تارنما به منظور معرفی ایل بزرگ قشقائی ایران طراحی شده است.مطالب آن در باره تاریخ ایل ـ فرهنگ آن و چگونگی ساختار و تشکیلات آین ایل بزرگ خواهد بود. به علاوه یادی از مردان سیاسی- فرهنگی و هنرمندان  آن خواهد شد.سعی می شود که اخبار جاری ایل وموضوعات مربوط به آن را هم در اختیار دوستداران قرار دهیم. همچنین گزیده هائی از تاریخ و حوادث و اخبار کشور در کنار آن دیده شود. هدف از این تارنما اطلاع رسانی است و مانند هر پدپده در جهان ممکن است خالی از اشتباه نباشد.نظر شما مورد استقبال خواهد بود و تلاش در رفع اشتباهات. ما را در اصلاح آن یاری دهید.

بازخوانی تاریخ و دانستنیها در مورد ایل قشقائی

 

  

 

 

 تغییرات درونی ایل قشقائی

از طایفه های مختلف ایل قشقایی حدود 40درصد همچنان بطور کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی زندگی میکنند و بقیه اسکان یافته اند . از تعداد و ترکیب دقیق جمعیت ایل قشقایی اطلاعات مستند و دقیقی در دست نیست ، مشکلی که در برآورد جمعیت این ایل وجود دارد همان است که درباره کل جمعیت عشایری ایران وجود دارد . زیرا اغلب آمارگیریها بر اساس معیارهای متعددی صورت گرفته است و نمیتوان آن را پذیرفت و مورد مقایسه قرار داد تا نوسانات و تغییراتی که در ساخت اجتماعی ایل قسقایی پدید آمده مورد بررسی قرار داده شود . در درون ایلات قشقائی، ایلهای بزرگ دیگری هم بوده اند که مستقل از ایلات قشقائی بوده اند. مانند ایل وندا و ایل چهارده چر یک . که آنها دارای تشکیلات مستقل و محلهای معین بوده و ارتباطی با ایلخان قشقائی نداشته اند ولی به مرور با توجه به سیاستهای دولتی برای تمرکز قدرت در دست افراد خودی و کنترل آنها ، این ایلات تجزیه شده و در میان ایل قشقائی پراکنده شده اند. هم اکنون میتوان طایفه های وندا و چهارده چریک را درمیان سه ایل دره شوری ، کشکولی و شش بلوکی مشاهده کرد. قشقایی ها اصلاً ترک زبان هستند اما تعدادی از لرها و لک ها نیز با آنان آمیخته شده اند که از آن جمله است :

نفر در کشکولی کوچک و عمله . شاهی لو در طایفه عمله از افشار . قتلو از ایل افشار کرمان . عرب چوپانلو که با شش بلوکی ادغام شده از اعراب . بیات از کردها . بولی و ددکه ای از آق قویونلوها. خلج که از ترکان غز هستند و در قرن چهاردهم پس از سلسله غزنویان پراکنده شده و قسمتی از آنها در خلج ستان ساوه ماندگان شدند و گروهی در ایل قشقایی تحلیل رفته قسمتی هم در منطقه قونقری و بوانات ماندند  تیره های کرونی ، بیگدلی ، گشتاسی در کشکولی بزرگ . تیره های فیلوند ، لر ، لک در کشکولی کوچک . جامه بزرگی و فیلی در ایل عمله . تیره لک و وندا در ایل دره شوری . ابیوردی «بلوردی » در طوایف کشکولی عمله و دره شوری . اینانلو در برخی طوایف قشقائی.

صورت ایل ها و طایفه های هر یک از آنها در سال 1366 شمسی به شرح زیر است:

 

 

ایل کشکولی کوچک

طایفه ها

1.        کهواده

2.         اینچه لو

3.         بهی

4.          لک

5.         بل لو

6.         اریاد

7.         نفر

8.          لر

9.         قرا چه

 ۱۰        کرمانی

11.         عمله  جات                

عالیوند

  ۱۳                پاگیر

14.        فیل وند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ..........ادامه مطلب را بخوانید

 

 

 ترکان قشقائی از سرزمین قشقا هستند: شده است).  

شنیدنی ها و دیدنی های زندگی عشایر در قرن بیست و یکم :

هر سیه چادر یک کارگاه تولیدی است

 

گزارش نشریه اینترنتی لور:  مدیر کل امور عشایر با اعلام جمعیت 9 هزار و 400 خانواری عشایر در استان اصفهان در گفتگو با موج اظهار داشت: جمعیت 52 هزار نفری عشایر استان متشکل از 3 ایل قشقایی، بختیاری و عرب جرقویه هستند که دو ایل بختیاری و قشقایی دوران ییلاقی خود و ایل عرب جرقویه دوران قشلاقی خود را در استان اصفهان سپری می نمایند.

وی جمعیت عشایر را در مقایسه با جمعیت استان بسیار ناچیز برشمرد و گفت: این جمعیت یک میلیون و 276 هزار رأس دام دارند و از سطحی معادل 1 میلیون و 350 هزار هکتارمراتع استان جهت تعلیف دام خود بهره می برند.

مدیر کل امور عشایر با بیان اینکه کمتر از 5/1 درصد جمعیت استان را عشایر تشکیل می دهند اظهار داشت: این جمعیت کم 25 درصد پروتئین قرمز استان را تولید می کنند و علاوه بر نقش مؤثر در تولید گوشت و فرآورده های دامی در کشاورزی نیز تأثیر بسزایی دارند به طوری که یک سوم سیب سمیرم را عشایر قشقایی تولید می کنند.

حسن زاده تولیدات دامی عشایر استان را حائز اهمیت ویژه ای دانست و افزود: علاوه بر تولید سالانه حدود 7 هزار و 500 تن گوشت مصرفی استان اصفهان فرآورده های دیگری نیز از قبیل پوست ، روده و پشم توسط این قشر به بازار عرضه می شود.

وی عمده ترین هزینه عشایر را تأمین علوفه دستی دام هایشان برشمرد و گفت: تنها 40 درصد علوفه مورد نیاز عشایر از مراتع تأمین می شود و حدود 5 الی 10 درصد از پس چرای مزارع و تولیدات مزارع و باغات اختصاصی خودشان است. بنابراین برای تأمین 50 تا 55 درصد ناچار به پرداخت هزینه و خرید علوفه مورد نیازشان هستند.

مدیر کل اداره امور عشایر استان پرورش دام، تولید صنایع دستی و اشتغال به کشاورزی عشایر را حائز اهمیت دانست و گفت: با وجود نقش مؤثر عشایر در فعالیت های گوناگون اقتصادی می توان هر چادر عشایری را یک کارگاه تولیدی نامید.

مدیر کل امور عشایر استان اصفهان با اشاره به اینکه عشایر حدود 15 هزار هکتار اراضی زراعی آبی برای زراعت و باغداری در اختیار دارند گفت: عشایر استان علاوه بر دامداری در کشاورزی نیز تبحر دارند وی سیب زمینی ، سیب درختی، حبوبات، غلات و علوفه را از تولیدات کشاورزی عشایر استان برشمرد.

حسن زاده در ادامه با بیان اینکه عشایر استان علی رغم تولید صنایع دستی متنوع و مرغوب، مقدار محدودی ازآن را به بازار عرضه می کنند اظهار داشت: تولیدات صنایع دستی عشایرعمدتاً خود مصرفی است بنابراین با وجود صنایع دستی متنوع و ریز نقش و زیبای عشایر مصمم شدیم در جهت توسعه صنایع دستی عشایر اقدام کنیم.

وی ازآموزش عشایر در جهت بالا بردن کیفیت تولیدات، بازاریابی صنایع دستی و راه اندازی یک فروشگاه عرضه مستقیم صنایع دستی عشایر به عنوان اقدامات صورت گرفته اداره کل امور عشایر استان یاد کرد و گفت: برای اختصاص و اجاره 7 باب از فروشگاه های میدان امام جهت عرضه مستقیم صنایع دستی عشایر در حال پیگیری و رایزنی با سازمان میراث فرهنگی استان هستیم .

قاسمعلی حسن زاده تحقق این اقدام را فراهم کردن پایگاه مناسبی برای توسعه و عرضه مستقیم صنایع دستی عشایر کشور برشمرد و گفت: تلاش برای حضور در نمایشگاه صنایع دستی کشور، اعطای کمک های بلاعوض به زنان سرپرست خانوار برای تولید صنایع دستی، تهیه مواد اولیه و نقشه مناسب به عشایر داوطلب در جهت افزایش کیفیت تولیدات آنان ودر نهایت عهده دار شدن امر خرید، عرضه و فروش صنایع دستی عشایر از دیگر اقدامات اداره کل امور عشایر و اتحادیه تعاونی های عشایری استان است که عمدتاً توسط اتحادیه تعاونی های عشایراستان انجام می پذیرد.

وی تهیه شناسنامه صنایع دستی عشایر را گامی در جهت حمایت عشایراستان عنوان کرد و افزود: در شناسنامه صنایع دستی ابعاد، قیمت، زمان تولید ومشخصات تولید کننده صنایع دستی مشخص می شود که حائز نتایج خوبی در ساماندهی تولیدات آنان می باشد.

حسن زاده با بیان اینکه اداره کل امور عشایر اعتبارات خود را در 4 طرح کلی هزینه می کند گفت: ساماندهی، پشتیبانی و حمایت از عشایر کوچنده، عملیات اجرایی اسکان و ساماندهی عشایر داوطلب اسکان ، مطالعات و شناسایی پتانسیل مناطق عشایری و طرح جایگزینی سوخت فسیلی به جای سوخت های نباتی و حیوانی از جمله 4 طرح اداره کل امورعشایر استان است و تأکید کرد: بیش از50 درصد اعتبارات در رابطه با ساماندهی اشتغال و اسکان عشایر هزینه می شود.

مدیر کل اداره امور عشایر استان شیوه معیشتی عشایر را مبتنی بر کوچ عنوان کرد و اظهار داشت: عشایر برای امرار معاش و تعلیف دام های خود سالانه دو بار کوچ می کنند .

وی با بیان اینکه شیوه کوچ عشایر بختیاری و قشقایی یکسان نیست گفت: عشایر بختیاری از اوایل خردادماه از محل قشلاق خود در خوزستان به مراتع ییلاقی استان در شهرستان های فریدون شهر و چادگان استان اصفهان کوچ می کنند و از اواسط مهر به قشلاق خود در خوزستان مهاجرت و حدود 1 ماه از مزارع زراعی استفاده می کنند و در اواخر آبان ماه وارد خوزستان می شوند.

حسن زاده در رابطه با کوچ عشایر قشقایی عنوان داشت: عشایر از اواسط اردیبهشت ماه وارد مناطق ییلاقی استان اصفهان شده و در شهرستان های سمیرم، شهرضا و دهاقان ساکن می شوند و در اواخر مهرماه که از استان کوچ می کنند از چاه های اجاره ای و پس چرای مزارع استفاده می کنند و منتظربارش باران در مناطق قشلاقی می شوند.

وی در رابطه با مکان ییلاق و قشلاق دو ایل قشقایی و بختیاری گفت: عشایر بختیاری ییلاق خود را در شهرستان های فریدون شهر، چادگان و قشلاق خود را در شهرستان های دزفول، شوش، شوشتر، لالی و سردشت می گذرانند در حالی که عشایر قشقایی ییلاق خود را درشهرستان های سمیرم، شهرضا ودهاقان و قشلاق خود را در استان های فارس ، بوشهر و کهکلیویه بویر احمد می گذرانند . عشایر ایل عرب جرقویه نیز قشلاق خود را در شهرستان های اصفهان ، مناطق عشایری جرقویه سفلی و علیا و در مراتع الله آباد، دوشاخ، آب شتر و اطراف کلاه قاضی سپری می کنند و برای ییلاق به استان های چهارمحال بختیاری، فارس و اصفهان می روند.

همسرگزینی و مراسم عروسی در ایل بزرگ قشقایی

9- مراسم بردن جهیزیه و عروس: جهیزیه عروس شامل قالی ، گلیم، جاجیم ، بالش، خورجین و غالبا" تعدادی دام و پاره ای لباس یا پارچه برای لباس می باشد.  که این وسایل را جلوتر بمنزل داماد می برند. معمولأ در جهاز دختر آرخالق و کفش نم یگذارند و می گویند که تنگی معیشت می آورد.  خانواده داماد در نزدیکی آبادی با گلیم و جاجیم های رنگارنگ اطاقی درست می کنند که آنرا (حجله)  می گویند که این خانه موقت داماد است. درون حجله را با قالی و گلیم فرش می کنند. موقعیکه عروس بنزدیکی آبادی رسید اسب عروس بدر حجله برده می شود اما عروس از اسب پیاده    نمی شود زنی از طرف عروس می گوید عروس «پا انداز» (حق قدم) میخواد داماد سکه هائی از طلا یا پول رایج بعروس می دهد و دست عروس را می گیرد و او را پیاده می کند. در همین هنگام، در حجله ، جلوی پای عروس، گوسفندی سر می برند.

 

"

مراسم بردن عروس

پاگشائی عروس یکی دو هفته که از عروسی گذشت خانواده دختر، عروس و داماد را بشام دعوت می کنند این دعوت را «پاگشائی» می نامند. خانواده عروس علاوه بر پذیرائی عروس و داماد هدیه ای را که ممکنست یک یا چندین  رأس گوسفند ، وجه نقد طلا یا جواهرات و یا پوشاکی نظیر گلیم یا جاجیم باشد بعروس می دهند.

بخش های قبلی را بخوانید........ 


همسر گزینی در ایل قشقائی:

در جوامع عشایری، همسر گزینی صرفا پیوند دو نفر یا دو خانواده نیست. بلکه پیوند ازدواج ، ابعاد وسیعتر و مهمتری دارد که شامل پیوند دو طایفه ، دو تیره و یا مهمتر پیوند دو ایل است که به این وسیله با هم مرتبط و متحد می شوند. ازدواج در پاره ای موارد در بین عشایر پایان دهنده دشمنی و خصومتهاست. همسر گزینی در بین عشایر اهداف و انگیزه های متفاوت با جوامع شهری دارد  طرفین ازدواج یعنی پسر و دختر تا همین اواخر نقش چندانی در انتخاب نداشتند  ازدواج ها بیشتر توسط والدین و با توجه به انگیزه ها و اهداف تحکیم موقعیت خانواده در بین فامیل و یا طایفه صورت می گرفت.  انگیز های اساسی ازدواج در بین این مردم را میتوان به طور خلاصه  چنین بیان کرد :

ـ تولید نسل : از آنجا که خانواده رکن اساسی اقتصاد در زندگی عشایری است و آنها به تبع زندگی خود اتکائی، که دارند ناگزیرند که تمام احتیاجات اولیه زندگی را خود تهیه و تدارک ببینند. نیروی انسانی نقش اول را در درامد اقتصادی دارد. علاوه بر آن نداشتن شرایط ایمنی در سنین کهولت در جوامع عشایری انها را متکی به فرزندان می کند ، به خصوص فرزندان ذکور که علاوه بر کمک و همکاری با والدین در حفاظت و نگهداری اموال ،پرورش و تولید دام و غله ،شرکت در منازعات قبیله ای حائز اهمیت فراوان است. ویژه گی پدر سالاری و پدر تباری در خانواده ها لزوم وجود فرزندان ذکور را جهت ادامه نسل در خانواده را اهمیتی خاص می بخشد. در عشایر به خانواده هائیکه فاقد اولاد ذکور هستند "اجاق کور" می گویند و این امر حکایت از این فلسفه دارد که این خانواده تداوم نخواهد داشت و در اینده اجاق انها که حکایت از روشنائی و تداوم است ادامه نخواهد داشت و  خاموش خواهد شد. و اینگونه خانواده ها در میان بنکو و طایفه افراد واجد ترحم هستند.  تجدید فراش در میان افراد ایل قشقائی جایگاهی ندارد ولی مردان فاقد اولاد ذکور  غالبا بر خلاف عرف و رسوم موجود در عشایر به ازدواج های دوم تن در می دهند تا بتوانند دارای اولاد ذکور شوند. خانواده هائی که دارای چند اولاد ذکور هستند از نظر کا رهای تولیدی و امور جاری خود مشکلات کم تری دارند و غالبا به علت تقسیم کار بین افراد خانواده از اوضاع بهتری بر خور دارند.

ازدواج های زودرس: به علت شیوه زندگی آزاد در دامنه طبیعت روابط بین افراد به خصوص جوانان دارای محدویت کمتری است. گفتگو ، کار و تلاش مشترک بین زنان و مردان  پسران و دختران بصورت وسیعی جریان دارد. به همین سبب والدین وظیفه شرعی و اجتماعی خود میدانند که فرزندان خود را هر چه زودتر سرو سامان بدهند و انها را به خانه بخت بفرستند و با این کار علاوه بر عمل به تکلیف دینی خود از مشکلات مربوط به مجرد بودن فرزندان خود و عواقب آن جلوگیری می کنند  در میان مردم عشایر هرگونه روابط جنسی خارج از ازدواج گناهی است نا بخشودنی و عملی است کفر امیز. مرتکبین آن به سختی مجازات می شوند و این مجازات ها تا سر حد قتل خاطیان و غارت و چپاول خانواده پیش می رودـ چه بسا این کار باعث جنگ و خونریزی بین طایفه ها و گاهی ایل می شود. بنا بر این خانواده ها به محض این که جوانان به سن بلوغ میرسند تلاش    می کنند که همسری مناسبی برای آن ها انتخاب کنند و یکی از دلایل اساسی انتخاب همسر برای فرزندان توسط اولیاء همین کم سن و سالی انها ست که فرصت کم تری برای تفکر انتخاب و استقلال دارند.

عوامل موثر در انتخاب همسر : عوامل مختلف و متعددی در  انتخاب همسر بین عشایر وجود دارد از جمله:

۱ـ دین .کوچ نشینان قشقائی همه مسلمان هستند و طبعا از قوانین اسلامی در رابطه با محدویت ازدواج با غیر مسلمان را رعایت می کنند. این مسئله یک امر عمومی و پذیرفته شده است  البته در دهه های اخیر استثنائاتی مشاهده شده است از جمله جوانانی که برای تحصیل به خارج رفته اند همسر خارجی و غیر مسلمان انتخاب کرده اند.

۲ـ ازدواج فامیلی. یک رسم قد یمی و مرسوم در بین عشایر ازدواج با فامیل و یا هم طایفه هاست و به ندرت ازدواج های غیر فامیلی یا غیر طایفه وجود دارد. خانواده ها انواع شرایط و تقاضا های سنگین را برای جلوگیری از این گونه ازدواج ها به کار می برند  و یکی از دلایل تقلیل نسل درمیان عشایر شاید همین رسم ازدواج فامیلی باشد. عشایر ترجیح مى‌دهند با یکى از خویشان و نزدیکان خود ازدواج نمایند. مطالعات انجام شده در این زمینه نشان مى‌دهد که تنها تفاوت بین عشایر گوناگون دراین‌باره این است که در برخی ایلات ازدواج با دختر عمو رایج‌تر است و در بعضى طوایف ازدواج با دختر دایى یا دختر عمه عمومیت بیشتری دارد.

۳ـ طبقات اجتماعی :. اعضای جامعه عشایر قشقائی چنانچه در فصول دیگر اشاره شده از نظر قدرت سیاسی و اقتصادی و جایگاه اجتماعی متفاوت هستند. ایلخانان، خانان،  کلانتران و حتی کدخدایان طبقات مخصوص به خود را دارند . در ایل قشقائی طبقات سطح بالا مانند خانواده ایلخانی و خانان یا کلانتران تنها با گروه های هم طبقه ازدواج می کنند. در بسیاری موارد از ازدواج با هم طبقه های خود در سایر ایلات مانند بختیاری و یا بویر احمد نیز خود داری می کنند.   نویسنده خود شاهد بوده ام که دختر  یکی از خان های قشقائی با وجود خواستگاران فراوانی که از قشر های پائین داشت ولی چون هم طبقه نبودند ازدواج صورت نگرفت و این دختر تا سنین بالا همچنان مجرد باقی ماند.  محدویت دیگری که در ترکان قشقائی وجود دارد ازدواج با طایفه های است که به نوازندگی ـ آهنگری و آرایشگری اشتغال دارند  البته این محدودی در سالهای اخیر بسیار رنگ باخته و این افراد جایگاه مناسب خود را بد ست آورده اند.

۴ـ محدودیتهای مالی :. یکی از مشکلات عمده جوانان در گذشته گرفتاری مالی بود. یکی از رسوم قدیمی و رایج در ایل همان تعیین شیر بهاء و یا باشلق زیاد برای ازدواج هاست. باشلق در طبقات مختلف متفاوت است از جمله:

الف ـ این رقم در میان خانواده های ایلخان، خانان و کلانتران رقم بسیار بالائی است در برخی موارد به چند ده و یا صد ها گوسفند و غیره  بالغ می شود.

ب ـ باشلق برای داماد های غیر فامیل نیز بسیار کلان است و معمولا برای منصرف کردن داماد و خانواده او عنوان می  گردد.

ج ـ این رقم برای دختران زیبا و دارای خواستگاران زیاد نیز بالاست.

د ـ باشلق برای ازدواج دختران با مردان بیوه یا متاهل نیز رقم بالائی است.

باشلق وجهی است که داماد باید هنگام عقد و ازدواج  به صورت ملک ، احشام و یا نقدی تحویل دهد و شیر بها به صورت وجه نقد به مادر عروس داده میشود و مهریه در صورت متارکه اخذ       می شود.  در ازدواج میان طبقات بالا مانند خانان و کلانتران و اعیان خانواده عروس علاوه بر باشلق و شیر بها صورتی به داماد میدهند که انها را تهیه نمایند ، مانند چندین دست لباس برای کار گران منزل عروس، چند ین متر پارچه برای هر یک از زنان خدمتگذارـ چندین دست لباس برای عروس و طلا و جواهرات و ....... یکى از رسم‌هاى رایج در جامعه‌هاى سنتی ایران، از جمله جامعه‌هاى ایلى - عشیره‌ای، رسم همسرگزینی براى پسر به شیوهٔ ”ناف بر" کردن است. یا نامزد کردن نوزاد دختر به‌نام پسر به هنگام بریدن ناف او مى‌باشد. در هنگام تولد دختر خانواده ها غالبا برای حفظ مناسبات و پیوند های فامیلی دختران برای پسر عمو ها یا پسر دائی ها نامزد می کنند و ناف وی را بنام نامزد آینده می برند. غالبا با این کار سر نوشت دختر را برای ازدواج آینده معین می کنند. خانواده ها خود را موظف به رعایت این سنت و یا در حقیقت تعهد می کنند و کمتر بر خلاف آن عمل می نمایند. و در فامیل نیز معمولا کسی برای خواستگاری این دختر اقدام نمی کند مگر به استثنائات.

سن: سن ازدواج در بین ایلات و عشایر در سن معینى صورت نمى‌پذیرد به‌طور  متوسط براى دختران بین ۱۴ تا ۲۰ سالگی و براى پسران بین ۱۸ تا ۲۰ سالگى است ..

در جوامع سنتی، زن ناموس جامعه به‌شمار مى‌رود و هتک حرمت به وى مجازات سنگینی براى وابستگان وى دارد. از این‌رو برخی جرایم اجتماعی مجازات، با دادن زنى از وابستگان فرد خاطی به فرد مورد تعدی صورت مى‌گیرد که به آن ”خون‌بس“ گفته مى‌شود .

این رسم در اکثر ایلات و عشایر معمول است و از شکل‌هاى رایج آن به‌شمار مى‌رود. به‌طور مثال ازدواج خواهر یا دختر کسی که مرتکب قتل گردیده با یکى از اعضای  خانوادهٔ مقتول. این نوع ازدواج‌ها با پادرمیانى بزرگان و ریش‌سفیدان تیره و طایفهٔ یک یا دو ایل و مطابق آئین  خاصى صورت مى‌گیرد.  در میان ایل نشینان قشقائی طلاق جایگاهی ندارد. و کمتر دیده شده است که کار مردان و زنان به طلاق کشیده شود. لفظ طلاق و اندیشیدن در باره آن یک گناه محسوب می شود و تنها مرگ است که بین زوجین جدائی ایجاد می کند. مطابعت زنان از شوهرانشان یک فریضه است و به همین دلیل در میان آنان اختلافات و مشکلات بسیار نادر است.

 

 

 تشریفات عروسی

۰۱:  در بین عشایر قشقائی رسم است که چنانچه پسری به دختری علاقمند شد و یا این که خانواده اش تصمیمی برای ازدواج پسر خود گرفتند، مادر داماد همراه یکی از زنان  جهاندیده که با هر د و خانواده آشنا است به دیدن مادر دختر می روند و پس از طرح مقدماتی ، موضوع را با او در میان می گذارند. مادر دختر موضوع را با همسر خود مطرح می نماید. و در صورتی که نظرشان موافق باشد قضیه را با دخترشان مطرح می کنند . و سپس از طریق همان زن سالخورده موافقت خود را به صورت غیر مستقیم اظهار می نمایند.  خانواده پسر پس از اطمینان از موافقت ضمنی خانواده دختر خود را برای خواستگاری آماده می کنند  و  طرفین روزی را برای خواستگاری تعیین می نمایند  خواستگاری توسط یک نفر از افراد فامیل و معمولا از ریش سفیدان طایفه که دارای نفوذ  کلام و اعتبار میان قوم است همراه پدر ر داماد و دیگر فامیل انجام می شود. به فردی که سخن گوئی خواستگاری را به عهده دارد " سوجه "  می گویند. در روز تعیین شده خواستگار به منزل پدر عروس می رود ۰خانواده عروس از مدعوین پذ یرائی می کنند سپس موضوع خواستگاری طرح می شود . معمولا" خانواده عروس در جلسه اول جواب نمی دهد و میگویند ما باید موضوع را با فامیل در میان بگذاریم و بعدا جواب می دهیم. این کار به منظور احترام به بزرگان خانواده و فامیل است و در صورتی که خانواده خود راضی باشند، بزرگان فامیل نیز مخالفتی نخواهند داشت و چون غالبا ازدواج ها فامیلی است و در درون یک طایفه  صورت می گیرد.  مشکلات کم تری پیش می اید. مگر مواردی که خواستگاران دختر چند نفر از فامیل باشند که قضیه کمی پیچیده و برخی اوقات  برای حل و فصل موضوع و انتخاب خواستگار و توافق میان فامیل زمان بیشتری لازم خواهد داشت. برای رد خواستگاری نیز غالبا جواب رد به صورت مستقیم داده نمی شود بلکه دلایل و موانعی به میان آورده می شود که موضوع را به تاخیر می اندازد. این کار نیز برای جلوگیری از اختلافات فامیلی صورت می پذیرد. در موعد تعیین شده گروه خواستگاران به خانه پدر عروس می روند و پس از شنیدن جواب مثبت در مورد شرایط عقد مذاکره و موافقت بعمل می اید. و خانواده داماد برای انجام سایر مراسم عروسی آماده می شوند.

2- مراسم شال و انگشتر:  بعد از مراسم خواستگاری و موافقت خانواده عروس با ازدواج، مراسم شال و انگشتر فرا می رسد، که طی آن یک هدیه و نشان از طرف خانواده داماد به عروس داده می شود و با این کار مراسم خواستگاری رسمی شده و افراد فامیل و طایفه از آن مطلع می شوند و دیگر کسی برای خواستگاری از این دختر اقدام نخواهد کرد. در مراسم شال و انگشتر در روزی که برای این کار تعیین شده است مادر داماد همراه چند تن از زنان فامیل به منزل عروس می روند. مادر عروس نیز چند نفر از زنان فامیل خود را دعوت می کند. در این موقع هد یه ها را که معمولا قطعه ای طلا یا جواهر همراه چند قواره پارچه است توسط مادر داماد به مادر عروس تحویل داده می شود. مراسم همراه دست و کل زدن  و مبارک باد گفتن  وپذیرائی از میهمانان است. این مراسم در گذشته همراه با زندگی ساده عشایری بسیار ساده و کم هزینه بود ولی همراه با تحولات اجتماعی ، این مراسم مانند بسیاری از رسوم دچار تغییر و تحول شده است و دارای تشریفات و هدیه های گران قیمت شده که هزینه سنگینی را به خانواده ها تحمیل می کند.

3. مراسم تعیین باشلق یا شیر بهاء : مراسم بعدی، تعیین باشلق و شیر بهاء است. با اعلام قبلی و تعیین یک روز معین خانواده داماد همراه تعدادی از بزرگان و ریش سفیدان فامیل به منزل خانواده عروس میروند. بعد از پذیرائی موضوع باشلق و شیر بهاء توسط یکی از ریش سفیدان مطرح و مورد مذاکره قرار می گیرد. غالبا مبلغ باشلق رقم بالائی توسط پدر عروس اعلام می شود که با ادامه مذاکره بخشی از آن بخاطر بزرگان قوم و فامیل بخشیده و کم می شود و سپس با مبلغی به توافق می رسند که این مبلغ یا مقدار ممکن است رقم پول نقد یا تعدادی گوسفند یا شتر و اسب و یا ملک باشد. و تاریخی هم تعیین می شود که باشلق تحویل خانواده عروس شود. معمولا باشلق صرف تهیه جهیزیه عروس  می گردد . و یا همراه عروس به خانواده داماد می رود. در گذشته در میان عشایر قشقائی تنها باشلق مطرح بود ولی در حال حاضر علاوه برآن تعیین مهریه نیز رواج یافته است که مشخص و در عقد نامه نوشته می شود.

4-  تدارک مراسم عروسی : در موعد تعیین شده خانواده داماد همراه تعدادی از بستگان، باشلق توافق شده را به خانواده عروس تحویل می دهند و اجازه عروسی را کسب کرده و تاریخ آنرا روشن       می کنند  در عروسیها کلیه هزینه ها بعهده داماد است و تنها ناهار یا شامی در خانواده عروس تهیه    می شود. مدتی به عروسی مانده اندک اندک تدارک عروسی را می بینند و گاهی نیز اینکار را از چند ماه پیشتر آغاز میکنند. تا روز عروسی اینکارها باید انجام گیرد: سفید کردن برنج، (برنجکوبی) آرد کردن گندم، تهیه نان ، خرید قند و چای و توتون و تنباکو، تهیه هیزم، تهیه وسایل پخت و پز ، تهیه ترکه جهت بازی مردان، دعوت توشمال، (نوازنده) ، دعوت قوم و خویش که هر یک مراسم مخصوص بخود دارد.

برنج کوبی (سفید کردن برنج) : سابقاً در بین عشایر دو نوع برنج «چمپا» و «گرده» مورد استفاد قرار می گیرفت.برنج چمپا عطری داشت که هنگام دم کردن برنج ، بوی آن تا فاصله چندین خانه می رفته است.  برنج تا روز استفاده با پوست (نکوبیده) می مانده ، هر روز که میخواستند پلو بپزند زن خانه آن را می کوبید و از پوست جدا میکرد و پلو می پخت. وسیله کوبیدن برنج  برای سفید شدن عبارت از یک هاون چوبی است که به ترکی «دوبک » گفته می شود و دسته آن است. هاون ( دوبک)را از تنه درختان می سازند، باین طریق که تنه کلفت درختی که کج و کوله نباشد می برند، در یک سر آن چند ذغال افروخته می گذارند، این ذغال افروخته همان قسمت را می سوزاند سپس قسمت سوخته شده را می تراشند ودوباره آتش ذغال را می گذارند و این عمل را تکرار می کنند تا وسط آن گود شود و تقریباً بشکل فلاسک یخ درآید قسمت خارجی آنرا هم با تیشه می تراشند و خراطی می کنند. «دسته» یک ساقه دومتری که کلفتی آن باندازه ای است که میتوان از زمین برداشت و انتهای آن بصورت کله قندی تراشیده شده و قسمت پائین آن هم صاف شده است. برای کوبیدن برنج، اول جاجیم یا چیز دیگر مشابه آن را روی زمین پهن می کنند، وسط آن، دوبک (هاون) را قرار می دهند و هاون را تا مقدار سرخالی برنج میریزند که این برنج حدود یک کیلو است ، بعداً دو نفر زن یا دختر هر یک ، یک دسته ای برمیدارند و بطور متناوب  و هم آهنگ روی برنج درون هاون  می کو بند.  ضمن کوبیدن برنج زمزمهای هم سر می دهند ، که آن زمزمه اینست: «هل هلی های های» و (تلفظ زمزمه ها مثل اشخاصی که تودماغی صحبت میکند تلفظ می شود) دیگری هم همین را تکرار می کند. حدود یکربع کوبیدن برنج همراه با زمزمه آهنگ ادامه دارد. وقتی می خواهند بایستند، یکی میگوید «های» دیگری هم میگوید «های» : چندبار این گفته تکرار میشود بعد می ایستند برنج را با دست زیر و رو   می کنند و آنگاه دوباره مشغول کوبیدن برنج می شوند. برنج که کوبیده شد آنرا در یک سینی می ریزند و با تکان دادن بطور عمود و مایل و بالعکس سبوس را از برنج جدا می کنند  برای کوبیدن برنج در  عروسی، برای اینکه کار سرعت عمل بیشتری داشته باشد چندین دستگاه هاون و دسته آماده می کنند. کار برنج کوبی در عروسی ها به عهده دختران جوان است.

 تهیه آرد  : برای تهیه آرد چند لنگه گندم را با الاغ و قاطر حمل و به آسیاب می برند و گاه یکی دو روز طول می کشد تا به آسیاب برسند و یکی دو روزی هم صرف گرفتن نوبت و آرد کردن گندمها می شود تا بخانه برگردند. درگذشته های دور که دسترسی به آسیاب به راحتی امروز نبود، عشایر با آسیابهای دستی که همراه خود داشتند این کار رامی کردند.

تهیه نان : زنان باید نان مورد نیاز عروسی را بپزند. برای این منظور آرد را در لگن بزرگی خمیر می نمایند . بعد خمیر را چانه می کنند سپس چانه را با تیر، روی «تخته» پهن نموده بعد روی تاوه فلزی که زیر آن هیزم میسوزد قرار می دهند، در مدت زمانیکه نان درحال پختن می باشد چانه دیگری بهمین طرز که گفته شد تهیه می شود و روی همان نان که روی تاوه در حال پختن است می اندازند و با سیخ پهنی که به ترکی "اخلو" گفته میشود، از زیر نانها را وارونه می کنند در نتیجه نان دومی که درحال پختن است مشغول پهن کردن نان سومی می شوند چانه که پهن شد روی نان اولی روی تاوه می اندازند دوباره وارونه می کنند، و اینکار همینطور ادامه دارد تا زمانیکه نانهای روی تاوه سنگین شد،همه آنها را برمی دارند و سپس اینکار را ادامه می دهند تا چانه ها تمام شود. از تخصص زنان در امر نان پختن اینست که وقتی چندین نان روی تاوه که روی هم قرار گرفت و نان زیر که درحال پختن است بموقع آنرا وارونه کنند که نسوزد و پخته شود. این نان پختن برای عروسی چند روزی وقت لازم دارد. که توسط زنان و دختران فامیل به صورت دست جمعی انجام می شود.

 

 

برنامه خرید :  برای تدارک و پذیرائی از میهمانان باید امکانات فراهم شود. چون در عشایر امکان انبار کردن و نگهداری وجود ندارد برای این کارچند نفر به شهر می روند و چیزهای مورد لزوم از قبیل قند و چای، تنباکو،  برنج و شیرینی… می خرند و می آورند. – قندها که اکثراً کله ای بوده برای حبه کردن آن از «قندشکن» استفاده می کنند و یک روز شکستن آن طول می کشد. برنج ها را پاک کرده و آردها را نان می کنند و سایر امکانات را آماده می نمایند.

 دعوت تو شمال(نوزانده) : نوازنده ها بنام چنگی از دو نفر تشکیل می شود. یکی «ساز و کرنا» مینوازد و دیگری که «دهل» (طبل) میزند که او را «دهل چی» می گویند و هر دو را اصطلاحاً «تو شمال» میگویند.برای دعوت توشمال قاصدی می فرستند و پیغام می دهند، مثلاً اول ماه آینده فلانکس برای پسرش عروسی دارد شما هم تشریف بیاورید. توشمال روز موعود می آید ، ابتدا با «کرنا» (ساز بزرگ) می نوازد، صدای کرنا تا فاصله ها بگوش می رسد بازیگران مردان و زنان در بنکوهای اطراف با شنیدن صدای کرنا، دعوت شده و نشده بعروسی می آیند و بازی می کنند.

چون این از فرصتهای بسیار نادری است که به مردم کوچ نشین امکان شادی و تفریح را  می دهد. البته باید یادآور شد که در نواختن کرنا نیروی زیادی مصرف می شود از اینجهت پس از ساعتی نواختن کمی استراحت لازم است و اما در اینموقع برای نواختن از وسیله کوچکتری که همان «ساز» نام دارد استفاده می شود  و در موقع نواختن «دهل چی» او را همراهی می کند.                                    

 

                           

 
هزینه توشمال ها در گذشته غالبا از مقرری که از طرف هر خانواده تعیین می شد، تامین می گردید  در حال حاضر در مقابل پرداخت وجه نقد انجام وظیفه می کنند.وظیفه توشمال انجام عروسیها و ختنه سورانها و اصلاح سر مردان بود. بعد از هر عروسی رسم است که از طرف صاحب عروسی انعامی به توشمال  داده می شود که حتماً یک دستمال ابریشمی هفت رنگ پر از نقل و شیرینی جزو آن می باشد. مدت عروسی در بین عشایر اغلب سه تا هفت شبانه روز طول می کشد . در طول مدت عروسی ، دسته سوار و پیاده از راههای دو و نزدیک با هدیه هائی از قبیل برنج، قند و چای، توتون ، تنباکو، گوشتی (گوسفند برای ذبح و گوشت عروسی) . بارهای هیزم، به مجلس عروسی میآیند مدعوین بوسیله خانواده داماد پذیرائی می شوند و توقف آنها مدت معینی ندارد گاهی تا چند شبانه روز طول می کشد.

تهیه  هیزم :  پخت و پز وسیله هیزم انجام می گیرد و در شب هم برای روشنائی از هیزم استفاده می کنند ( در حال حاضر چراغهای گازی مورد استفاده است). برای تهیه هیزم چندین نفر با قاطر یا الاغ و با ابزاری نظیر تبر و تیشه بکوه می روند و هیزم  تهیه می کنند و می آورند.

تهیه ترکه (چوب تازه) :

یکی از رقصهای مردان «چوب بازی» است درحالیکه توشمال آهنگ مخصوص آنرا می نوازد مردی چوب کلفت بلندی را مقابل پایش سپر میکند دیگری با ترکه ای که در دست دارد فعالیت میکند که به پای او بزند ، و وقتی که ترکه را بقصد زدن پائین آورد ضربه ای زد، باید ترکه را زمین بیندازد و چوب بلند را بردارد و شخصی که چوب بلند در دستش بود ترکه بدست می گیرد که به پای حریفش بزند پس از زدن ترکه ممکنست شخص دیگری وارد میدان شود و آن شخص حتماً باید اول چوب بلند را بدست بگیرد ترکه بخورد تا نوبتش بشود که ترکه بزند و این امر گاهی بصورت دو دستگی درمی آید که می خواهند همدیگر را شکست بدهند. اینست که برای این بازی ترکه های زیادی مورد نیاز است که یکی دو روز قبل از عروسی بباغ یا جنگل می روند و ترکه های خوب و صاف حدود یکمتری می برند و میآورند. ناگفته نماند که پایان این بازی موقعی است توشمال دیگر آهنگ نزند.

 

تهیه وسائل پخت وپز و آوردن عروس : اینگونه وسایل کلاً از خانه های همجوار در بنکو به امانت گرفته می شود که پس از اتمام کار به صاحبانشان عودت می دهند و اگر از ظروف امانتی چیزی بشکند یا از بین برود صاحب آن، چیزی بابت آن نمی گیرد زیرا اینکار را عیب میدانند و هم بدشگون . و اگر در اینگونه موارد کسی بخواهد بابت ظرف شکسته ای پول یا مشابه آنرا بدهد، بطرف خیلی برمیخورد. برای آوردن عروس: زن ومرد، کوچک و بزرگ سوار و پیاده حرکت میکنند،

چیدن  سفره : سفره در نزد ترکان احترام خاصی دارد و پا گذاشتن روی سفره را گناه بزرگی می شمارند بهمین لحاظ برای چیدن سفره پا روی آن نمی گذارند. بستگان و همسایگان در تهیه ناهار و شام با خانواده عروس همکاری می کنند. برای این کار به تناسب جمعیت و مهمانان یک تا چند گوسفند سر می برند، زنان و دختران آبادی کمک میکنند تا ناهار آماده شود. در مجمعه های (سینی بزرگ) پلو می کشند و گوشت که بشکل تقریباً خورش تهیه شده روی پلو میریزند و این پلو خورش را اصطلاحاً «آش وگوشت» می گویند. سفره غذا شامل مجمعه های پر از پلو و گوشت است که در کنار آن نان فطیر می گذارند. روی سفره آب و دوغ   وماست می آورند . روی دوغ پونه خشک نرم کرده میریزند.برای شروع بخوردن غذا رسم بر این است که بهم تعارف می کنند تا بزرگتر از همه (ریش سفید) شروع بخوردن غذا کند آنگاه دیگران هم با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم بخورند غذا می پردازند، سر غذا کمتر حرف می زنند و بخوردن دیگران نگاه نکنند، اگر زودتر سیر شدند از غذا خوردن دست نکشند و آنرا مزه مزه میکنند تا دیگران هم سیر شوند وقتی که دست از غذا کشیدند میگویند: الهی شکر، ما کم کردیم تو زیاد کن. بعد از صرف نهار باز بصحبت و صرف چای و کشیدن قلیان مشغول می شوند.در پابان غذا سینی بزرگی روی سفره می گذارند که هر یک از مدعوین بنا به وسع مالی خود مبلغی در سینی می اندازد که به آن شاباش (شادباش) می گویند و برای عروس و داماد کمکی است برای جیران قسمتی از هزینه عروسی.

 5- دعوت مدعوین با توجه به پراکندکی افراد ایل در نقاط مختلف و دور دست، خانواده های عروس و داماد ناگزیر هستند که پیک هائی را سواره به اطراف اعزام کنند. که جوانان سوار کار طایفه با خانواده های عروس و داماد همکاری دارند و با اسبهای خود برای دعوت افراد مراجعه می کنند که در گذشته این دعوت ها به صورت شفاهی بود و در حال حاضر کتبی و از کارت دعوتهای چاپ شده استفاده می شود. به این گونه پیک های شادی آور در ایل" اوخ چی" می گویند، که بر گردن اسبهای خود دستمالی رنگین می بندند که در طول مسیر همه می فهمند که او قاصد شادی و دعوت کننده عروسی است و از او پذیرائی می کنند.

دعوت شده گان از این پیک ها "اوخ چی ها" پذیرائی می نمایند.  و به انها به تلافی زحمت طی مسیر هدایایی از قبیل سکه ،پول، دستمال ..... می دهند و از او تشکر می کنند.

6- جشن عروسی :  خانواده عروس و داماد محل مناسبی را برای اجرای مراسم عروسی انتخاب می کنند. این محلها غالبا چمنزار ها یا دشتها هستند که جا برای مراسم، بازیها و پذیرائی از میهمانها باشد. با همکاری مردم نسبت به تمیز کردن زمین از سنگها، بوته ها اقدام می کنند. به نسبت تعداد میهمانان چادر میزنند و انها را با قالی، گبه، نمد فرش می نمایند  . چادر عروس داماد که همان حجله باشد در محل مرتفعی نصب می شود  و آنرا با آویز های رنگی تزئین می کنند و دور آنرا با گلیم های رنگین می پوشانند و بالای آن پرچم یا دستمال های رنگی آویزان می نمایند . به این دستمال بایداق ، بایراق که همان بیرق و پرچم باشد گفته می شود  برای آشپزی و پخت و پز نیز چادری اختصاص داده می شود  و امکانات لازم مانند هیزم و آب و ظروف از فامیل و همسایه های جمع آوری شده  را در چادر قرار می دهند.  از مدتی قبل خانواده داماد مواد غذائی لازم مانند آرد و برنج ، روغن و گوسفند برای تهیه گوشت و همچنین قند و چایی و تنباکو و.... فراهم می کنند. یکی دو روز قبل از مراسم عروسی، زنان فامیل نانهای لازم و سایر تدارکات مورد نیاز را اماده می نمایند. رختخواب لازم برای میهمانان از همسایه ها و فامیل جمع آوری می شود و تمام این کا رها با همکاری و مشار کت دیگر اعضای طایفه با رضا و رغبت انجام میشود و مراسم عروسی متعلق به همه فامیل است  برای پذیرائی از میهمانان به تعداد مناسب چادر برپا میشود و هر چادر یک یا دو نفر و یا بیشتر مسئول پذیرائی خواهد داشت. پذیرائی توسط جوانان صورت میگیرد که دختران از زنان و پسرها از مردان پذیرائی خواهند کرد. و برخی از میهمانان برای مدت چندین شب و روز در تمام شبانه روز حضور دارند که باید از آنها پذیرائی شود. جشن عروسی با توجه به توان خانواده داماد و تعداد مدعوین ممکن است چندین روز ادامه داشته باشد. با توجه به تعداد و بزرگی طایفه تعداد میهمانان ممکن است به صد ها نفر بالغ شود به همین جهت پذیرائی در روزهای مختلف به عمل می اید که امکان و وسیله پذیرائی جواب گو باشد  اینگونه مراسم هزینه سنگینی را بر خانواده داماد تحمیل می کند و به همین جهت در بین ایل رسم است که مدعوین هدایایی از قبیل گوسفند  روغن، قند و یا وجه نقد با خود می او رند و به این ترتیب بخشی از هزینه خانواده داماد را تامین می کنند.

 7- مراسم بردن عروس :  جشن عروسی ممکن است چند روز در خانه داماد ادامه داشته باشد و پس از آن برای آوردن عروس عازم خانه دختر می شوند.  اگر فاصله خانه عروس تا خانه داماد زیاد و طولانی باشد تنها سوار کاران در آن شرکت دارند و اخیرا با اتومبیل. گروه اعزامی همراه نوازنده گان ساز و دهل همراه هلهله و شادی و کل کشیدن راه می افتند. در بین راه سوار کاران مسابقات مختلف از قبیل سوار کاری، قیقاج و تیر اندازی دست میزنند که از مراسم جالب و دیدن عروسیهاست و فرصتی است برای جوانان که با شرکت در این مراسم هنر نمائی نموده و اظهار وجود نمایند.

 

 

 

گروه اعزامی پس از ورود به خانه عروس معمولا یک نیم روز یا یک روز میهمان هستند. موسیقی و مراسم رقص و پای کوبی اجرا می شود و مردان و زنان هر یک در مراسم رقص خود شرکت می کنند و خانواده عروس از میهمانان پذیرائی می نمایند.  وقتی بدر خانه عروس رسیدند، زنان بطرف محلی که عروس در آنجا است می روند لباسهای عروس را که هنوز پارچه است باندازه عروس می برند و فقط آنرا کوک بندی می کنند و روی لباس عروس می پوشانند که بعدها خود عروس وظیفه دارد آنرا با دقت تمام بدوزد. این لباسها شامل : پیراهن، «تنبون» (دامن) «کولجه» (کت مخمل) که اینها بریدنی و دوختنی است و دیگر گیوه است و دستمال هفت رنگ سر و دستمال هفت رنگ پیشانی بند و گوشواره نقره (و خالک نقره، گو). بعد از این دست و پای عروس را حنا می بندند، چشمهای او را سرمه می کشند،  و گیسوان او را شانه می کنند . بعد از این آرایش و بزک عروس آماده حرکت می شود چارقد ابریشمی بزرگی را روی سر می اندازند که کاملاً صورت او را می پوشاند که عروس قادر نیست جلوی پای خود را ببیند، در این موقع دو نفر زن بازوی عروس را می گیرند و او را در راه رفتن راهنمائی می کنند، البته باید یادآور شد که این چارقد روی سر عروس باقی میماند که شب زفاف طی تشریفاتی برداشته میشود. درحالیکه دو نفر زن بازوی دختر را گرفته مراسم خداحافظی از خانه پدر انجام می شود. لباس عروس عبارتست از، یک روبند است که به ان "دواق" میگویند. و صورت عروس تا هنگام ورود به حجله را کسی نمی بیند. و حجاب کامل است. پیراهن و دامنهای عروس از پارچه های رنگین همراه با دستمال و کلاهک و پیشانی بند  و چادری از توری سفید و ظریف است. ( اخیرا برخی از آنان مانند شهر نشینان بجای این لباس زیبای سنتی از مدلهای جدید لباس سفید عروسی استفاده می کنند). همزمان مردان نسبت به تهیه صورت مجلس عقد اقدام می نمایند که این کار معمولا توسط ملا یا میرزای طایفه و یا یکی از میهمانان با سواد نوشته می شود و به امضاء پدر عروس، پدر داماد و تنی چند از میهمانان می رسد. در صورت مجلس ،عقد کلیه شرایط مورد توافق طرفین نوشته می شود تا بعدا به عاقد داده شود که خطبه جاری و مهر شود. در صورت امکان  از شهرکهای نزد یک عاقد دعوت و مراسم رسمی نیز بعمل می اید.

8- مراسم خداحافظی عروس با خانواده پس از تکمیل صورت مجلس و صرف ناهار یا شام مراسم خداحافظی عروس با خانواده فرا  می رسد که این مراسم معمولا شامل موارد زیر است:

ـ عروس مقداری نان و نمک ، خاکستر اجاق پدر را در دستمالی گذاشته و به کمر می بندد.

ـ سه دور به دور اجاق پدر میگردد و قرانی را که روی اجاق قرار دارد می بوسد.

ـ با پدر و مادر و برادر و خواهران خود خدا حافظی   می کند.

ـ یکی از افراد نزد یک فامیل که معمولا عمو یا دائی است رکاب اسب را میگیرد و عروس سوار می شود.

ـ پسر بچه خرد سالی را پشت سر عروس سوار همان اسب   می کنند. و معتقدند که نیک بختی به همراه دارد.  اسب عروس دارای پشتی بسیار رنگین و افسار زیبا و تزئین شده است و به گردن ان دستمالهای رنگینی زیادی توسط اقوام و فامیل بسته می شود. عروس همراه گروه اعزامی به طرف خانه داماد حرکت می کنند. در تمام طول راه او از ساز و دهل به گوش می رسد. و جوانان به سوار کاری و هنر نمائی می پردازند. و زنان کل زنان آنان را همراهی می کنند  عروس پس از رسیدن به خانه داماد به طرف حجله برده می شود و داماد به استقبال می اید و عروس را در پیاده شدن از اسب کمک کرده و وارد حجله می کند. در تمام این مدت ساز و دهل نواخته می شود و روی سر عروس نقل و شیرینی می پاشند  مراسم عروسی تا پاسی از شب گذشته ادامه دارد و در تمام مدت از میهمانان پذیرائی می شود  در پایان مراسم پدر و مادر عروس یا یکی از ریش سفیدان وارد حجله شده و عروس داماد را دست به دست میدهند و آرزوی خوشبختی می کنند. فردای ان روز مادر داماد همراه برخی از زنان فامیل از عروس دیدن کرده و به اصطلاح "دواق" برداری می کنند یعنی روبند عروس را بر میدارند و ضمنا" اطمینان حاصل می کنند که عروسشان با کره بوده است. با کره بودن عروس بسیار مهم است و هیچ گناهی بدتر از آن در ایل وجود ندارد. بدین ترتیب مراسم عروسی خاتمه یافته و مدعوین پس از خدا حافظی به سوی خانه های خود بر می گردند.

عکس های گویا
  

 

ق

 

 

ادامه دارد  

 

 

 

 

 پوشاک

 

 

لبا س مردان عشایر کوهمره سرخی مشابه سایر ایلات جنوب در دوران قاجار یه بوده است . این لباس تا سال 1311 معمول بود . در دوران "تخته"قاپو (1311-1320) زیر فشار امنیه های رضا شاهی .تا حدودی استعمال لباس سنتی کاهش و گرایش به لباس شهری افزایش یافت . در سال های 1320-1342 مجددا استفاده از لباسهای سنتی معمول شد . وبیشتر ساکنان ایل آن را می پوشیدند . ولی کسانی که به شهر رفت آمد می کردند . به پوشیدن لباس شهری گرایش داشتند . و فقط از کلاه دو گوشی استفاده می کردند . در دهه 50 استعمال کلاه دوگوشی نیز کاهش یافته .هم اکنون کلاه دو گوشی در خارج از شهر معمول است و لباس سنتی را تنها در جشنها و مراسم عروسی و عید می پوشند.

 

لباس مردانه

 

 

لباس مردانه سنتی عشایر فارس از اجزای زیر تشکیل یافته است.

 

قبا(آرخالق)

 

پوششی صلی بدن است . که در ازای آن تار روی کفش (ملکی ) می رسد . و مچ پارا می پوشاند .قبا لباس گشادی است . و تحرک درآن به خصوص در راههای کوهستانی را ممکن می سازد پارچه آن ضخیم و به رنگهای الوان (گاه ستاره وماه)نقش است رنگهای سبز و قرمز .جلف محسوب می شود.

 

شال

روی قبا و دور کمر بسته می شود . شال حدود 7الی 25 متر پارچه "دبیت"مشکی یا قهوهای رنگ است . به طرز مخصوصی دور کمر پیچیده می شود.

 

چقه

 

روی قبا می پوشند و به عبا هم شباهت دارد . پارچه نازکی است و سوراخ دار واز جنس پشم است . آستینهای آن کوتاه است . (بین شانه تا آرنج) زیباترین و گرانترین جقه سفید است که کلانتر در روز عید به جوانان برجسته سو غات می دهد . مردان برای راحت راه  رفتن .پایین جقه را بالا می زنند و آن را زیر شال ثابت می کنند . رنگ جقه معمولا خاکی (کرم) است که از نظر  استتار در کوهها مفید بوده است.

 

 

 

 

زنهار

طنابی است که با کرک و پشم خوش رنگ بافته شده و ته آن برای زیبایی چند "گنپل" رنگارنگ آویخته است .زنهاره وسیله ای است . برای نگهداری چقه بریدن است . آن را دور گردن می آندازند .و چقه را به آن وصل می کنند ته زنهاره و گنپل ها به پشت آویخته شود.(به شکل ضربدر)

 قطار قشنگ

 اسلحه و ملحقات آن نی\ز جز لباس محسوب.:میشود .قطار قشنگ دور کمر بالای شکم وگاه سینه بسته rمی شده است . قطار گاه "دور (دو ردیف )وگاه "سه ردیف"بوده است .تنها در مو اقع اضطراری و در بحبوحه جنگ قطار را به شکل  ضرب در روی دو شانه می بسته اند.

 پشتو

 : اسلحه کمری را زیر شال می بسته اند به نحوی که دسته آن نمایان بوده است.

 تفنگ

- تفنگ رابه پشت می انداخته اند و با تسمه روی سینه استوار می شده است ..

 کفش

 جلو و پشتو آن ضخیم:کفش عشایر فارس "ملکی "است .ملکی نوعی گیوه است که نوک و تیز است .تا در اثر برخورد به سنگ انگشتان را حفظ کند

 

 

کلاه مردانه

 

 

تاسال 1320 کلاه سنتی ایل سرخی "مانندسایر ایلات فارس .کلاه نمدی (کلاه لری )بوده است .در سال 1320 با تجدید حیات ایل قشقایی توسط ناصر خان قشقایی کلاه دو گوشی ابداع و معمول می گردد . امروزه تقریبا همه عشایر فارس (به جز بو یر احمدی ها )از کلاه دو گوش استفاده می کنند.که گاه "کلاه ناصر خان "نامیده می شود.

در سالهای اولیه ابداع کلاه دو گوشی:از سوی برخی روسای ایلات فارس مخالفتهایی صورت گرفت .محمد خان ضرغامی – رئیس ایل عرب و باصری – که با ناصر خان قشقایی مخالف بود.در مقابل این بدعت کلاه یک گوشی را اختراع کرد :ولی این کلاه حتی از سوی عشایر عرب وباصری هم پذیرفته نشدوآنها نیز تحت تاثیر فرهنگ عمومی کلاه دو گوش را استقبال کردند .تنها عشایر بویر احمد بودند که کلاه سنتی خود را مورد استفاده قرار دادند و ابداع جدید را پذیرانشدند.اینکه طراح کلاه دو گوشی چه کسی بوده معلوم نیست .ولی ظاهرا باید آن را نوعی تجلی "ناسیونالیسم آریایی"دانست که در سالهای جنگ جهانی دوم به نفع آلمان هیتلری بروز کرده است .طرح کلاه دوگوشی به کلاههای منقوش در آثار تخت جمشید شباهت دارد.بای توجه داشت که عامل مقبولیت وکاربرد عام وجاافتدن سریع وریشه دار این کلاه "عامل کارکردی"است و کسی به مقاصد و انگیزه های سیاسی آن توجهی نداشته است.عامل کاکردی بان معنا است که دو گوش کلاه به راحتی پایین کشیده می شود ودر سرمای زمستان وبادهای گزنده کوهستانی محافظ خوبی برای گوشهاست .شکل زیر این طریقه اضطراری کلاه دو گوشی را نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

در تابش شدید آفتاب :با خم کردن یک لبه در جلو ی پیشانی محافظ خوبی برای نور آفتاب به دست می آید.بعلاوه از گوشه های آن می توان برای نگهداری اشیاءکوچک (کبریت .سیگار.تیغ.و....)استفاده کرد.عامل دیگری که شیوع عام این کلاه را سبب شد. عامل "زیبایی"است .در مقایسه با کلاه نمدی (لری)کلاه دو گوشی دارای زیبایی خاصی است و می توان با تغییرشکل آن مطابق تیپ فرد اشکال مختلفی ایجاد کرد :معمولافراد مسن ومعمولی ایل شکل "2"را ترجیح می دهند .وجوانها وافراد بزن بهادر متعلق به اقشارمتوسط وپایین ایل شکل "1"را وروءسا و خوانین شکل" 3"را.      

 

 

لباس زنانه

 

لباس زنانه عشایر فارس (معروف به "لباس قشقایی ")عبارتند از ..............................

1- تنبان :چند عدد روی هم پوشیده می شود . تنبانهای زیر معمولا از جنس چیت کم قیمت و تنبان رو پارچه خوشرنگ یبا با چین مشکی رنگ در پایین آن است .در اعیاد و مراسم تنبان کامل حدود 20 متر پارچه می شده ووزن ان به 10 کیلو گرم وبیشتر می رسیده است به حاشیه پایینی تنبان نوار براق و نازک سفید با طلایی دوخته میشو

 

 

 2- پیراهن :

و اعیاد از جنس مخمل یا پارچه های رنگارنگ ضخیم با رنگهای روشن است. پیراهن است و دو بخش آن جلو و دارای دو چاک در دو سوی بدن عقب تنبان را حاشیه آن کاملا پر می کند .

 

 

3-چارقد : از جنس تور یا ژرژت که روی سر بسته می شود . معمولا قسمت جلو ی مو را نمی پوشاند .چارقد را با سنجاق در زیر گلو نگه میدارند . ثروتمندان از سنجاقهای طلا آویز دار استفاده می کنند . روی چار قد گاه پولک ومنجوق دوزی می شود .

 

 پیشانی بند

یک دستما ل کلاغی هفت رنگ (زرد تند با نقوش سبز و قرمز و آبی )است . طول دستمال"قلاقی"به دو متر میرسد و قسمت های جلو موی سر و بخش کمی از بالای پیشانی را می پو شاند و حجاب را کامل می کند . دستمال را د ر پشت سر به شکل خاصی گره می زنند و دنباله درازا آن در پشت آویخته می شود .زنان مرفه معمولا در جلو پیشانی بند یک شی ءزینتی (مثلا طاووس)نسب می کنند.

 

 

 

5- آرخالق:.آرخالق دارای جیب بغلی (داخلی)است وموقع پوشیدن حتما باید یک حب قند برای خوش یمنی گذاشت . شبیه بلوز تنگ وچسبان است وروی پیراهن می پوشند .سر آستین آن روی پشت دست اویخته می شود وتا نوک انگشتان می رسد اطراف آرخالقبا نوارهای براق طلایی و نقره ایی حاشیه دوزی میشود .در موقع کار سر آستین آویخته آرخالق را با یک دوکمه به مچ وصل کرده وبالا می زنند

 

 

6- چادر:در مسافرت ها و خریدها چادر حتما استعمال می شود چادر معمولا ضخیم و سیاه رنگ است . در اعیاد و عروسیها از چادرهای نازک تر و تور مانند استفاده می شود.

 

 

7- کفش : کفش زنانه نیز ملکی است

 

 

در زنانه عشایر آرایش مذموم و ناپسند است و تنها سورمه در چشم کشیدن شدیدا معمول بوده است . و به زیور آلات علاقمند اند و گاهی در خانواده های مرفه النگو های طلا تمامی مچ دو دست را می پوشاند .

 

 

وخانوادهازدواج

نقش اجتماعی زنان

 

زنان بین 60 تا 65%جمعیت ایل را تشکیل می دهند . زن در اقتصاد ایل نقش حساسی  دارد و قالی بافی قسمت مهمی از کار دامداری و کوچ  بخشی از کار کشاورزی و جنگل کاوی به دوش اوست .قشقایی ها خود را ناموس پرست می خواند. وبرای حیثیت و کرامت زن اهمیت فو ق العاده قائل است . در گذشته در شرایط جنگی اگر در کاروانی زنی مسافرت می کرد متلقا به آن کاروان حمله نمی کردند .زنان بسیار زحمتکشی هستند و شیو ه زندگی بسیا ر ساده و فارق از هر گونه اسراف و جمل است و به دلیل کار زیاد زود شکسته می شوند . داشتن پسر زیاد افتخار است. زنان مشقت  داشتن 5 الی 15 فرزند را تحمل می کنند .

زنان در مسائل اجتماعی شرکت داشته وبه هیچ روی خانه نشین نبودند .در مواقعی که ایل به ناگهان مورد یورش قرار می گرفت .زنان فعالانه در دفاع شرکت می جسته و اکثر ا تیر اندازان ماهری بوده اند . آنها در موارد اضطراری با پایه های چادر و وسایل نان پزی دفاع می کرده اند . ولی شرکت زنان در جنگ های تهاجمی "عیب "محسوب می شد ه است . ودر مواقع جنگ زنان و کودکان را به ارتفاع می بردند و در شکافهای "غارها" محفوظ می داشتند

 

زنان از آنجا که پرورنده نسل جدید بوده اند!نقش مهمی در انتقال "میراث فرهنگی "ایل و پرورش فرزندان

 خود با روح عرق ایلی و افتخار به پدران – به ویژه اجداد و پدران سلحشور ی که در جنگ کشته شده اند

  داشته و می کوشیده اند فرزندان خود را با روح احترام به مذهب و عرف ایلی تربیت کنند . در برسی ها نشان می دهد که زندگینامه سران و قهرمانان نام آور ایل عمو ما در طفو لیت پدر خود را یا در جنگ ها از دست داده اند ویا توسط دولت تیر باران شده اند .وخود توسط مادر یا مادر بزرگ پرورش یافته اند و محیط تربیتی سرشار از فقر مادی و فشارهای اجتماعی به نحوی بوده که از کودکی در آنها روحیه انتقام جوئی و "زنده کردن افتخارات پدران "حک شده است . این دوران نقش تعیین کننده در زندگی آنها داشته است و سرا نجام آنان را نیز به سرنو شت پدران دچار ساخته است .   . .   

 

 

ازدواج

درون همسری و برون همسری :تا حدود سالهای 1250 شمسی تمامی ازدواجها درون قبیله ایی بوده . که از آن میان .70 % درون طایفه ای و 30% بین طایفه ای بوده است با استقرار ایل در منطقه کو همره سرخی بتدریج سنت درون همسری شکسته می شود . وازدواج با با اهالی کوهمره آغاز می شود . ولی هنوز نیز حدود 50% ازدواجها درون ایلی است . از 50% دیگر حود 45% ازدواج با دیگر عشایر و روستاییان کوهمره سرخی ودر واقع ازدواج درون منطقه ایی است وتنها 5% آن را ازدواج برون ایلی – برون منطقه ایی تشکیل میدهد جوانانی که مقیم شهرند نیز اکثرا با ایل منطقه کوهمره سرخی وصلت کرده اند .

 

ازدواج سیاسی

منظور از ازدواج سیاسی ازدواجهایی است که کارکرد سیاسی (هم اتحادی )آشکار باشد .

در بزرگان وروسا ی ایل ازدواجها عموما علاوه بر کارکرد طبیعی آن به منظور تحکیم پیوندها ی ایلی و طایفه ایی و منطقه ای صورت می گرفته است .

ازدواجهای خویشاوندی

ازدواج  دختر عمو و پسر عمو در ایل مرسوم بوده است .یکی از عرفها ایل .ازدواج با همسر برادر (پس از وفات)اوست .چنین ازدواجهایی سبب می شده است تا فرزندان برادر تحت حمایت عمو قرار گیرد .اموال برادر از فامیل خارج نشود و زن او به بیگانگان شوهر نکند .ازدواج همسر برادر با بیگانه مذموم تلقی می شده و مایه سرشکستگی است .

چند همسری و تک همسری

در ایل در گذشته چند همسری شیوه معمولی ازدواج بوده است .اکثر مردان پیش از یک همسر داشته وافراد مرفه چهار همسر داشته اند .در سالهای دهه 40 چند همسری کاهش یافته و امروزه نسل جوان تک همسری را –بیشتر به دلیل هنجارها و مشکلات شیوه زندگی امروز – ترجیح میدهد. در نسل قبل پیش از 80 % ازدواجها چند همسری و در نسل کنونی (نسل جوان زیر 35سال) تنها 5% ازدواج چند همسری تخمین زده شده است 

 

 

 

 

آداب مذهبی

 

عشایر کوهمره سرخی مسلمان وشیعه دوازده امامی هستند و مردمی مقید به آداب و رسوم مذهبی .تقید به مذهب سبب جلو گیری از بسیاری مفاسد اجتماعی شده و سلامث اخلاقی منطقه را

 تضمین کرده است

 

 

تضمین کرده است .

 

در این قسمت گوشه از فرهنگ مذهبی عشایر و در قسمت عرف گوشه هایی دیگر از تا ثیر فرهنگ مذهبی را مرور می کنیم.

 

سوگند

 

قسم (سوگند)در عشایر اهمیت زیادی دارد .ودر زوابط اجتماعی دارای کار کرد مهم واساسی در تحکیم پیوندها .تامین اعتماد دو جانبه و تضمین میثاقهاست .

 

معتبرترین قسمها عبارتند از

 

"حضرت عباس ما بین موبو "(حضرت عباس داور میان ما باشد)

"به سر امام حسین "ع"به سر حصرت علی اکبر "به سر حضرت فاطمه زهرا"(س)"به آبروی زهرا"(س)

"به رب کعبه"

"به نم روک امیرالمومنین"(ع) (به شبکلاه امیر المو منین قسم)

" به مکه مناجات قسم"

"به دو دست بریده قمر بنی هاشم "

 

عشایر به خصوص به قران مجید .حضرت عباس(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)اعتقاد عجیبی دارند .علت سوگند به سر حضرت عباس (ع)آن است که آن بزگوار چون دستش قطع شده بود .با دندانهای خود مشک آب را به خیمه های اهل بیت امام حسین (ع)حمل کرد .در بخش "سر گذشت ایل"خواهیم دید که رژیم پهلوی از اعتقاد عشایر به قران کریم بارها و در مقاطع حساس سوء استفاده کرد و با "قسم"قران رهبران قیام را با جای خود به کام مرگ کشاند و شکست قیام را موجب شد.

سادات ونقش اجتماعی آنها

 

 

در کوهمره سرخی شش سادات وجود دارد و سادات یک گروه دارای "منزلت اجتماعی "خاص تلقی می شود .شش خاندان سادات کوهمره سرخی عبارتنداز

 

-سادات دارانجی (سادات حسینی)

سادات شاه لطف الله شکفی (معروف به سادات صفوی)

سادات رمقانی

سادات سقلمه چی (موسوی)

سادات ریچی

سادات ایور

کارکردهای اجتماعی سادات محلی عبارتند از

عقد وازدواج .

جمع آوری وجوه شرعیه(خمس وزکات)

وصیت

روضه خوانی

دعا نویسی (برای شفای بیماران .رفع بیماری سن گندم و بیماری های دامی "تیر بند "برای جلو گیری از اصابت گلو در جنگ که شدیدا مرسوم بوده است وبه آن اعتقادجدی داشتند

معاملات وعقود

ایجاد صلح و صفا و بخشش خون بها و رفع "خونداری"

علاوه بر سادات مذکور شیوخ معیینی از اهالی فراشمند فارس در منطقه کوهمره سرخی احترام و نقش اجتماعی دارند . شیوخ فراشمند ی توسط آخرین رئیس ایل وارد منطقه شدند . معرو فترین آنها مرحوم شیخ ابراهیم حسانی بود که فردی عارف متقی با معلومات و مورد احترام بود .

عشایر برای سادات احترام زیاد قائلند .سرخیها به سادات که می رسند برای تبرک دست آنها را می بو سند واگر  سیدی به خرمن یا احتشام یا منزل آنها وارد شود و تقاضای داشته باشد حتما آنرا براورده می سازند (ودر مقابل از او چیزی در خواست می کنند که" نرنگی "(نرنجی به نشانه عدم رنجش )نامیده می شود . سید معمولا نقل و نبات یا شکر پنیر می دهد ."نرنگی

 را برای شفا می دهد .

 

 

درباره برخی سادات قدیمی کوهمره داستانهایی از اقدامات خارق العاده و کرامات آنها نقل می شود از جمله شاه علی محمد داراجانی (حدود 70 سال )معروف است که سوار سنگ می شده واز آن به عنوان مرکب استفاده می کرده است هم اکنون این سنگ در تنگ خانی کوه دلوموجود است و به سنگ شاه علی محمد معروف است . از شاه لطف الله رمقانی و شاه جواد دارنجانی نیز کرامات عجیبی معروف است از جمله از تا ثیر قطعی دعای آنها در رفع بیماری ها ی نباتی .دامی و انسانی ونیز در رفع گلوله در جنگها (تیر بند)داستانهایی نقل شده است.

علی رغم کارکرد مهم روحانیون در زندگی اجتماعی ایل سرخی کنجکاو شدیم بدانیم که چرا در ایل سرخی روحانی وجود نداشته است !در پاسخ ضرب المثلی در درون ایل را بیان داشتند که برای مزاح بد نیست بیان شود :از سرخی غیر ظالم عالم پااش نگرفتن""از سرخی بجز ظالم بر نخاست"

 

  

مراسم عزاداری امام حسین

 

امام حسین (ع)و قیام حسینی در باورها و آداب مذهبی عشایر کوهمره سرخی جایگاه مهمی دارد و مراسم حسینی در این منطقه با شکوه خاصی برگزار می شود .

در گذشته (قبل از 1341)سران ایل در محل سکونت خود (ریچی و دارنجان)مراسم مفصلی برگزار می کردند و شیوخ فراشمند ی روضه خوانی می نمود ند. امروز نیز بزرگان منطقه در ایام عزاداری حسینی مجالس روضه خوانی برقرار می کنند .و "سفره می دهند.

در شب تسوعا وعاشورا اهالی محله ها ی یک بلوک دسته راه می اندازند وبه سوی امام زاده خود حرکت می کنند . زنجیر زنی و قمع زنی مرسوم نیست و تنها به علامت عزا لباس سیاه می پوشند .به سر شل می مالند و سینه می زنند . هر گروه علم سبز رنگ خود را دارد که در آن آیه شریفه (نصر من الله و فتح قریب)نقش بسته است . به علمها پارچه های رنگی زیادی می آویزند ویک خنجر و یک پیاز سر علم نصب می کنند . وقتی همه دسته ها به امام زاده رسیدند می کوشند تا علم دسته دیگر را به زور از از دستشان خارج کنند واین مبارزه با جدیت انجام می گیرد .از دست دادن علم "ننگ"قلمداد می شود و دسته ای که علم دیگران را به دست آورده است پیروز و سرفراز به حساب می آید !دسته شکسته خورده "یزیدی "محسوب می شده و دسته پیروز "حسینی "!علم تصرف شده را چند روز ی نگه می دارند و سپس گاه سالم و گاه با برداشتن تزئیناتش آن را پس می دهند.

نوحه ها عمو ما همان نوحه ها ی مرسوم در سایر نقاط ایران است که با لهجه محلی خوانده می شود و مهخذ آنها عمومه "روضه الشهدا"کاشفی است از جمله نو حه های ویژه کو همره سرخی می توان به موارد زیر اشاره کرد/

 

(اندیسم از بهر حسین تشنه لو او ببرم .ببرم یا نبرم )  .

 

""آمده ام برای حسین تشنه

 لب آب ببرم.ببرم یا نبرم

جمعیت پاسخ می دهند

"او ببر.او ببر

(آب ببر.آب ببر)

در گذشته نوحه زیر کم پیش مرسوم بوده است:

نوخوان می خوانده است

(ای حسین تشنه لو .تو که لشکر ت .نبید جنگت چه بید)

ای حسین تشنه لب .تو که لشکر نداشتی جنگت چه بود)

جمعیت پاسخ می دهند

"که .کفر نگو اب تو چنی ب م چنم"

(سر .کفر نگون !پس تو چه هستی .پس من چه هستم!)

 

ظاهرا نوحه اخیر عامیانه جلوه می کند .ولی در آن مضمونی عالی نهفته است .نوحه خوان یکی از مهمترین پرسشها را دارد در رابطه با قیام حسینی مطرح میسازد که امروزه نیز پر شور ترین مباحثات علمی –مذهبی را سبب شده است. چرا امام حسین (ع)علی زقم فقدان نیروی کافی قیام کرد؟ جمعیت پاسخی شایسته و عمیق می دهد :(پسر .کفر نگو !پس تو چیستی ؟پس من چه هستم؟به عبارتی دیگر مردم می گویند که امام حسین (ع) با قیا م و شهادت خود برای ابد همه مردمان را به سپاه خود بدل ساخت.

 

 

 

 

 "

 

عرف در ایل

 

 

"عرف" عبارت ازست از قواعد نا مکتوب  که در گذشته در جوامع بشری وجود داشته است و سازمان اجتماعی آنها را سامان داده است . تکامل عرف به پیدایش "قانون " انجامید :ولی در جوامع معاصر هنوز نیز در جوار قوانین مدون عرف و رسوم به حیات خود ادامه می دهند و بسیاری از مسائل اجتماعی را از جمله برخی مسائل ی که قوانین عاجز از حل آنند سامان می بخشند.

در عشایر بر ایران معمولا عرف با مذهب عجین شده و تعالیم مذهبی خمیر مایه بسیاری از قواعد عرفی را تشکیل می داده است به قول ویل دورانت :عجین شدن عرف با مذهب در جماعت قبیله ای .قواعد ی می آورده است که محکمتر از قوانین جوامع امروزی/

در ایل سرخی به عرف (رسومات)می گویند .در رسومات ایل مواردی از آمیزش مذهب و عرف نمایان است هر چند مواردی نیز هست که پایه و خاستگاه مذهبی ندارد.سوگند واحترام به سادات که قبلا بیان داشتیم از زمره رسومات است .یعنی مراعات آنها لازم است و عدم رعایت آنها موجب از میان رفتن "وجهه اجتماعی "فرد و خوار شدناو در نزد جامعه می شود.

در زیر برخی از رسو مات ایل را بیان می کنیم

 

 

 

غیرت گیری (حمایت گیری)

 

حمایت از عضو طایفه و ایل از رسومات بنیادین ایل سرخی است حمایتگری ابعاد مختلفی دارد .از جمله

حمایت مادی :در زمان ریاست کله رحمان (1280-1240)شمسی سنت بوده که اگر کسی به علل مختلف اموال خود را از دست می داد ه بی بضاعت می شده رئس ایل از دیگر خانوار ها ی طایفه او به اندازه کافی دام و وسایل زندگی جمع می کرده و به او می داد ه  است تا به سطح معمولی تمول طایفه برسد و اگر فرد مذکور مجرد بوده با جمع آوری کمک از طائفه خود او برایش زن می گرفته و اسباب لازم برای تشکیل یک عائله متوسط را به او می داده است.

حمایت سیاسی :حمایت از عضو ایل در برابربیگانگان در حمایت ایلی بسیار مهم است. اگر فردی از طایفه ای مورد تعدی بیگانگان قرار گیرد و طایفه اش از او حمایت نکند . این طایفه در افکار عمومی ایل شدیدا محکوم می شود .توهین به عضو یک طایفه .اگر بنا حق و ناموجه است . این نوع حمایتگری "غیرت گیری" نامیده می شود و واکنش آنها را بر می انگیزد .به خصوص اگر فرد توهین شده "بزرگ"و ریش سفید باشد.

غیرت گیری دو بعد مثبت و منفی دارد .بعد مثبت آن حمایت از عضو ایل در قبال اجحافات و تعدیات است. و بعد منفی آن تبدیل شدن این  سنت پسندیده به "رحمیت"و تعصب نمشروع یعنی زمانی که عضو ایل خود تجاوز کار باشد و به حق مورد تنبیه دیگران قرار گیرد . غیرت گیری متعصبانه منشا تنازعات عشایر ی در فارس بوده است.

 

 

 

خونداری

  

بزرگترین جرم در عرف ایل سرخی .قتل نفس است. تا کنون موردی از قتل عضو یک طایفه توسط عضو دیگر همان طایفه مشاهده نشده است ولی مواردی از قتل درون ایلی بوده است که منجر به رودرو ئی طایفه ها گردیده است. خانواده مقتول .خود را خوندار به حساب می آورد و حق مشروع خود می داند که قتل را تلافی کند. حق خونداری به پدر . برادران و پسران مقتول انتقال مییابد ودر صورت فقدان آنها به خویشان وندان درجه دوی او تعلق می گیرد . در مسائل خونداری طایفه مقتول به حمایت از خوندار برمی خیزد و مجموع طایفه خود را خوندار میداند. در مواردقتل عضو ایل توسط بیگانه. مجموعه ایل خود را خوندار می داند و برای قصاص قاتل وارد میدان می شود . تا وقتی که خوندار ی به مرحله "خون بس"نرسداین تلاش و ستیز ادامه دارد .در گذشته در مورد قتلها ی درون ایلی و درون منطقه ای (کوهمره)مساله با میانجیگری رئیس ایل خاتمه می یافته و طرفین را آتشی داده و خون بس بر قرار می شده است .مراسم خون بس به این شکل است که با وساطت سادات رئیس ایل و ریش سفیدان و بزرگان ایل قرانی به گردن قاتل می انداختند و او را به خنه خوندار میبرند . طایفه قاتل در ازای خون مقتول دختری را به ازدواج خوندار در می آورد و گاه مقداری پول و دام نیز به او می پرداخت و در نتیجه خوندار درجه یک حق خود را در قصاص می بخشید . در سر "گذشت"ایل نمونه هایی مشاهده خواهد شد که مثلا در جنگ سرخی با طایفه بهادنی و تیر ه گله زنی حیاتی . پس از ستیزه های فراوان با مراسم خون بس و ایجاد پیوند سببی قضیه فیصله یافت. اگر مراسم خون بس انجام نگیرد کینه ادامه خواهد یافت . در باره دیر پایی و عمق این عرف زیر گویاست :در سالهای دهه 30 یکی از اعضا ی طایفه دهداری سرخی توسط یکی از اهالی کوهمره به قتل رسید . در آن زمان رئیس ایل اعمال نفوذ می کند و قاتل را (چون قتل غیر عمد بوده است)به شیراز فراری میدهد و به نحوی خانواده مقتول را راضی می کند .ولی خون بس انجام نمی شود .سالها می گذرد .پس از انقلاب اسلامی (یعنی با گذشت قریب مقتول 30سال )خانواده خوندار ادعای "خون"شدن و قاتل مجبور شد بابت خون بس دختری به تزویج خانواده مقتول درآورد

.

 

 

 

پیمان برائت

 

 

پیمان برائت نوعی خون بس موقت است .

در شرایط جنگی که مساله بود نبود ایل مطرح است .اگر دو خانواده با هم "خوندار"بودهاند با وساطت سادات و ریش سفیدان و بزرگان . پیمانی به نام "پیمان برائت" میان آنها منعقد می شده و سپس با خیال راحت در کنار هم علیه دشمن می جنگیده اند.مراسم به این شکل بوده است . که طرفین در مجلسی با حضور سادات و ریش سفیدان می نشسته اند . در این مجلس قران مجید را باز می کرده است و خنجری جوهری (آبدیده)را روی سوره برائت (توبه)قرار می داده و سپس به آنها قران سوگند می خورده اند که در طول جنگ به هم خیانت نکنند . این پیمان در سخترین شراط مراعات می شده است. در جنگها ی مشترک ملا سرمست و ملا مهدی علیه انگلیسیها و رژیم پهلوی میان آنها(به دلیل سوءتفاهمایی که در مساله مرگ ملا شهبازبوده)چنین پیمانی منعقد شد. است و صمیمانه در عملیات مختلف (از جمله محاصره شیراز جنگ تنگ آب فیروز آبادو......)همکاری داشتند.

 

سرقت

از جمله رسومات دیگر بوده است که اگر کسی دزدی کند . در برابر هر گوسفند ی که دزدیده طایفه او موظف است .هفت گوسفند تاوان بدهد. این عرف "سری هفت"نامیده می شده است . این "قانون " منشا اختلاقی دارد بین طوایف ناصریو یکی می شود که داستان آن بدین شرح است

"در قدیم بین طوایف ناصر ویگی دوستی مروت خاصی وجود داشته.میر شکار غلام (پدر ملا بگی )با ملا شهباز(از طایفه ناصر و رئیس )روابط حسنه ای داشته و یکی از همسران ملا شهباز از طافه بگی است ..تا اینکه در کوه دلو فردی از طایفه بگی اقدام به سرقت گوسفندی می کند از شخصی به نام امام قلی ایدر قشقائی .او از طایفه خود برید ه و در ناصرو می زیسته است. طایفه ناصرو به حمایت از مال باخته در می آید و ملا شهباز به ریش سفیدان بگی (مشهدی عباسعلی و میر شکار غلام از تیره کمال زار و مشهدی بارانی از تیره قشم زار )پیام می دهد که طبق رسومات سرخی باید مال باخته را "سری هفت سر" تاوان دهید. ریش سفیدان پاسخ می دهند که رسو مات سرخی فقط درون ایل جاری است و ما در ازای گوسفند او فقط یک گوسفند پس می دهیم . ویک یک گوسفند را ارسال میدارند طایفه ناصرو نمی پذیرد وبه جاری شدن رسومات سرخیبه امام قلی ایدر – به دلیل سکونت در ایل – اصرار می ورزد . به مجادله می کشد ودر اثنای مجادله توسط جوانی از طایفه بگی. دو نفر از طایفه ناصر و (که دایی قاتل نیز بودند )اشتباها کشته می شوند در نتیجه دو طایفه ناصرو و بگی خوندار می شوند. واین سر آغاز تفرقه ای می شود که بعدها توسط مرحوم حبیب الله شهباز اصلاح می گردد.

 

 

 

 

ه

کهله حصرت عباس

 

 

"کهله" به معنای سنگ چین است ."کهله حضرت عباس "نوعی پیمان غیر مستقیم برای جلو گیری از سرقت است . هرگاه مسافری در کوه یا بیابان گرفتار شود نتواند مال خود را حمل کند .آنرا رها می سازد و اطرافش را سنگ جین می کند (کهله می بندد)چنین سنگ چینی به معنای سپردن مال به حضرت عباس است .ودر غیاب او هیچ کس حتی دزد جرات ندارد بدان دست بزند و اموال سالم باقی میماند  واین رسم اکنون هم باقی است.

 

 

ناموس پرستی

 

 

سرخیها خود را ناموس پرست می خوانند مسلما تعصب ناموسی در تمام مردم ایران عمیق وریشه دار است .ولی باید اذعان کرد که ایل سرخی در این زمینه تعصب شدید دارد و از این رو اطلاق صفت ناموس پرستی به آنان بی مصداق نیست .که ابعاد گوناگون دارد.

سرخیها شدیدا به زن بی حجاب حساسند و بی حجاب زن را بسیار زشت می دانند این روحیه حتی در سالهای اوج یورش فرهنگ غربی (1342-1357)وجود داشت.

 

بزرگ پرستی

سرخیها خود را بزرگ پرست می خوانند  برگ پرستی به معنای ان است که سرخی  احترام ریش سفیدان و بزرگان و ریش سفیدان ایل و طایفه خشم ایل را برمی انگیزد و عکس العمل آنها را پی دارد. سرخیها از بزرگان و ریش سفیدان ایل در مسایل اجتماعی و سیاسی حمایت می کنند و در تاریخ ایل سرخی این همبستگی بارز است .باید توجه داشت که بزرگ پرستی یک رسم آگاهانه است و به معنای پیروی کورکورانه نیست. در مواردی که فرد ی از بزرگان شوون اجتماعی خود را مراعات نکند .مطرود ایل واقع می شود واین حمایتگری و غیرت گیری ازاو سلب می شود.

هم اتحادی

 

 

"هم اتحادی "نوعی عقد اتحاد و همبستگی است که در اثر وصلت میان دو طایفه ایجاد می شود

 

 

 

مراسم در ایل سرخی

مراسم ازدواج

 

 

 

ازدواج در کومهره سرخی با مراسمی همراه است که به اشاره می کنیم

قبل از ازدواج خو یشاوندان داماد (معمو لا خواهر ی مادر )عروس را می بینند واز سلامت جسمی و روحی او مطمئن می شوند .او را "می پسندند "حدود 90%ازدواجها طبق سلیقه مادر یا خواهر و داماد صورت می گیرد .پس از توافق داماد "شیرینی خوران"یا بله برون سپس قرار داد های مختلف .شفاها منعقد و شیرینیها و باشلق و "با زوری "(عبارت است از مخارجی که خانواده عروس صرف ازدواج می کند . جزیی ترین مخارج خانئاده عروس .حتی هیزم محاسبه و جزء "بازوری" محسوب می شود . وداماد باید آن را بپردازد )تعین می شود و خانواده داماد آنن ها را می پذیرد .عقد در خانه عروس انجهم میشود و مهریه و جهیزیه مشخص می شود .که بسته به استطاعت طرفین /باید مفصل باشد و بر سر آن مقدار گاه کار به جدل می کشد ه است در گذشته تفنگ جز جهاز عروس بئده است . در موقع عزیمت عروس به خانه داماد .پدر عروس مقداری پول یا سکه طتا یا مقداری نان .نمک و یک جلد قران کوچک در پارچه ایی می پیچد و به کمر عروس می بندد تا داماد آن را در حجله باز کند و محتویات را بردارد . به این رسم "دور کمری "می گویند .

در عروسی ساز و نقاره به شدت می نوازند و زنان به صورت جمعی ودایره وار "دستمال بازی می کنند .و مردان به ترکه بازی (چوب بازی )م پردازند

عروسی را با لباس زیبا سوار می کنند وبا عده ای سوار مسلح به محل عروسی می آورند .ملازمان او با رسیدن به محل عروسی تیر انداز ی هوایی می کنند و ورود عروس را خبر می دهند .زنان دستمال بازی کنان و مردان با تیر اندازی هوایی به استقبال عروس می روند . موقعی که عروس از اسب پیاده می شود خانواده داماد باید چیزی مثل "قالی یا گاو"به عنوان "پا اندازون "به خانواده عروس بدهند. دامادرا با دست و پای بسته در وسط حلقه بزرگی می نشانند و دستمال "قلاقی "هفت رنگ به گردن او می بندند سر او را سلمانی و اصلاح می کنند . به این مراسم "سر تراشون"می گو یند .سپس اسامی را با صدای بلند می خوانند . کسنی که پول بیشتری داده اند به ترتیب در صدر لیست قرار می گیرد . معمولا بزرگان ایل و منطقه می کوشند تا با پرداخت پول بیشتر نامشان در صدر لیست باشد و گاه بر سر این کار رقابت در می گیرد. بعد از مراسم "سر تاشون" داماد را سوار بر اسب می کنند و با عده زیادی همراه .برای زیارت به نزدیک ترین امام زاده می روند .در حجله یک نفر از سادات به اتفاق داماد وعروس "نماز زفاف" می خواند و خارج می شود . تا این لحظه صورت عروس پوشیده بود و داماد او را ندیده است . داماد سکه یا پولی به عروس می دهد و او صورت خود را می گشاید . سپس مادر یا خواهر زیر زبونی می گیرند واز حجله خارج می شوند "زیر زبونی "بدین معنا است که عروس در حجله مطلقا حرف نمی زند تا داماد سکه طلا یا مبلقی پول به مادر یا خواهر او بدهد. او سکه را زیر زبان عروس می گذارد و عروس سخن می گوید.

 

 

 

 

مراسم عزا

 

 

در مراسم بزرگ طایفه و ایل با جوانی که در جنگ کشته می شد . اسب او را سیاه پوش مکردند . ودر محل زندگی او نگه می داشتند . مردم گروه گروه ودر پیشاپیش آنها ریش سفیدان .به به دیدار خانواده عزاداری می آمدند . مو قع آمدن مهمانان .بزرگ خانواده متوفی پیاده و به همراه اسب او به استقبال انها می آمد و همگی شیون می کردند . زنان در شیون خود "رود-رود" (عزیزم –عزیزم) را ضجه می کشند .ولی گریه مردان متین است. بدین ترتیب در منزل متوفی تا مدتها  مهمانی داده می شود. ودر مراسم آن نو حه خوانی می کردند . در مراسم عزا رو حانی معتبر محل 0شیوخ فراشمندی و یا سادات) بر منبر می رفتنند و رو ضه خوانی می کردند .قبرستانهای عشایر سرخی یا در جوارامام زاده هاست ویا در مراتع قدیمی آنها .

 

 

 

.

مراسم کوسه کلی

 

مراسم "کوسه کلی" نوعی مراسم "باران سازی است .در زمستان هایی  که با رندگی به تعویق  می افتد .یک نفر خود را به شکل عجیبی در می آراید . "کردک"به تن می کند . ملکی (گیوه)به سر می بندد .با پشم ریش مصنوعی می گذارد . چهره را با آرد سفید می کند و تعدادی زنگوله به گردن واندام خود می آویزد آنگاه در محل به راه می افتد و کودکان به دنبالش می دوند و چنین می  خوانند.

(مشتی عیال دارم .یک من جوی داشتم سر تلی کاشتم .کوسی کلی .آرد کلی بری . ای خدا بزن بارون . ای خدا بزن بارون .کوسی کلی .آرد بری .ای خدا بزن بارون ای خدا بزن بارون(عیالوارم .یک من جو داشتم .که سر تپه ای کاشتم کوزه شکسته .آرد بلئط ای خدا بزن بارون.)

این مراسم در کوهمره و نودان و جروق "کلکلینگ "خوانده شده است و مشابه آن در دشتی و دشتستان وجود دارد "کوسه کلی "به معنای کوزه شکسته"است .تکیه بر آرد و بلوط در واقع بیانگر وحشت ا ز خوشکسالی است و پناه بردن به نان بلوط (کلک) برای تغذیه است. "کوسه کلی" ابتدا به خانه ها می آید و زن خانه با کاسه به روی او آب می پاشد و سپس به او مقداری آب می دهد . پس از مراجعه به تمامی خانه ها آردها را جمع آوری می کند .یکی از زنان با ان گرده (نان ضخیم)می پزد. ودر آنها ریگ مخفی می کند .گرده ها را برای خوردن بین مردم تقسیم می کنند. در هر کدام که ریگ بود .اورا می گیرند و کسی که مشغول شالا ق زدن است .به شدت اورا میزنند تا ضامنی پیدا شود و او را رهایی بخشد . پس از دوروز اگر باران نیامد ضامن را می گیرند و اینبار اورا فلک می کنند . این مراسم هنوز هم اجرا می شود . ومردم معتقد اند که حتما بارون پساز دو روز میبارد وموردی دیده نشده که ضامن کتک بخورد.

 

 

 

مراسم قدح رو برد

 

(قدح رو برد ) نوعی دیگر از مراسم باران سازی است.

عده ایی شبانه از یک محل مجاور می روند واز آنجا مشک یا کوزه ای یا هر نوع ظرفی که در آن آب باشد .می دزدند و می گریزند .پس از آن که مقداری فاصله گرفتند .اهالی را صدا می زنند "اهای .قدح رو برد." (آهای قدح را رودخانه برد ) با شنیدن صدای آنها اهالی از خواب بر می خیزند و دنبالشان می کنند تا یک نفر را دستگیر کنند . فرد دستگیر شده کشان کشان به کنار رود خانه یا چشمه می برند و او را داخل آب سرد می خوابانند تا کسی ضامن شود .پس از پیدا شدن ضامن .فرد دستگیر شده را تا دوروز زندانی می کنند و اگر باران نیامد مجددا اورا در آب می خوابانند . مردم محلی معتقدند که حتما تا دوروز باران می بارد و موردی برای خواباندن مجدد فرد بخت برگشته در آب سر د زمستانی چشمه پیدا نمی شود.

 

 

باورها وآداب

در این قسمت به تر سیم برخی باورها و آداب قدیمی می پردازیم  که بخشی عامیانه و خرافی است که هدف ثبت اینگونه باورهاست و نه تایید و تسجیل آن .ضمنا لازم است که چنین عقید عامیانه ای در تمامی نقاط دنیا وجود دارد و دتیتی بر درجه رشد فرهنگی یک قوم نیست.    

 

 

موجودات افسانه ایی

1- جن

جن به مثابه موجودی که نص قران مجید است . دارای مشخصاتی است که به تعبیر کلامی نیازمند است اما بور عامیانه مساله دیگری است ..بعضی از مرد م به موجودی به نام جن اعتقاد دارند و بعضا مدعی هستند که اورا دیدند . مشخصات به اینگونه است که شبیه انسان و فقط به جای کف پا سم دارد .جن موجود خوش قلبی است و اگر با او بد رفتاری شود عکس العمل نشان می دهد اگر جن دیدید با او هماهنگ شوید با او بازی کنید . جن لباس عروس را از خانه ها ی مردم مدزد د ودر عروسی خود استفاده می کند و سپس آن را پس می دهد .از روستاییان بره و مگیرد .گاه به افراد خاصی اعتماد می کند و با آنها رابطه دوستانه بر قرار می سازد و حتی به خانه خود دعوتشان می کند . مشروط به این که راز دار باشند .در کوهمره سرخی بعضی به داشتن رابطه دوستانه با اجنه معروفند.(مانند مشهدی محمد زمان)جن به رقص پای کوبی و آواز علاقه دارد و معمولا نیمه های شب در حمامها پیکوبی می کند ..علاوه بر آن حمام هادر خرابه ها زندگی می کند .اگر در شب آب بر روی زمین می ریزید حتما "بسم الله "بگویید یا صلوات بفرستید تا اجنه فرار کنند و آب روی آنها نریزد .چون عصبانی می شوند و تلافی می کنند . اجنه دوست دارند با کودکان بازی کنند و آنها را سرگرم کنند .و گاه حتی بعضی کودکان را می دوزند .مثلا چندی پیش دختر خردسالی جلال دارنگانی در شب گم شد . تمامی ده چراق به دست به جستجو پرداختند تا بلا اخره او را در کوه یافتنن .سید رضا از اهالی ریچی . مرد بی سوادی بود اجنه از وی خوششان آمد و او مدتی ناپدید شد . پس از مدتی به ده

باز گشت .در حا لی که با سواد شده بود !به جن "از ما بهترون " نیز گفته می شود.

 

 

 

 

 

آل

 

اآل زن زشت روی و ژولیده است که سا پا برهنه است . سینه های بلندی دارد . که یکی را از روی شانه به پشت میاندازد .و دیگری از پشت آویخته است .موجودی بد جنس و حسود و عامل مرگ زنان باردار .است. در زمان وضع حمل جگر آنهرا برمیدارد و موجب مرگشان می شود .برای فراری دادن آل بالا ی سر زن باردار دعای جوشن کبیر خوانده شود .تیر اندازی هواییکرد .به دست و پای زن باروت زد .مالید و به او طلسم آویخت . اگر آل فرار نکرد باید زن باردار را کتک زد زن بار دار را به سقف آویزان می کنند و با چوب به شدت میزنند .برای جلوگیری از مرگ زن . خون اورا می دهند تا بیاشامد. برخی زنان معروفند که "از جن ارثیه دارند" اینگونه زنان را بالا ی سر زن باردار می برند تا سبب سلامتی او شوند .چون آل از جن وحشت دارد. برای آگاهی از زندگی زن باردار ویا مرگ او جلو اسب جو می ریزند . اگر خورد نشانه بهبودی است و اگر نخورد نشانه مرگ اوست و از او قطع امید می کنند.

 

 

 

تاپو

 

تاپو(بختک) : شکل وی مشخص نیصت و . و موجودی است نا مرئی و بسیار سنگین وزن . اگر انسان (طاق)باز به پشت بخوابد. روی او می آفتد و تا سر حد مرگ اورا نگه می دارد. تاپو با صدای یا (علی .صلوات .و بسم الله فرار می کند . بینی تا پو بسیار نرم است . واز این رو نمی تواند انسان را خفه کند.

 

 

 

همزاد

 

 

هر انسانی که متولد می شود . دارای همزادی از اجنه است . که با او سرنوشت مشترکی دارد .همزاد نامرئی است وبا کودکان بازی می کند.

 

 

خرف خونه

 

 

 

مکانی است در کو هستان  که در گذشته های دور .پیران از کار افتاده را به آنجا می برده و رها می کردند تا بمیرد . بقایای خرف خونه های قدیم هم اکنون نیز در دارنجان ریچی موجود است . معروف است که در قدیم پدری پیر شده بود .عروس به دسیسه می پردازد .و پسر تحریک می کند که زمان بردن پدرت به خرف خونه فرا رسیده است . پسر به تحریک زن پدر را سوار بر خر می کند و بامقداری آذوقه و وسایل . برای مصرف چند روز ه اش .او را به خرف خونه می برد  ودر آن محل جایش می دهد و کردکی(پوشش نمدی )برای دفع سرما بر دوشش می اندازد . پدر با مهربانی می گوید .کرک را با خودت ببر به آن نیازی ندارم  پسر با تعجب علت را جویا می شود : پدر می گوید : پس از چند صبا حی نوبت خودت تو است که به اینج بیایی و تو وضع مالی مناسب نداری . و خودت به این کرکی احتیاج پیدا خواهی کرد. پسر شدیدا متاثر می شود . وپدر را به خانه باز می گرداند و زن را طلاق می دهد و تا دم مرگ از پدر مواظبت می کند . از این پس رسم ازار سال  پیران به خرف خونه ا بین می رود .

 

 

 

 

 

 

تقدس درخت وپرندگان

 

 

در کو همره سرخی درختان خاصی است این درختان مقدس گاه بلوط های کهنسال و تناور ندگاه درختان معمولی ومردم –به ویژه زنان – برای برا ورده شدن حاجات خود به این درختان "لته"می بندند.وبه تاثیر آن اعتقاد دارند.

برخی پرندگان نیز دارای احترام هستند وشکار آنها حرام تلقی می شود. مانند هدهد که اعتقاد دارند مرغ سلیمان است . کاکلی (کل کلاتی ) سیدک(نوعی گنجشک) و کرشک که اعتقاد دارند "سید" است . ضمنا بوف (جغد) را به دلیل نحوست و بد شگونی شکار نمی کنند

از میان گیاهان "پر سیاوش" که در حاشیه سنگی چشمه ها می روید .مقدس محسوب می شود. و معتفدند که از خون سیاوش روییده است . واگرکسی آن را بکند باید به جایش قن یا نبات بگذارد.

 

 

 

دیگر باورها

 

مردم کوهمره به عطسه اعتقاد دارند . و موقع عطسه صبر می کنند .

روزهای 5-13-16-21-25-هرماه قمری نحس است . در این روز ها عروسی یا کوچ نمی کنند . روز 13هر ماه نیز نحس است.

شنبه ها عروسی نمی کنند .و می گویند "شنبه کار .شنبه بار . شنبه عروس خونه نیار"

شب"با" (کوچ) به آسمان می افکنند ودر موقع کوچ /به سمت شاخ بب اصغر حرکت نمی کنند و آن را بد شگون می دانند . عروس را نیز از این سمت نمی برند.

سیاه چادرها به سمتی زده می شود که دهانه آن به سمت شمال باشد .

در ماهای محرم .صفر و رمضان و جاجیم . نمی کنند . مرغ را روی تخم نمی خوابانند و عروسی نمی کنند .

اگر مسافر خسته ای از راه برسد .کودک زیر چهل روز را از چادر خارج میسزند تا از راه رسیده خستگی در کند سپس کودک را باز می گردانند .در چنین مواقعی نگه داشتن کودک شگون ندارد.

سرخیها به غیر عشایر تاجیک می گویند

زن حامله که به زیارت کربلا برود کودک از راه نرسیده لقب کربلایی می گیرد .

کودک نوزاد را پس تولد از بین تسمه و بدنه تفنگ عبور می دهند و معتقدند که این امر سلامتی اورا تضمین می کنند

اگر مسافری از راه برسد و تفنگ داشته باشد .مقداری آب روی تفنگ او می ریزند و به نوزاد می دهند تا بخورد این عمل سلامتی  نوزاد را تضمین می کند