|
رويدادهادر زمان كودكي وي |
اقدامات توسط وزيرانش ابو عبدالله جيهاني و ابو الفضل بلعمي و سپهسالار حمويه بن علي |
|
|
|
|
1-شورش اسحق بن احمد در سمرقند 2-شورش حسين بن علي مرورودي در نيشابور به تحريك اسماعليان خراسان 3-شورش اح مد بن سهل
|
1-ايمن ساختن فرمان روايي از تزلزل و بي ثباتي 2-مغلوب كردن اسحق بن احمد و عفو او 3-دفع شورش حسين بن علي مر ورودي توسط احمد سهل 4-دفع شورش احمد سهل توسط حمويه ده سال آرامش |
|
رويدادهادر زمان کودکی |
اقدامات توسط وزيرانش ابو عبدالله جيهاني و ابو الفضل بلعمي و سپهسالار حمويه بن علي |
|
|
|
|
1-شورش اسحق بن احمد در سمرقند 2-شورش حسين بن علي مرورودي در نيشابور به تحريك اسماعليان خراسان 3-شورش احمد
بن سهل
|
|
در خشان دوران فر مانروايي آل ساماني
|
نام امير |
لقب |
تاريخ تولد و فوت |
مدت اميري |
|
نصربن احمد |
امیر سعید |
مبتلا به سل شدودر سن كمتر از 40سالگي فوت كرد |
30سال و سه ماه |
|
روديداهاي دوران جواني و بزرگسالي |
اقدامات |
|
1-شورش در فرغانه به وسيله الياس بن اسحق و ايجاد اغتشاش در شرق |
دفع شورش و عفو الياس |
|
2-شورش علويان در طبرستان |
|
|
ايجاد فتنه در بخارا توسط ديالمه .اسماعيليه .وبعضي غازيان و برادران كوجك امير كه در قهندزشهر حبس بودند |
دفع فتنه با تدبير ابو الفضل بلعمي |
|
قيام ضد خليفه با تمايلات شيعي - |
اقدامي صورت نگرفت |
|
نارضا يتي فقيهان و روي گرداني انها و پيوستن به جبهه مخالف و ايجاد دو دستگي |
اظهازر تمايل به اقوال دعوت گران شيعه جهت كاهش قدرت فقها |
|
متهم كردن امير به گرايش هاي ضد سني |
|
|
كناره گيري امير و جانشيني فرزنس |
|
اقدامات فرهنگي ايراني
تشويق رودكي در به نظم درآوردن كليله و دمنه
آغاز انحطاط قدرت سامانيان
|
نام امير
|
لقب |
تارخ تولد و فوت |
مدت اميري |
رو يدادها |
اقدامات |
|
نوح بن نصر |
امير حميد |
ربيع الثاني 343فوت |
12سال |
تاييدي توسط خليفه و انتخاب فقيه ابو الفضل محمد ا لسلمي معروف به حاكم جليل به عنوان وزير
2- اتهام و سو ظن قرار گرفتن سرداران نصر وبعضي درباريان 3-قدرت يافتن مجدد فقها
4- بي توجهي وزير به امور اداري و حكو متي
5- نارضايتي سپاه. ضعف خزانه .افزوني ماليات .عدم رسيدگي به شكايات عامه و لشكريان .دريافت ماليات زود هنگام 6 - شورش سپهسالار ابو علي چغاني 7- -شورش عليه وزير به اتهام همدستي با ابو علي چغاني وبيشتر به علت تاخير در پرداخت مواجب كشته شدن او در سال 335
8- از دست رفتن قدرت نوح و گريختن به سمر قند
10 ادامه قيام ابو علي و تحريك ديگر اميران اطراف 11- صلح ابو علي با آل بويه در اواخر فرمان روايي 1- قرار گر فتن قدرت در دست سركردگان سپاه 2- كاهش قدرت مفتيان 3- كاهش قدرت ا زنظر عامه 4- حمايت از هر يك پسرا ن براي جانشيني توسط سركردگان
|
دفع شورش ها و پس گرفتن بخارا از شورشيان
و كشتن و كور كردن اميران وشورشيان ازجمله برادرو عم پدرش
دلجويي از ابو علي وقرار دادن او به عنوان والي خراسان
عزل ابوعلي از والي
وگذاشتن بكر بن مالك فرغاني به عنوان والي خراسان |
|
|
|
|
|
|
|
سامانيان كه منسوب به سامان خداه نامه كه دهقاني زرتشتي از نواحي بلخ ما لك قريه سامان بودند و نسب نامه خودشان را به بهرام چوبينه سردار معروف جوبينه مي دانند. . توانستند براي مدت يك قرن –از سال 287 -389 اميران ووالي خراسان و ماواالنهر شوند
.
اولين امير سامانيان اسماعيل بن احمد معروف به امير ماضي .
دومين فرزندش ابو نصر احمد معروف به امير شهيد
.
سومين فرزندش نصر بن احمد معروف به امير سعيد
چهارمين فرزندش نوح بن نصر معروف به امير حميد –
پنچمين فرزندش عبد الملك معروف به امير رشيد
ششمين فرزندش نصر بن عبد الملك
هفتمين امير ابو صالح منصور بن نوح برادر عبد الملك معروف به امير سديد
هشتمين فرزنش ابو القاسم نوح –نوح بن منصور معروف به امير رضي
نوهمين فرزندش ابو الحارث منصور بن نوح ..............
اقدامات و رويدادها ي اميران ساماني
|
نام امير |
لقب |
تاريخ تولد و فوت |
مدت اميري |
رويدادها |
اقدامات |
| |
|
ابو نصر احمد |
امير شهيد |
ربيع ا اللخر 295 و جمادي الااخر 301 |
6سال |
شورش عمس اسحق بن احمد در سمرقند شورش در ري شورشدر سيستان به تحريك صفاريان يا هواداران قيام ناصر كبيرمعروف به اطرواش در طبرستان در اواخر عمرش |
سركوب و دفع فتنه داخلي –فتح ري و مغلوب ساختن
جهت دفع فتنه از بخارا به جرجن رفت و در نزديكي آموي به دست غلامان كشته شد |
| |
در خشان دوران فر مانروايي آل ساماني
|
نام امير |
لقب |
تاريخ تولد و فوت |
مدت اميري |
رويدادهادر زمان كودكي وي |
اقدامات توسط وزيرانش ابو عبدالله جيهاني و ابو الفضل بلعمي و سپهسالار حمويه بن علي |
|
|
|
|
|
|
|
|
نصربن احمد |
امير سعيد |
مبتلا به سل شدودر سن كمتر از 40سالگي فوت كرد |
30سال و سه ماه |
1-شورش اسحق بن احمد در سمرقند 2-شورش حسين بن علي مرورودي در نيشابور به تحريك اسماعليان خراسان 3-شورش اح مد بن سهل
|
1-ايمن ساختن فرمان روايي از تزلزل و بي ثباتي 2-مغلوب كردن اسحق بن احمد و عفو او 3-دفع شورش حسين بن علي مر ورودي توسط احمد سهل 4-دفع شورش احمد سهل توسط حمويه ده سال آرامش |
ا
|
روديداهاي دوران جواني و بزرگسالي |
اقدامات |
|
1-شورش در فرغانه به وسيله الياس بن اسحق و ايجاد اغتشاش در شرق |
دفع شورش و عفو الياس |
|
2-شورش علويان در طبرستان |
|
|
ايجاد فتنه در بخارا توسط ديالمه .اسماعيليه .وبعضي غازيان و برادران كوجك امير كه در قهندزشهر حبس بودند |
دفع فتنه با تدبير ابو الفضل بلعمي |
|
قيام ضد خليفه با تمايلات شيعي - |
اقدامي صورت نگرفت |
|
نارضا يتي فقيهان و روي گرداني انها و پيوستن به جبهه مخالف و ايجاد دو دستگي |
اظهازر تمايل به اقوال دعوت گران شيعه جهت كاهش قدرت فقها |
|
متهم كردن امير به گرايش هاي ضد سني |
|
|
كناره گيري امير و جانشيني فرزنس |
|
اقدامات فرهنگي ايراني
تشويق رودكي در به نظم درآوردن كليله و دمنه
آغاز انحطاط قدرت سامانيان
|
نام امير
|
لقب |
تارخ تولد و فوت |
مدت اميري |
رو يدادها |
اقدامات |
|
نوح بن نصر |
امير حميد |
ربيع الثاني 343فوت |
12سال |
تاييدي توسط خليفه و انتخاب فقيه ابو الفضل محمد ا لسلمي معروف به حاكم جليل به عنوان وزير
2- اتهام و سو ظن قرار گرفتن سرداران نصر وبعضي درباريان 3-قدرت يافتن مجدد فقها
4- بي توجهي وزير به امور اداري و حكو متي
5- نارضايتي سپاه. ضعف خزانه .افزوني ماليات .عدم رسيدگي به شكايات عامه و لشكريان .دريافت ماليات زود هنگام 6 - شورش سپهسالار ابو علي چغاني 7- -شورش عليه وزير به اتهام همدستي با ابو علي چغاني وبيشتر به علت تاخير در پرداخت مواجب كشته شدن او در سال 335
8- از دست رفتن قدرت نوح و گريختن به سمر قند
10 ادامه قيام ابو علي و تحريك ديگر اميران اطراف 11- صلح ابو علي با آل بويه در اواخر فرمان روايي 1- قرار گر فتن قدرت در دست سركردگان سپاه 2- كاهش قدرت مفتيان 3- كاهش قدرت ا زنظر عامه 4- حمايت از هر يك پسرا ن براي جانشيني توسط سركردگان
|
دفع شورش ها و پس گرفتن بخارا از شورشيان
و كشتن و كور كردن اميران وشورشيان ازجمله برادرو عم پدرش
دلجويي از ابو علي وقرار دادن او به عنوان والي خراسان
عزل ابوعلي از والي
وگذاشتن بكر بن مالك فرغاني به عنوان والي خراسان |
|
|
|
|
|
|
|
|
نام امير |
لقب |
تاريخ تولد و فوت |
مدت اميري |
رويدادها |
اقدامات |
|
عبد لملك |
امير رشيد |
شوال 350 |
|
كشته شدن سپهسالار خراسان بكر بن مالك توسط البتكين در بخارا
2- شورش ا البتكين در بخارا
3- افزايش اختلاف بين تركان و ديوانيان براي در دست گرفتن سپاه
4- كناره گيري وزيرمحمد بن عز ير
5- افزاش دخالت هاي پنهاني ا البتكين سر كرد ه تركان در عزل و نصبها
6- افزيش مطامع تركان و سر كردگان
7بر كناري وزير ا و والي خراسان . به جهت خارج شدن از نفوذ البتكين 8- مرگ امير به جهت افتادن از اسب در بازي چوگان |
انتخاب ابو جعفر عتبي به عنوان وزير ابو الحسن
سيمجوري به عنوان والي خراسان (با سفارش البتكين )
بركناري عتبي به اتهام اسراف در خرج در سال 348
بر كناري سيمجوري به سبب احجاف در خراسان
انتخاب ابو منصور محمد بن عبدالرزاق كه يك سر دار و يك دهقان نام آور خراسان به عنوان والي خراسان . اما بعد از مدتي بر خلاف ميل قلبي هرات و حكومت خراسان را به البتكين سپرد |
|
نام امير |
لقب |
تاريخ تولد و فوت |
رويدادها |
اقدامات |
|
نصر بن عبد الملك |
|
|
بلعمي به اشاره حاكم هرات ا لبتكين انتخاب شد ولي با مخالفت بزرگان مواجه شد و مناز عات با لا كرفت و حتي سراي امارت عرصه غارت و طعنه آتش قرار گرفت در نتيجه امير بر كنار گرديد |
|
|
نام امير |
اقب |
تاريخ فوت و تولد |
مدت اميري |
رويدادها |
اقدامات |
|
ابو صالح منصور بن نوح برادر عبدلملك با حمايت ابو الحسن فايق |
امير سديد |
شوال 366
|
16سال |
خارج شدن البتكين از خراسان و رفتن ار راه طخارستان به غزنه كه بعدها مقر حكومتي غزنويان ميگردد. 2- قدرت يافتن قايق در بخارا كه از كودكي مربي ابو صالح منصور بوده 3- ادامه وزارت ابو علي بلعمي 4- ابومنصور محمد بن عبد الرزاق به عنوان والي خراسان اتخاب مي شود 5- پيوستن ابو منصور به ديلميان به خاطر احساسات ملي و نا خرسندي با سامانيا كه تحت نفوذ تركان بود 6- درگيري ابو منصور با وشمگير زياري و كشته شدن وي 7- برقرار شدن آرامش نسبي 8- درگيري با ختف بن احمد در سيستان |
واداشتن ابو منصور به تغقيب البتكين كه توفيقي نيافت
اشتي با خاف بن احمد |
اقدامات موثر و عادلانه سيمجوري
در خراسان تا سال 377
1-برقراري امنيت وعدالت توسط سيمجور در خراسان
2- با كمك ابو جعفر عتبي و اب علي بلعمي كوشيد بين ديلميان و سامانيان رابطه
و تفاهم ايجاد كند و با پيوند خويشاوندي ايجاد شده باعث شد كه ديلميان ميلغي
سالانه به دربار بخار بفرستند
اقدامات فرهنگي د ر اين زمان
تدوين شاهنامه منثوري با پيگيري ابو منصور
ترجمه و تفسير تاريخ طبري كه رير نظز وزيزش بلعمي صورت گرفته وبا نام خود امير موشح گرديده
ترجمه تاريخ به نام تاريخ بلعمي توسط ابو علي بلعمي
آورده ا ند كيخسرو سردار نامي وقهرما ن پر آواز شاهنامه در شرا يط كولاك و برف تصميم مي گيرد ا ز گرد نه اي كه بعد ها به نام گردنه بيژن شهرت پيدا كرد عبور كند لذا بلنداي گردنه را پشت سرگذاشته ود يگر هيچ اثري از او يافته نمي شود . در اين هنگا م بيژن يكي ا ز قهر ما نان سپاه كيخسرو به قصد يا فتن وي سي نفر ا ز ياران سخت كو ش سپا ه ر ا بسيج نموده و راهي گردنه محل عبور كيخسرو را در پيش مي گيرند . پس از طي مسافتي طوفان سختي درمي گيرد و شرايط به گونه اي تغيير مي يابد كه ياران بيژن يكي پس از ديگري هلاك مي شوند و بنابر روايتي يكي از تيرها ي رها شده از كمان بيژ ن اين قهرمان بزرگ شا هنا مه بر سنگي نشسته و اَ كنون نيز اثر آن برجاست و در محد وده جغرافيائي كه شهرستان سميرم درآن واقع شده ا ست ودركو هپا يه هاي زاگر س، تاريخ ا فسا نه اي و اسطوره اي ايران با تاريخ مكتوب ومدون گره خورده و مرزهاي حوادث در هم نورديده مي شو ند . قد مت نقلها و ذ كر حوادث ا ين خطه حكا يت از پيشينه غني حيات آن دارد . شرايط آب وهوائي ، موقعيت مناسب ا منيتي يعني حصا رهاي سر به فلك كشيده زا گرس و وفور آب هاي فراوان همه شرايط را براي ا سكان گروه هاي مختلف جمعيتي فرا هم مي كرد. سخن قاطع براساس تشبها ت اسمي د ر خصوص تاريخ اَدوار بسيار پيشين كاري بس مشكل مي با شد ا ما ملا حظه و يژ گي ها ي جغرا فيائي شا يد بتوا ند ما را به نتيجه اي نا ئل كرده اند. در تاريخ ماد” ا ز سلاله سوم اور به لشكر كشي هائي عليه اور بيلوم آربل كه اكنون اربيل نا ميده مي شو د و سيمو روم از شهر ها ي كوهپايه ها ي دور دست زا گرس بوده سخن گفته شده ا ست .”
در ارتباط با واژ ه سيموروم قرائني چند حكايت از تطبيق اين منطقه با شهرستان ا مروز مي كند . شايان توجه است كه پادشاهان سلسله سوم اور تلاش وافر جهت تسلط به نواحي غربي امروزي ايران داشته و چنان كه در كتاب جغرافياي تاريخي ا يران باستان آمده ا ست .” گيميل سين از پاد شاهان سلسله سوم اور (12 ق.م ) برا ي ا ين كه بتوا ند نواحي كردستان را در اختيارداشته باشد (وردنر) را كه مردي توانا بود حكومت نواحي(گنهر) و (هما- زي) و (اردبيل) و (ايشار) و (سو بار تو) و (كرده) داد .”
تسلط بر كردستا ن ا مروزي و اردبيل (كرد ستان وعراق) سبب مي گرديد كه لشكركشي به كوهپايه هاي شرق زاگرس جزء مناطق دور دست قلمداد گردد بر ا ساس ظواهر كلام و استنادات تاريخي و جغرافيايي با توجه به ا ينكه جزء شهرستان سميرم در طول تاريخ درمنطقه مركزي ايران و سلسله جبال زا گرس ناحيه اي به اين نام و نامها ي مشابه د ر هيچ متو ني ذ كر نگرد يده ا ست به نظر مي ر سد كه سيموروم همان سميرم امروزي است و در ا ين صورت قد مت منطقه شگفت ا نگيز مي نما يد.
صرف نظرا زهجوم سلاله اور به سميرم دياكونف از لشكركشي ها ي نارام سوئنا نواده سارگون ا ز سلاله ا كد (قرن بيست وسوم قبل ا ز ميلاد) ياد ميكند و با توجه به كتيبه نارام سوئنا مي نويسد: ” در لوح مشهور پيروزي وي براي بار اول از لولو بيان ياد مي كند د ر نوشته اي كه نيم آن محو شده چنين منقول است : سيدور كه كو هستا نيان لولوبوم ر ا گرد آورد (ا ين نوشته محتملا” مربوط به تصوير د شمني ا ست كه مغلوب نارام سوئن گشته ا ست ) لشكر كشي عليه لولو بوم پايان منطقي يك سلسله عمليات جنگي بود كه آن پادشاه به كوهپايه هاي زا گرس عليه ناوار در دره رود ياله و سيموروم بر رود زاب كوچك و مارخا شي د ر عيلام وغيره به عمل آ ورد .”
قبا يل لولوبي ظاهرا” بخش وسيعي از كوهها و كوهپايه را از قسمت علياي دياله گرفته تا درياچه اروميه و حتي آن سوتر به طرف شمال غربي ا شغال كرده بود ند . به ظن غالب لولوبيان با عيلاميان قرا بت داشتند چنان كه ذكر شده با توجه به عدم دسترسي به منا بع متعدد ا ظهار نظر قطعي پيرامون تطبيق نام سيموروم با سمير م كاري بس مشكل ا ست ا ما قرائن تاريخي و جغرافيا ي تا حدودي سبب نزد يكي ا ين دو منطقه مي شود كه حكايت از تاريخ بسيار كهن و درخشان سميرم دارد .
لسترنج مي نويسد :” مستوفي در طارم پايين قلعه مهم شميران را نام برده كه اكنون محل آن معلوم نيست و يا قوت كه خرابه ها ي آن را ديده آن را سميران ضبط كرده .”
اما بدون شك ا ين سميران با سميرم ذ كر شده دركتاب دياكونف منطبق نمي باشد زيرا طارم از ايالا ت جبال و در رشته كو ه ها ي ا لبرز وا قع شده ا ست ا ما ا شاره به ا ين نكته كه سميرم بر روي رود زاب كو چك واقع شده جاي تعمق و برر سي بيشتر ي دا رد . برا ساس نظر لستر نج رود زاب كو چك د ر قسمت شرقي دجله واقع است. به نظر مي ر سد نامي ا ز منطقه سميرم در ا ين حد ود نَه د ركتاب لستر نج و نَه در هيچ كتاب جغرافيا يي نيا مده است و با توجه به اشاره دياكونف به سميرم دركو هپايه ها ي زا گرس و همچنين تأ كيد لسترنج برا ينكه اسم نهرهاي (از اب بالا و پا يين )در زما نهاي مختلف تغيير پيد ا نمو ده ا ست به نظر مي ر سد كه سمير م كنوني در ا ستان فارس همان سميرمي مي با شد كه سلاله ا كد آ نجا ر ا تسخير نموده ا ند ا لبته با توجه به دامنه فتوحات ا ين سلسله ها به ويژ ه ا كد يها كه از مناطق تحت تسلط عيلا م تا ا روميه را به تسخير آو رده بود ند ، فتح سمير م چندان دور از ذ هن به نظر نمي رسد. با آشكارتر شدن زواياي پنهان تاريخ ايران و وجود آثار كتبي و باستان شناسي ، بسياري ا ز ويژگي ها و وقايع تاريخي ايران باز گو و به رشته تحرير در آمده و قد مت تاريخي و آثار متعدد اجتماعي ا ين خطه نيز بر همگان آشكار گرديده است . در سال 1341 هجري شمسي پر فسورو اند نبرگ بلژ يكي براي ادامه بررسيها ي تاريخي و با ستا ن شنا سي خود به ا يران آمده و در نامه مو رخ 2 د يما ه 1341 شمسي نتا يج سفر خود را به رشته تحرير در آورده كه قسمتي ا ز آن كه مربوط به آثار به جاما نده در شهرستان سميرم مي با شد به شرح ذيل ا ست :
1. ا طلاع بر وجود نيا يشگا ه مهم و معتبري ا ز د و ر ه سا سا نيا ن و نوشته
پهلو ي در تنگ جلو شهر ستا ن سمير م .
2. پنج پا يه جا يگا ه آ تش در شهر سمير م .
3. پنجمين ميل سنگي بر روي تپه ا ي طبيعي د ر مشرق سمير م و د ر فاصله
كيلو وجود دا شت كه آن نيز ا ندا زه گيري و عكس برد ا ري شد . ا ين ميل مهم
زيا ر تگا ه مرد م حول وحوش بوده ا ست .
ا ما شا يد يكي ا ز بنا ها ي مهم تاريخي بجا ما نده د ر ا طر ا ف سمير م قلعه سنگي يا دژ بهمن مي با شد .
لستر نج : شهر برك ر ا قلعه كهن بهمن قلمد اد كرده ا ست و ا ين قلعه د ر يك ما يلي جنوب شهر فرك قرا ر د ا رد د ر ا ين صورت با توجه به ا ين كه فرك د ر سه منزلي جنوب خا وري دارا بگرد قرار د ا رد منطبق با قلعه سنگي سمير م نمي با شد اما در كتاب ا قليم پا ر س آمد ه ا ست ” كه ا ين قلعه بين را ه كمه به سمير م د ر دَه كيلو متري جاد ه فرعي ا زده حنا قراردا رد و شامل يك قلعه سنگي بز رگي در با لاي كوه مرتفعي مي با شد .”
د ر كمر اين كو ه كتيبه ا ي لا يقرا ء د يد ه مي شو د و با لا ي كو ه د و حوض بز ر گي كه د ر سنگ كند ه شده بود وجود د ا شت كه گويا مخازن آب ساكنين قلعه بوده ا ست هر يك ا ز ا ين مخازن سنگي داراي 11 متر و طول 30/4 متر عمق و30/3 عمق و13 عدد پله بود كه طول هر كد ا م ا ز پله ها 70 سا نتيمتر وعرض آن ها 28 سا نتيمتر وبلندي هر يك 25 سا نتيمتر بود .در قله كو ه كه به نام د ژ بهمن نا ميد ه مي شو د بر روي 4 ستون سنگي كه د ر چها ر طرف سطح فوقا ني كو ه قرار د ا رد كتيبه هائي بر جسته وگود نقر شد ه ا ست د ر صخره جنوب شرقي د ر كنا ر سنگ نبشته ا ي به خط پهلو ي ساساني حو ضچه ا ي كنده شد ه سنگ نبشته به خط پهلو ي د ر پنج سطر ود ر كنار آن چند سنگ نبشته د يگر به خط عربي د يد ه مي –شو د . د ر قله سنگي آثار وبقا ياي صنا يع د ستي به وفور مشا هده شده وبسياري ا ز ساكنين محل شاهد ا ستخر اج متعد د ا ين آثار ا ز د ل خا ك منطقه بوده ا ند . اگر چه نزولا ت آ سماني وحوادث طبيعي سبب نا خوانا شد ن كتيبه ها وسنگ نبشته ها شده اند ولي يقينا” با بذل توجه خاص پرده ا ز وا قعيت ها ي تاريخي محل بردا شته خو ا هد شد . صرف نظر ا ز قله سنگي مرد م منطقه سمير م به آ ثار تاريخي متعلق به ا ير ا ن با ستان در نواحي د يگر منطقه ا زجمله تخت سليمان ا شا ره مي كنند كه ا ين موضوع برر سي ها ي جامع تري ر ا طلب مي نما يد . يكي ا ز آ ثار تاريخي به د ست آمد ه د ر سمير م آ تشدان سنگي مربوط به عهد هخا منشيان است . كه حكايت از قد مت تاريخ وتحول در زند گي مرد م سمير م دارد . چنان كه پيشتر آ مد با توجه به كمبود منا بع و مآخذ شرح سوابق و حوادث و قد مت سمير م د ر ا زمنه بسيار گذ شته كاري ، بس مشكل است ا ما شوا هد وقرائن و ا قوال چشم ا ند ا ز رو شني ر ا مي گشا يد كه با تلاش و اِ مد ا د علوم مرتبط يقينا مي توان به نتا يجي نائل آ مده و ا بهامات سا يه ا فكنده بر ا ين قسمت ا ز تاريخ سمير م ر ا رو شن نمو د .