تعاريف اصطلاحات

محيط :واژه محيط كلمه اي است كه فرانسوي كهدراواسط قرن هفدهم به جاي واژه طبيعت عموميت يافت و عبارتست از مجموعه عوامل فيزيكي "شيمياي زيستي و اجتماعي كه قادرند در زمان معيني به طور مستقيم و يا غير مستقيم ا فوري يا تدريجي روي فعاليت انسان و ساير موجودات زنده داشته باشد . اما در مفهوم جغرافيايي محيط بخشي از طبيعت است كه در يك برهه ويژه از تاريخ مستقيما وارد شرايط مادي جامعه مي شود . در همه  اين تفكرات محتواي طبيعي محيط جغرافيا يي مورد نظر است كه در چريان زماني به آرامي تغيير و تكامل مي يابد.

مكان . زمان.فضا.

مكان بستر فيزيكي همه چيز و مركز عمل اراده انسانها است و كانون عام جغرافيا است بعبارتي ديگر مكان فضاي خاص و فضاي عام بوده و جغرافيا با شيوه علمي شرح و تبيين پديدهها ي مكاني را در ارتباط با تحول در طول زمان مطالهه مي كنند . تحولات در يك ناحيه يا پديده جغرافيايي بيانگر تغيير آن در طول زمان است . اما فضا اعم از مكان بوده و حجم مكاني وزماني فعاليتها ي انسان براي بقااست بعبارتيديگر فضا محل بده بستان پديده ها يا ميدان تاثير گيري و تاثيير بخشي متقابل پديده ها مي باشد.و از ديدگاه جغرافيايي فضا را بايد به صورت نظامي تلقي كرد كه در آن عناصر ي   از قلمرو طبيي  مانند آب و هوا و پو شش گياهي با عناصر وابسته به قلمرو انساني مانند جمعيت و شيوه زندگي آنها درسطح سياره زمين در ارتباط با هم قرار دارد .

منطقه و برنامه ريزي منطقه ايي

منطقه بخشي از محدوده هاي جغرافيايي است كه به واسطه يك خصيصه جغرافيايي از مناطق ديگر متمايز ميگردد . منطقه از ناحيه وسيع تر بوده و ممكن است چند ناحيه يك منطقه جغرافيايي را به وجود آورند . برخي از تحليل گران در تحقيقات خود منطقه را برابر استان و ناحيه را برابر شهرستان در نظر مي گيرند .

ام برنامه ريزان منطقه ايي عبارت است از كاربرد تكنيك ها و مدلها ي توسعه جهت عمران و آبادي يك منطقه خاص كه با توجه به شناخت دقيق وضع موجود منطقه انجام شود.

ناحيه و برنامه ريزي ناحيه ايي

نا حيه از ديدگاه گريفت تيلور جغرافيدان فرانسوي  عبارت است از بخشي از كره زمين از وحدت و تجانس برخوردار بوده واين وحدت ممكن است طبيعي و يا انساني باشد و از منطقه كوچكتر است . در ديكشنري مدرن جغرافيا در تعريف ناحيه آمده است

بخشي از سطح زمين است كه به واسطه ويژگي هاي خاص ويا معيار هاي معين با نواحي مجاورش متفاوت بوده  ناحيه واحد ي را به وجود مي آورد و اساس اصل اين تفاوت ها متنوع مي باشد به عنوان نمونه پستي و بلندي .آب وهوا .تراكم جمعيت و  آمايش سرزمين ازان جمله است .

اما برنامه ريزي ناحيه ايي يا فضايي روند است براي بهرورساز ي و آرايش منطقي حفظ تعادل .توازن و هماهنگي بين جمعيت و تاسيسات اقتصادي و اجتماعي ايجاد شده است توسط آن در فضا ي كشور و جلوگيري از بروز عدم تعادل و باز تاب هاي تخريبي و منفي در فضا ي سرزمين . به عبارت ديگر هدف از برنامه ريزي فضايي نحوه توزيع و سازمان يابي انسان و فعاليتش در سر اسر كشور مي باشد.  تاسيسا

تغسيمات كشوري

عنصر تقسيمات كشوري در ايران شامل ابادي  .روستا . دهستان . شهر بخش شهرستان .و استان مي باشد .

 آبادي

به مجموعه يك يا چند مكان و اراضي به هم پيوسته اعم از كشاورزي و غير كشاورزي گفته مي شود كه در خارج از محدوده شهرها واقع شده و داري محدوده ثبتي يا عرفي مستقل باشد . و اگر در زمام سر شماري محل سكونت خانوار يا خانواده هايي باشد . داراي سكنه و در غير اين صورت خالي از سكنه مي شود

روستا

كوچكترين واحد .مبدا تقسيمات كشوري است كه از لحاظ محيط زيستي (وضع طبيعي .اجتماعي . فرهنگي .و اقتصادي )همگن بوده كه با حوزه قلمرو معين ثبتي يا عرفي مستقل حداقل تعداد 20خانوار اعم از متحرك يا پراكنده در آنجا سكونت داشته باشد .و اكثر يت ساكنان آن بطور مستقيم يا غير مستقيم به يكي از فعاليتهاي كشاورزي  دامداري  باغباني  صنايع دستي و صيد و تركيبي از اين فعاليت اشتغال داشته باشند ودر عرف به عنوان ده آبادي دهكده ويا قريه ناميده مي شود .

دهستان

 

    

كوچكترين واحد تقسيماتي كشور ي است  كه داراي محدوده جغرافياي معين بوده واز به هم پيوستن چند روتا مكان و مزرعه همجوار تشكيل مي شود كه از لحاظ محيط طبيعي فرهنگي  اجتماعي و اقتصدي همگن بوده و امكان خدماترساني و برنامه ريزي در سيستم و شبكه واحدي را فراهم مي نمايد.

شهر

محلي است با محدوده قانوني و از لحاظ بافت ساختماني  اشتغال و ساير عوامل داراي سيمايي با ويژگيهاي خاص خود بوده بطوري كه اكثريت ساكنان دائمي آن در مشاغل كسب  تجارت صنعت  كشاورزي و خدمات و فعاليت هاي اداري  اشتغال داشته ودر زمينه خدمات شهري از خود كفايي نسبي بر

خوردار و كانون مبادلات اقتصادي فرهنگي سياسي  حوزه جذب و نفوذ پيرامون خود بوده و حداقل داراي ده هزار جمعيت مي باشد .

بخش

بخش از بههم پيوستن چند دهستان همجوار مشتمل بر چندين مزر عه مكان روستا و احيانا شهر است كه در آن عوامل طبيعي و انساني واحدي همگنرا به وجود مي آورد كه با در نظر گرفتن تناسب  وسعت  جمعيت  ارتباطات  دسترسي و ساير موقعيت ها نيل به اهداف و برنامه ريزي دولت در جهت احياي امكنات طبيعي  و استعداد ي اجتماعي و توسعه امور  رفاهي و اقتصادي آن تسهيل گردد.

شهرستان – استان

ازبه هم پيوستن چند بخش همجوار شهرستان واز به هم پيوستن چند شهرستان همجوار استان تشكيل مي شود.

ويژگيهاي طبيعي

موقعيت جغرافيايي

شهرستان سميرم با مساحت 5224كيلومترمربع در جنوب غربي استان اصفهان  با مختصات جغرافيايي 51 درجه و 17 دقيقه تا 52 درجه 3دقيقه طول شرقي و 30درجه و 42 دقيقه تا 31 درجهو 51دقيقه عرض  شمالي و با ارتفاع متوسط 2400 متر از سطح دريا  بين چهار استان اصفهان . چهار محال و بختياري . كهگيلويه و بوير احمد و فارس واقع شده است . از شمال به شهرضا  از شرق به اباده و اقليد فارس  از جنوب غربي و غرب با مرز طبيعي رشته كوهاي دنا به استان كهگيلويه و بوير احمد از غرب به بروجن و لردگان (چهار محال و بختياري )محدود مي شود .فاصله مركز به شهرستان تا اصفهان 150وتا تهران 435كيلو متر است .

اين شهرستان 9/4درصد مساحت و 65/1درصد جمعيت استان اصفهان را شامل مي شود از نظر موقعيت قرار گيري در حاشيه جنوب شرقي رشته كو ههاي زاگرس قرار گرفته به طور ي كه رشته كوها ي دنا بصورت حصاري در غرب و جنوب غربي آن كشيده شده است .

زمين شناسي و ژئومورفولوژي

از نظر تقسيمات ساختماني زمين شناسي ايران شهر ستان سميرم در منطقه رورانده زاگرس   زون سنندج سيرجان واقع شده و فعاليت هاي شديد تكتونيكي در آن به وضع ديده ميشود . در غرب و جنوب غربي آن رشته كوهاي معروف دنا واقع گرديده است كه از نظر جنس  اغلب شامل اهك هاي دوران دوم و سوم زمين شناسي است وبه طور متناسب لايه هاي مارني آهكي در آن ها مشاهده مي شود .

از لحاظ چينه شناسي قديمي ترين رخنمونهاي سنگي در غالب شيل  شيست و اهك هاي د گرگون شده دوره ژوراسكيت در محدوده روستاي دولت قرين در شمال شرقي نهشته هاي آهكي از بيوليندا و مارنهاي قرمز و خاكستري به همراه كنگلو مرا و شيلهاي تيره رنگ كر تاسه تشكيلات آسماري ائوسن و ماسه سنگ به همراه تشكيلات گجساران  ميو سين در محدوده دهستان ونك در غرب و تشكيلات كنگاو مراي پيلوسن در محدودهشهر سميرم مخصوصا كوه سياه كه ابشار معروف تنگ دهان در ان پهلو گرفته و ابرفت هاي دوران چهارم كواتري شامل تراست هاي قديم و جديد كنار رودخانه ها و خاكهاي كشاورزي و مخلوط افكنه به ويژه در بخش پادنا در جنوب  شهرستان از بارز ترين شاخصه هاي زمين شناسي منطقه است .

همچنين به دليل موقعيت خاص و نوع  زمين شناسي  منطقه گسلها ي فراواني در آن مشاهده مي گردد كه به طور مستقيم و غير مستقيم تاثير فراواني بر روي زمين شناسي  منطقه دارند . معروف ترين اين گسلها شامل گسل  اصلي بارفت .گسل كوه مرواريد . و رگ حنا و گسل كلنجه در بخش پادنا است .اين گسلها و شكستهاي موجود در طح شهرستان گهگاهي  نا ارام بوده و احتمال زلزله خيززي آن مي رود بطوري كه از سال 1905 تا كنون حدود 29 زلزله به قدرت .3/5  1/4  در مقياس ريشتر در سطح شهرستان سميرم به ثبت رسيده كه بيشتر آنها در محدوده گسل كلنجه و حوالي كمه و پادناي عليا بوده كه تلفاتي را در بر نداشته است .

اما انظر مورفولوژي و نوع ناهمواري ها شهرستان سميرم به سه بخش عمده  تقسيم مي شود كه عبارتند از

1-     ارتفاعات

اراضي اين واحد ها از كوههاي  بلند با قلل تند و پرتگاه هاي متعدد تشكيل شده و به دامنه هاي پر شيب و در هاي تنگ و باريك و اكثرا v شكل ختم مي گردد . جنس سنگهاي اين واحد ها بيشتر از اك هاي كر تاسه و آسماري مي باشد . سطوح سنگ ها توسط گسل ها و شكافها يي شكسته و پريده شده و تحت فرسايش  شيميايي و خصو صا اهك هاي آسماري بسيار خشن و حفره دار است .

-         2-  تپه هاي ماهواره اي

-         اين قسمت از  در واحد  تشكيلات كنگلو مراي بختياري  رسها و مازنهاي  گروه فارس و رسوبات  كواتر نر گسترش يافته.  سطح  زمين بسيار ناهموار و تپه  ماهواره است قلل تپه ها گرد و مدور  نيمرخ دامنه ها محدب  ويك شيب كوزي به موازات خطوط ميزان روي دامنه ها مشاهده  مي گردد.

-         دشتها

-         شامل دشت وردشت و قر تپسي در شمال  دشت حنادر مركز  اراضي مار بر و دشت كوچكي كمه در جنوب شهرستان مي باشد پوشش نهشته هاي آبرفتي در دشت هاي  پر شيب نسبتا ملايم بوده واز نظر توپوگرافي صاف و هموار است جغرافيا

تعاريف اصطلاحات

محيط :واژه محيط كلمه اي است كه فرانسوي كهدراواسط قرن هفدهم به جاي واژه طبيعت عموميت يافت و عبارتست از مجموعه عوامل فيزيكي "شيمياي زيستي و اجتماعي كه قادرند در زمان معيني به طور مستقيم و يا غير مستقيم ا فوري يا تدريجي روي فعاليت انسان و ساير موجودات زنده داشته باشد . اما در مفهوم جغرافيايي محيط بخشي از طبيعت است كه در يك برهه ويژه از تاريخ مستقيما وارد شرايط مادي جامعه مي شود . در همه  اين تفكرات محتواي طبيعي محيط جغرافيا يي مورد نظر است كه در چريان زماني به آرامي تغيير و تكامل مي يابد.

مكان . زمان.فضا.

مكان بستر فيزيكي همه چيز و مركز عمل اراده انسانها است و كانون عام جغرافيا است بعبارتي ديگر مكان فضاي خاص و فضاي عام بوده و جغرافيا با شيوه علمي شرح و تبيين پديدهها ي مكاني را در ارتباط با تحول در طول زمان مطالهه مي كنند . تحولات در يك ناحيه يا پديده جغرافيايي بيانگر تغيير آن در طول زمان است . اما فضا اعم از مكان بوده و حجم مكاني وزماني فعاليتها ي انسان براي بقااست بعبارتيديگر فضا محل بده بستان پديده ها يا ميدان تاثير گيري و تاثيير بخشي متقابل پديده ها مي باشد.و از ديدگاه جغرافيايي فضا را بايد به صورت نظامي تلقي كرد كه در آن عناصر ي   از قلمرو طبيي  مانند آب و هوا و پو شش گياهي با عناصر وابسته به قلمرو انساني مانند جمعيت و شيوه زندگي آنها درسطح سياره زمين در ارتباط با هم قرار دارد .

منطقه و برنامه ريزي منطقه ايي

منطقه بخشي از محدوده هاي جغرافيايي است كه به واسطه يك خصيصه جغرافيايي از مناطق ديگر متمايز ميگردد . منطقه از ناحيه وسيع تر بوده و ممكن است چند ناحيه يك منطقه جغرافيايي را به وجود آورند . برخي از تحليل گران در تحقيقات خود منطقه را برابر استان و ناحيه را برابر شهرستان در نظر مي گيرند .

ام برنامه ريزان منطقه ايي عبارت است از كاربرد تكنيك ها و مدلها ي توسعه جهت عمران و آبادي يك منطقه خاص كه با توجه به شناخت دقيق وضع موجود منطقه انجام شود.

ناحيه و برنامه ريزي ناحيه ايي

نا حيه از ديدگاه گريفت تيلور جغرافيدان فرانسوي  عبارت است از بخشي از كره زمين از وحدت و تجانس برخوردار بوده واين وحدت ممكن است طبيعي و يا انساني باشد و از منطقه كوچكتر است . در ديكشنري مدرن جغرافيا در تعريف ناحيه آمده است

بخشي از سطح زمين است كه به واسطه ويژگي هاي خاص ويا معيار هاي معين با نواحي مجاورش متفاوت بوده  ناحيه واحد ي را به وجود مي آورد و اساس اصل اين تفاوت ها متنوع مي باشد به عنوان نمونه پستي و بلندي .آب وهوا .تراكم جمعيت و  آمايش سرزمين ازان جمله است .

اما برنامه ريزي ناحيه ايي يا فضايي روند است براي بهرورساز ي و آرايش منطقي حفظ تعادل .توازن و هماهنگي بين جمعيت و تاسيسات اقتصادي و اجتماعي ايجاد شده است توسط آن در فضا ي كشور و جلوگيري از بروز عدم تعادل و باز تاب هاي تخريبي و منفي در فضا ي سرزمين . به عبارت ديگر هدف از برنامه ريزي فضايي نحوه توزيع و سازمان يابي انسان و فعاليتش در سر اسر كشور مي باشد.  تاسيسا

تغسيمات كشوري

عنصر تقسيمات كشوري در ايران شامل ابادي  .روستا . دهستان . شهر بخش شهرستان .و استان مي باشد .

 آبادي

به مجموعه يك يا چند مكان و اراضي به هم پيوسته اعم از كشاورزي و غير كشاورزي گفته مي شود كه در خارج از محدوده شهرها واقع شده و داري محدوده ثبتي يا عرفي مستقل باشد . و اگر در زمام سر شماري محل سكونت خانوار يا خانواده هايي باشد . داراي سكنه و در غير اين صورت خالي از سكنه مي شود

روستا

كوچكترين واحد .مبدا تقسيمات كشوري است كه از لحاظ محيط زيستي (وضع طبيعي .اجتماعي . فرهنگي .و اقتصادي )همگن بوده كه با حوزه قلمرو معين ثبتي يا عرفي مستقل حداقل تعداد 20خانوار اعم از متحرك يا پراكنده در آنجا سكونت داشته باشد .و اكثر يت ساكنان آن بطور مستقيم يا غير مستقيم به يكي از فعاليتهاي كشاورزي  دامداري  باغباني  صنايع دستي و صيد و تركيبي از اين فعاليت اشتغال داشته باشند ودر عرف به عنوان ده آبادي دهكده ويا قريه ناميده مي شود .

دهستان

 

    

كوچكترين واحد تقسيماتي كشور ي است  كه داراي محدوده جغرافياي معين بوده واز به هم پيوستن چند روتا مكان و مزرعه همجوار تشكيل مي شود كه از لحاظ محيط طبيعي فرهنگي  اجتماعي و اقتصدي همگن بوده و امكان خدماترساني و برنامه ريزي در سيستم و شبكه واحدي را فراهم مي نمايد.

شهر

محلي است با محدوده قانوني و از لحاظ بافت ساختماني  اشتغال و ساير عوامل داراي سيمايي با ويژگيهاي خاص خود بوده بطوري كه اكثريت ساكنان دائمي آن در مشاغل كسب  تجارت صنعت  كشاورزي و خدمات و فعاليت هاي اداري  اشتغال داشته ودر زمينه خدمات شهري از خود كفايي نسبي بر

خوردار و كانون مبادلات اقتصادي فرهنگي سياسي  حوزه جذب و نفوذ پيرامون خود بوده و حداقل داراي ده هزار جمعيت مي باشد .

بخش

بخش از بههم پيوستن چند دهستان همجوار مشتمل بر چندين مزر عه مكان روستا و احيانا شهر است كه در آن عوامل طبيعي و انساني واحدي همگنرا به وجود مي آورد كه با در نظر گرفتن تناسب  وسعت  جمعيت  ارتباطات  دسترسي و ساير موقعيت ها نيل به اهداف و برنامه ريزي دولت در جهت احياي امكنات طبيعي  و استعداد ي اجتماعي و توسعه امور  رفاهي و اقتصادي آن تسهيل گردد.

شهرستان – استان

ازبه هم پيوستن چند بخش همجوار شهرستان واز به هم پيوستن چند شهرستان همجوار استان تشكيل مي شود.

ويژگيهاي طبيعي

موقعيت جغرافيايي

شهرستان سميرم با مساحت 5224كيلومترمربع در جنوب غربي استان اصفهان  با مختصات جغرافيايي 51 درجه و 17 دقيقه تا 52 درجه 3دقيقه طول شرقي و 30درجه و 42 دقيقه تا 31 درجهو 51دقيقه عرض  شمالي و با ارتفاع متوسط 2400 متر از سطح دريا  بين چهار استان اصفهان . چهار محال و بختياري . كهگيلويه و بوير احمد و فارس واقع شده است . از شمال به شهرضا  از شرق به اباده و اقليد فارس  از جنوب غربي و غرب با مرز طبيعي رشته كوهاي دنا به استان كهگيلويه و بوير احمد از غرب به بروجن و لردگان (چهار محال و بختياري )محدود مي شود .فاصله مركز به شهرستان تا اصفهان 150وتا تهران 435كيلو متر است .

اين شهرستان 9/4درصد مساحت و 65/1درصد جمعيت استان اصفهان را شامل مي شود از نظر موقعيت قرار گيري در حاشيه جنوب شرقي رشته كو ههاي زاگرس قرار گرفته به طور ي كه رشته كوها ي دنا بصورت حصاري در غرب و جنوب غربي آن كشيده شده است .

زمين شناسي و ژئومورفولوژي

از نظر تقسيمات ساختماني زمين شناسي ايران شهر ستان سميرم در منطقه رورانده زاگرس   زون سنندج سيرجان واقع شده و فعاليت هاي شديد تكتونيكي در آن به وضع ديده ميشود . در غرب و جنوب غربي آن رشته كوهاي معروف دنا واقع گرديده است كه از نظر جنس  اغلب شامل اهك هاي دوران دوم و سوم زمين شناسي است وبه طور متناسب لايه هاي مارني آهكي در آن ها مشاهده مي شود .

از لحاظ چينه شناسي قديمي ترين رخنمونهاي سنگي در غالب شيل  شيست و اهك هاي د گرگون شده دوره ژوراسكيت در محدوده روستاي دولت قرين در شمال شرقي نهشته هاي آهكي از بيوليندا و مارنهاي قرمز و خاكستري به همراه كنگلو مرا و شيلهاي تيره رنگ كر تاسه تشكيلات آسماري ائوسن و ماسه سنگ به همراه تشكيلات گجساران  ميو سين در محدوده دهستان ونك در غرب و تشكيلات كنگاو مراي پيلوسن در محدودهشهر سميرم مخصوصا كوه سياه كه ابشار معروف تنگ دهان در ان پهلو گرفته و ابرفت هاي دوران چهارم كواتري شامل تراست هاي قديم و جديد كنار رودخانه ها و خاكهاي كشاورزي و مخلوط افكنه به ويژه در بخش پادنا در جنوب  شهرستان از بارز ترين شاخصه هاي زمين شناسي منطقه است .

همچنين به دليل موقعيت خاص و نوع  زمين شناسي  منطقه گسلها ي فراواني در آن مشاهده مي گردد كه به طور مستقيم و غير مستقيم تاثير فراواني بر روي زمين شناسي  منطقه دارند . معروف ترين اين گسلها شامل گسل  اصلي بارفت .گسل كوه مرواريد . و رگ حنا و گسل كلنجه در بخش پادنا است .اين گسلها و شكستهاي موجود در طح شهرستان گهگاهي  نا ارام بوده و احتمال زلزله خيززي آن مي رود بطوري كه از سال 1905 تا كنون حدود 29 زلزله به قدرت .3/5  1/4  در مقياس ريشتر در سطح شهرستان سميرم به ثبت رسيده كه بيشتر آنها در محدوده گسل كلنجه و حوالي كمه و پادناي عليا بوده كه تلفاتي را در بر نداشته است .

اما انظر مورفولوژي و نوع ناهمواري ها شهرستان سميرم به سه بخش عمده  تقسيم مي شود كه عبارتند از

1-     ارتفاعات

اراضي اين واحد ها از كوههاي  بلند با قلل تند و پرتگاه هاي متعدد تشكيل شده و به دامنه هاي پر شيب و در هاي تنگ و باريك و اكثرا v شكل ختم مي گردد . جنس سنگهاي اين واحد ها بيشتر از اك هاي كر تاسه و آسماري مي باشد . سطوح سنگ ها توسط گسل ها و شكافها يي شكسته و پريده شده و تحت فرسايش  شيميايي و خصو صا اهك هاي آسماري بسيار خشن و حفره دار است .

-         2-  تپه هاي ماهواره اي

-         اين قسمت از  در واحد  تشكيلات كنگلو مراي بختياري  رسها و مازنهاي  گروه فارس و رسوبات  كواتر نر گسترش يافته.  سطح  زمين بسيار ناهموار و تپه  ماهواره است قلل تپه ها گرد و مدور  نيمرخ دامنه ها محدب  ويك شيب كوزي به موازات خطوط ميزان روي دامنه ها مشاهده  مي گردد.

-         دشتها

-         شامل دشت وردشت و قر تپسي در شمال  دشت حنادر مركز  اراضي مار بر و دشت كوچكي كمه در جنوب شهرستان مي باشد پوشش نهشته هاي آبرفتي در دشت هاي  پر شيب نسبتا ملايم بوده واز نظر توپوگرافي صاف و هموار است جغرافيا

 

مشكلات و بحران انگلستان قبل از جنگ جهاني

 

* افزايش تورم-  افزايش بيكاري – كاهش توليدات داخلي

 

****صنايع كار طلب بودند كه در واقع مي توان به عرضه كار ارزان از مستعمره هاي سابق اشاره كرد

 .

******سرمايه گذاري ناكافي در ماشين الات و يا براي افزودن بر مهارت كارگران مقدار ارزش افزوده قابل توجه و زياد نبود

*******‌به تحقيق و تو سعه توجه كافي مبذول نشد

 

7-*****:از جمله عوامل مهم در اين راستا مي توان به سلطه ي بازارهاي مالي لندن اشاره كرد كه معمولا نگران سود هاي سريع و آني هستند و در پرژهاي در از مدت و يا به طور كلي آنهايي كه ريسك عدم مو فقيت دارد سرمايه گذاري نخواهند كرد و به طور كلي به نظر مي رسد نيروي اجتماعي فاقد توان لازم براي زمينه سازي و اجراي يك فرايند نو سازي و نو تكنولوژي و نو صنعتي و تكنو لوژيكي در بريتانيا بودند .

 

 به اين ترتيب اقتصاد بريتانيا در همه ي اين سالها در مقايسه با ديگر كشور ها ي سرمايه داري اقتصاد ي با بازدهي كم و مزد پايين باقي ماند .

 

 

اصول مارگارت تاچر در سياست و اقتصاد

 

 

تاچر تنها نخست وزيري بوده كه نامش بر پاره ايي از سيستهاي اقتصادو گرايشات اطلاق گرديد . او در سال 1979 بود كه به عنوان نخست وزير انگلستان انتخاب شد به لحاظ ضعف دانش و تجربه ديپلماسي مجبور بود گزينه ممئن و محافظه كارانه (حمايت از آمريكا و مخا لفت با شوروي )اطاعت كند اما به مرور توانست از تجارب اقتصادي خود بهره ببرد و ضعف سياسي را بر مكتب تاجر يسم بر اساس اقتصاد بازار آزاد جبران كند.. وي به طرز با ور نكردني در سه انتخابات متوالي (سالهاي 79.83. 87)در مقام نخست وزيري به مدت يازده سال توانست پيروز شود . نكات قابل شناسايي متعددي وجود دارد براي تاچريسم كه به تاچر و دولتش كمك كردبراي مدت طولاني بر سر قدرت بماند و وضعيت انگلستان را به ميزان قابل توجهي بهتر كند .و آثار تاچريسم سالها پس از پايان دوران نخستوزيري او 0(سال 90)هنوز هم پابر جاست چنان كه شبكه بي بي سي بانوي آهنين را به عنوان  بهترين نخست  وزير انگليس در قرن 20 معرفي كرد .چرا كه اقتصاد انگليس كه به مرد بيمار اروپا لقب يافته بود پويايي داد .و اثار احياي اقتصادي در اواسط دهه 80 و نخستين بار در صنايع خدماتي جنوب شرقي و صنايع كارخانه اي نمودار شد .به خاطر همين امر است كه اين مكتب در منطقه ثروتمند جنوب شرقي انگليس همواره طرفداراني دارد

 

تعريفي از تاچريسم

 

اگر چه تعداد كم نيستند كه كساني كه تاجريسم را با بهره گيري از خصو صي سازي . ازاد سازي  كاهش نقش دوولت و.... مي كنند ولي به گمان من چنين تعريفي از آن از نظر تاريخي نادرست است .

 

سالهاي  قبل تر تاجر د ولتمرداني براي اجراي اين سياستها كوشيدند .

 

 و به گفته ي(بو خاري )اولين موجي خصوصي سازي در پاكستان درسال 1959شروع شد.

 

جواواردنه متذكر ميشود  كه در پاسخ به راهنمايي هاي بانك جهاني دولت سيلان در سال 1955 قوانين مربوط به خصوصي سازي واحد هاي صنعتي را تصويب رسانيد .

 به ادعاي گليد خصو صي سازي در آرژانتين در سال هاي اوليه ي 1960 آغاز شد. حتي اگر از اين نمونه ها چشم پوشي كنيم از سال 1973 به اين سودر پي امد كودتا ي خونبار ي كه سازمان جاسوسي سيا و مترجعان شيلي بر عليه حكومت قانوني دكتر آلند ه رهبر فقيد شيلي به راه انداختند ژنرال پينو شه ديكتاتورخونريز شيلي سالهاي قبل از تاچر به خصوصي سازي و آزادي سازي گسترده دست زد

 

.بنابراين براي بررسي بيشتر تاچريسم بايد اساس اقتصادي انرا به كنار ي نهاد چون كه اگر چه اين مختصات اقتصادي مهر تاچررا بر خويش دارد ولي تاچريسم  تازه و نو نيست

.آنچه كه اين ديدگاه( اقتصاد تازه )تازگي دارد پيش زمينه هاي سياسي ان است .يعني مشخصه تاچريسم و اتفاقا همه نسخه هايش ايد ئولوژيك بودن آن است يعني تاچريسم در هر شكلي كه عرضه شد :

 

–  مجموعه ي بسته اي است از عناصر ي ايد ئو لوژيك وبه هم پيوسته كه براي عمل كردن بر اساس اين مجموعه ي بسته قبل از هر چيز حاكميت هژمونيك خود را بر جامعه ي بريتانا استوار كرد و پس آنگاه به اجرا ي اين برنامه اقتصادي نه چندان تازه و نو آورانه دست زد

–  .لازمه ي اين و هر حكومتي- خيره سري آن است يعني  سياستها پياده مي شوند نه ضرو رتا به اين خاطر كه در يك مقطع خاص با منافع جامعه جور در مي آيند.

–      

–        بلكه دليل اصلي اين است كه يك حكومت ايدئو لوژيك به گوهر حكومتي تمام خواه و خير سر نيز است

–        

–   به همين خاطر هست كه كه كمتر حكومتي از ان نو ع را مي توان سراغ گرفت كه در رسيدن به رفاه اقتصادي موفقيتي داشته باشد .

–        

وجه مشخصه  ديگر اين حكومتها اين است كه كس يا كساني ظهور مي كنند كه به تعبيري هر چه مي كنند درست است .يعني در عقل كل نظام هستند در اين راستا يادمان هست كه حتي خود تاچر در اشاره به خويش از عبارت بانوي آهني كه هرگز از عقيده ي خويش بر نمي گردد سخن مي گفت   . وازسويي ديگر به عنوان نمونه هايي از خيره سري در عرصه ي انديشه كه هزينه هاي اقتصاد ي و اجتماعي زيادي  كه در پي داشت مي توانيم به موارد ماليات سرانه و جريان وست لند اشاره نمود

 

كه براي تخفيف زيانهاي كه  در پي داشت  زيانهاي ناشي ا ز اولي حزب حاكم برعليه تاچر دست به كودتاه زدند واورا در سال 1990 ازنخست وزيري بركنار كردند ودر پيوند با دومي هم به قهر واستعفا ي وزير دفاع وقت مايكل هزلتان انجاميد

 

تاريخچه تاچريسم در چهار دوره به هم پيوسته است

 

1-     پيدايش تاچريسم به عنوان يك نهضت فكري كه شماري آن را يك نهضت اجتماعي مي گويند

 

2-    دوره تثبيت تاچريسم 1979-1982

3-              تاچريسم تثبيت شده 1982-1986

4-              تاچريسم راديكالي 1986-كه اين تاريخ باز است چه بسا كه.......

 

 

مرحله اول –مبارزه براي هژموني

 

قبل از هر چيز بايد بگوييم كه فرايند تثبيت هژموني تاچريسم سالهاي قبل از به قدرت رسيدن تاچر آغاز شد و همه شواهد حاكي بر اين دارد كه در اين راستا برنامه گسترده اي نيز صورت گرفته است نهادها و سازمانهاي متعدد ي در تثبيت آن نقش دارد .

 

1-           انستيتو ي بررسي مسائل اقتصادي

 the institute of economic affair))

 كه در سال 1955 ايجاد شد ولي كارش را از سال 1957 آغاز كرد

منابع مالي: اين موسسه را عمدتا شركت ها تامين مي كردند

هدف اصلي :يافتن راه حلهاي بازار گرا براي مشكلات اقتصادي ونشان دادن ضعف هاي دولت براي رفع اين مشكلات است و عمده تحقيقات در حوزه

اقتصاد خرد صورت مي گيرد و از اوايل سالهاي دهه ي 1970 يكي از موفق ترين مبلغان نظريات اقتصادي  فردين وهايك بودند

2-           مركز بررسي سياستهاي اقتصادي

 

the centreforpolicy studies كه مشخصا از سوي شماري از ائد ه ئولوگهاي حب محافظه كار و به صورت مشخص توسط  كيث ژوزف و مار گارت تاچر در سال 1974 تاسيس شد .

هدف اصلي:صورت بندي نظريات اقتصادي راست جديد بود.

 و هزينه هاي اين موسسه:  از جمع آوري اعانه از سوي اعضاي حزبمحافظه كار  بود .

 در ابتدا به صورت مخفي كار مي كرد سپس وقتي كه مارگارت تاچر در برابر ادوارد هيث داوطلب رهبري حزب گشت مركز برسيها هم علنا به نفع تاچر و حمايت ازاو اعلام موجوديت كرد.

 

 

    در كنار اين دو موسه دو موسسه ديگر هم بودند

 

.كه به درجات گوناگون در اين مهم نقش داشتند.

 

 

 0انسيتو ي مديران the hnstitute of directors

 

اگر چه در ظاهر به صورت كلوپي براي مديران كار مي كرد .

 ولي عملا به صورت عمده ترين كانال ارتباطي بين تاچر و مديران شركتها در آمد .بود

 

انيستيتوي آدام اسمي

adam smith institute

در ابتدا به صورت يك موسسه تبليغاتي  عقايد راست گرا يان در آمريكا به فعاليت پرداخت ولي در سال1979 فعاليتهايش را به لندن منتقل كرد .

اگر چه موسسه ي بزرگي نبود ولي در شكل دادن به سياست هاي تاچر نقش بسيار موثري ايفا كرد .

عقيده ي عمومي بر اين است كه اين موسسه از سوي سازمان جاسوسي سيا تامين مي شود ..

 

علاوه بر اين چهار موسسه .گروه بنديهاي ديگر ي هم بود كه همانند اين چهار موسسه هدف آنها تبليغ نظرت اقتصادي راست جديدبود .به عنوان نمونه

 

1- انستيتوي بررسي مسائل دفاعي و استراتژيك اروپا-

 

2- گروه تحقيقاتي مشترك بريتانيا –امريكا

 

3- گروه تحقيقاتي تجاري و صنعت –

 

4- كلوپ دوشنبه—

 

5- گروه سلزدون-

 

6-   -گروه سالزبوردي مي توان نام برد

 

.در سالهاي دهه ي 1980يك گروه تحقيقات تي كه در 1947 هايگ تاسيس كرده بود و تحت عنوان جامعه ي مونت پله رين در حاشيه براي تفكرات نوليبرالي تبليغ مي كرد .رشد فوق العاده اي پيداكرد.

 

آنچه كه در ميان اين گروهها و موسسات مشترك بود.

 

اين بود كه بر خلاف باور عمومي اينها هيچ زمينه اي ايده و عقيده تازه ايي عرضه نمي كردند .

 

 هدف اصلي و اساسي شان جمع آوري و تبليغ نظرياتي بود كه وجود داشت

 

 واز همين رو بود كه انستيتوي بررسي مسايل اقتصادي نقش خويش و موسسات مشابه را دلالان دست دوم ايده ها توصيف مي كرد.

 روابط اين موسسه ودولت تاچر بسيار پيچيده بود.

 

 اغلب اين گروها يك برنامه ي حداكثر تهيه مي كردند .

 

و تاچر و نزديكان عقيدتي او در حزب و دولت محافظه كار با بررسي جنبه هاي اداري .سياسي.و انتخاباتي از ميان اين برنامه ها بخش هايي را براي اجرا انتخاب مي كردند.

 مواردي بوده است كه تاچر ويا جان ميجر رهنمود هاي اين موسسات را ناديده گرفتند. براي نمونه پيشنهاد ممنوع كردن اتصابات  در بخش خدماتي اساسي و البته مواردي هم بوده كه موفقيت دولت دراجراي سياست مشوق اين گروه ها شد .

در اين راستا مي توان به برنامه هاي خصوصي سازي اشاره كرد.

 

 به طور كلي نقش اين گروها را مي توان در موارد زير به اختصار بيان كرد.

 

1- تنظيم و صورت بندي انتقادات كلي و سراسري و اقتصاديات كينزي

 

 2- تبليغ و نگرش پول باورانه

 

3- حذف كنترل از بازار ارز

 

4- فروش خانه هاي دولتي

 

5- وضع قوانين محدود كننده بر عليه اتحاديه كارگري

 

6- بر چيدن شهرداري هاي ايالتي

 

در اين زمينه بايد به سه نكته توجه كرد

 

اگر چه تاچر به خصوصي سازي و گستردهدست زد ولي اين برنامه ها در دوره ي حكومتي حزب كارگر درسال 1979-1974-آغاز شد .بود

 

 به گفته ساموئل برتين يكي از بر جسته ترين متفكران راست جديد محافظه كاران در آغاز با خصوصي سازي به دلايل زير موق نبود

 

1- از نظر سياسي اين برنامه جذابيت نداشت

 

3-               از نظر عملي قابليت اجرانداشت

 

ولي وضع به سرعت تغير كرد  شماري از اين گروها با خصوصي سازي موافق نبودند مثل استيتوي بررسي مسايل اقتصادي  و تنها با مشاهده موفقيتهاي تاچر نظرش را عوض كرد.. كار به جايي رسيد كه خواستار   ايجاد بازار براي خريد و فروش اعضاي بدن  در سال 1980 به طور عني شدند .ولي در ابتدا چاره  را در تغير ساختار بازار و افزودن بر رقابت مي دانستند. وبه تغيير مالكيت توجه نداشتند .اين موسسات نيز به مرور زمان  مدافع و مبلغ خصوصي سازي شد ند

 

در تدوين زمينه هاي نظري براي خصوصي سازي اين موسسات به اين نكات اشاره نمود.

 

* نبودن انگيزه در موسسات عمومي

**  قدرتمند بودن اتحاديه كارگري

* **بازده هي پايين و غير كارايي ذاتي در موسسات دولتي          

 

 

.  

 

اعتقادات و اهداف  تاچر و مكتب تاچريسم

 

تفكرات اقتصادي او مبتني بر ليبراليسم

 

.* مبارزه با تورم با استفاده از ابزارهاي سياست پول باورانه و پول گرايي .

 

 *كاهش نقش دولت و  خصوصي سازي صنايع د ولتي .

 

 * مخالفت با اتحائه هاي تجاري دولتي

 

و كنترل و نظارت بر حجم و اندازه دولت

 

بهبود باز دهي در اقتصاد بريتانيا از طريق ارايه ي انگيزه هاي لازم و كافي

 

كه براي رسيدن به اين اهداف عمده انتقاداتي كه از چگونگي اداره ي اقتصاد گذشته  شد را مي توان به شرح زير بيان داشت

 

1- ماليات بر درامد به حدي بالا  بود كه براي كسي انگيزه اي با قي نماند

 

2- اتحايه هاي كارگري بسيار پر قدرت ودر عين حال غير كار آمد بودند

 

3- پرداخت يارانه به سرمايه گذاري موجب تشويق سرمايه گذاري غير اقتصادي مي شد

4- كوشش براي رسيدن به اشتغال كامل با استفاده از تنظيم تقاضاا  نتيجه اش تورم از سويي و بازدهي پايين

 

 از طرف ديگر اين ديدگاه تازه هم يعني پايان دادن به اقتصاديات كينز 

 

فلسفه سياسي و اقتصادي تاچر تاكيد بر بازارهاي آزاد و و كار آفريني بود

 

تاچر به شدت به آزادي فردي و انتقال قدرت از دولت به سيستم باز اعتقاد داشت در اين راستا دولت وي خصو صي سازي هاي گسترده ايي را ابتدا با britsh telecom در سال 1981 آغاز كرد . ولي به طور محتاطانه ايي راه آهن را از اين امر معاف داشت و تاچر خصو صي سازي را راهي به منظور توقف تضاد  اجتناب ناپذير منافع مالكان و كارگران مي دانست .

 

او همچنين دولت را در حوزه هاي مثل اجراي قانون و ايجاد نظم بايد قوي باشد .معتغد بود .

 

نتايج مكتب تاچريسم در اوايل كارش

 

1- بحران تورم اقتصادي در دولت تاچريسم تدريجا ازبين رفت

 

2- توليدات داخلي يك درصد افزايش يافت

 

3- ميزان عرضه پول كاهش يافته و مالياتهاي متفاوتي در جهت مهار تورم اتخاذ گرديد (اين نوع سياستها سياستهاي مانيتاريستي مي باشد كه تاچر معتقد بود دولتش را از بقيه دولتها متمايز ميسازد.)

 

 

4- كاهش قدرت اتحاديه هاي تجاري  و شكست اعتصابات (كه اجراي اين امر كاركنان معادن دست به اعتصاب زدند.

5- افزايش قدرت اقتصادي كارگران  و مردم

 

6-تشويق كارگران جهت مالك شدن بخشي از كسب و كارشان  اهدا سها م پايين  به كارگران پيشنهاد شد كه خود باعث شد كه اتحاديه تجاري به وجود بيايد .

 

7-فروش تعداد زيادي از خانه ها ي شهرداري به مستا جران  ماك شدن خانه هايي كه در آن زندگي مكردند . (مبلغ حاصله از فروش اين خانه ها و شركتها صرف كاهش كسري بودجه بالايي كه وجود داشت گرديد.

 

8- هزينه هاي ادارههاي دولتي به ميزان يك بيليون بودند كاهش يافت كه شامل بخشهايي از مسكن .انرژي .آموزش و پرورش .اشتغال . يارانه هاي صنعتي .حمل و نقل و كمك هاي خارجي .وتنها بخشي كه كاهش نيافت پليس و نيروهاي ارتش بود

 

9- - نرخ بهره هادر ابتدا  افزايش يافت سپس به خاطر خصوصي  سازي وو بهبود شرايط اقتصادي كاهش يافت

 

 

بعداز اجراي برنامه هاي تاچر براقتصاد بريتانيا چه رفته است

 

پيش از اين به اين مطلب اشاره كرديم كه دوره تاچر به معناي ديگري نيز نشانه گسستن از باورها و نگرش هاي پيشين بود قبل از تاچر سياست هاي اقتصادكلان براي ايجاد اشتغال و افزودن بر رشد اقتصادي به كار گرفته مي شد و سياست هاي اقتصاد ي خرد.

 براي نمونه

 سياست قيمت و درآمد عمدتا براي مقابله با تورم مورد استفاده قرار مي گرفت . با غالب شدن تاچريسم :ولي سياست هاي اقتصادي كلان (يعني سياست هاي پولي و مالي )براي كنترل تورم  به كار افتاده واز سياست هاي اقتصادي خرد هم براي ايجاد اشتغال و افزودن بر رشد اقتصادي استفاده مي شد.

 

عمده ترين سياست اقتصادي خرد كه دولت تاچر به كار گرفت :

 

1- كنترل زدايي

2- كاستن ا ز ماليات بر درامد (يعني از ماليت هاي مستقيم )

3- آزاد گذاشتن نقل و انتقالات سرمايه

4- وضع قوانين لازم در جهت كاستن از قدرت و امكانات اتحاديه هاي كارگري

5- خصوصي0سازي اموال عمومي

اگر چه مدافعان ايدئو لوژ يك تاچريسم از انقلاب سخن مي گويند و از دگرسان شدن اساسي اقتصاد بريتانيا

 ولي گفتن دارد كه درهمين دوره است كه دو تحول اساسي ديگر نيز در اقتصاد بريتانيا پيش آمده است

 

1- بريتانيا احالت يك كشور وابسته به نفت وارداتي كه فشار زيادي بر تر از پرداخت هايش اعمال مي كرد به صورت يك كشور صادر كننده ي عمده ي نفت درآمد

 

2-براي اولين بار از انقلاب صنعتي به اين سوي ترازپرداخت هاي بريتانيا دربخش صنعت منفي شد با اين كه بخش مالي لندناز سياستهاي دولت به مقدار قابل توجهي رشد كرده بود و با وجود دلارهاي نفتي بريتانيا در مجموع با يك بحران جدي تري از پرداخت هاي بين المللي روبه روشد كه همچنان ادامه دارد .و آنچه در كليت خويش درست است و اكثر ناظران قبول دارند اين است كه با همه اصلاحات و انگيزه مالي عرضه شده به وسيله دولت سرمايه گذاري دراقتصاد به شدت ناكافي است

 

تغيير در نظام مالياتي يعني كاهش از ماليات هاي مستقيم وبه عوض "افزودن برماليات هاي غيرمستقيم  اگر چه به ظاهر معقول مي آيد ولي به گوهر نظامي است فقر آفرين ترين كه در عين حال موجب افزودن بر نابرابري ها خواهد شد .قضيه اين است اگر چه مالياتها ي مستقيم از توان پرداخت ماليات دهنده  متاثر مي شود .يعني هرچه درامد شخص بيشتر باشد ماليات بيشتر بايد بپردازد .ولي ماليات غير مستقيم به چنين ارتباطي پايان داد و ماليات عملا بر مصرف وضع مي شود يعني همگان مستقل از سطح در آمد به ازاي آنچه كه مي خرند ماليات مساوي مي پر دازند .و امامشكل اساسي  اقتصاددر اين دوره با وجود همه ي ر فرم هاي دولت تاچر به مانند گذشته به شكل ناكافي بودن سرمايه گذاري در اقتصاد باقي ماند كه علاوه بر تداوم بيكاري  به تداوم همه ان مسائل و مشكلات گذشته منجر شد.

 

براي نمونه :در فاصله سالهاي 1979- 88 19  اگر چه سرمايه گذاري ناخالص در اقتصاد بريتانيا 4 /37 درصد افزايش يافته ولي نگاهي به جزييات نشان مي دهد كه سر مايه گذاري ناخالص در بخش خدمات 1/93درصد افزايش يافته ولي در كشاورزي و صنعت 4/8درصد كاهش نشان مي دهد اگر مقدار استهلاك ساليانه را به رقم بيا فزاييم مقدار واقعي كاهش ظرفيت توليدي در صنعت و كشاورزي معلوم مي شود .

 

سئوال :

باوجود اين كه اين كه بازدهي كار در صنايع افزايش يافت و مقدار سود آوري سرمايه گذاري هم افزايش قابل توجهي نشان مي دهد چرااست و چگونه است كه مقدار سرمايه گذاري در صنايع افزايش نيافته

 

چون كه اين سود آوري در سه راستا به كار گرفته شد

 

*دربخش خدمات سرمايه گذاري شد

 

*در بورس خانه هاي مسكوني به كار افتاد

 

*در پي امد آزاد كردن نقل و انتقالات سرمايه "در كشور هاي ديگر سرمايه گذاري شد .

 

كه در مورد دو مورد اول نكته كليدي به گمان من اين است كه در اقتصاد مبتني

 

بر بازار آزاد سرمايه داران تنها در فكر به دست آوردن حداكثرسود در حداقل

 

مدت و با كمترين زحمت و درد سر هستند و ا زهمين رو مادامي كه امكان به

 

دست آوردن سودهاي باد آورده در اقتصاد وجود داشته باشد امكان سرمايه

 

گذاري نخواهد بود .

 

بورس بازي كه در خانه هاي مسكوني كه از اواسط دهه ي 1980شروع شد وتا

 

زمان بروز بحران و سقوط بازار مسكن در 1990-1991 ادامه يافت فرصت

 

طلايي براي پول سازي در اختيار سرمايه گذاران قرار داد .اگر چه عده ايي 

 

معدودي به ثروت هاي كلان دست يافتند ولي از همانابتدا رو شن بود كه دير يا

 

زود اين باد كنك مي تركد و :حتي در اواسط سال 1996 كه به اعاي دولت حاضر

 

بحران بازار مسكن به سر رسيد ه وبه طور كامل بر طرف شده بود 1000

 

خانوار در هر هفته مسكن خودرا در نتيجه ي به هم انباشته شدن قرض و عدم

 

توانايي در پرداخت اقساط بانك و موسسات رهني از دست دادند وبي خانمان

 

شدند و ميبايست از سوي شهرداري ها در مهمانخانه ها ويا خانه هاي دولتي

 

اسكان داده شوند .. گذشته از بحران مشكلات روحي و رواني كه براي بي خانمان

 

شده ها پيش مي آيد . بحران مسكن به شيوه اي كه وجود دارد ا ز سرعت تحرك

 

كار مي كاهد . يعني ممكن است در منطقه اي تقاضا براي كار وجود داشته باشد

 

ولي بيكاران منطقه يديگر حتي اگر فرض كنيم كه مهارتهاي لازم را هم دارا

 

هستند به دليل ناتواني در فروش مسكن خويش قادر به نقل مكان نخواهند بود 

 

. در مقطعي يكي از وزيران تاچر در انتقاد از بيكاران كفت كه اين ها بايد سوار

 

دو چرخه شان شده و به دنبال كار بروند نه اينكه منتظر بنشينند كه كار سراغ

 

انها بيايد .طولي نكشيد كه واقعيت هاي زميني و مشكلي كه پيشتر به اشاره از آن گفتيم لرد تبيت را كه وزير صنايع بود به عذر خواهي رسمي از بيكاران وا داشت

 

و از سويي ديگر  رشد نامعقول بازارهاي مالي هم در سالهاي 1987-1989به

 

صورت پيدايش بحران و سقوط بازار سهام و در آمد ودر 1912به صورت يك

 

بحران مالي – ارزي جدي كه به خروج بريتانيا از نظام پولي اروپا منجر شد

 

ظاهر گشت.

واما از سرمايه گذاري در ديگر كشورها ي جهان اگر چه سود آوري سرمايه

 

هاي انگليسي را بهبود بخشيد  .ولي در عمل باعث شد كه در فاصله 1986-

 

1979امكانات اشتغال در بريتانيا كاهش چشم گيري پيداكند براي مثال 40 شركت

 

انگليسي اگرچه 15000 نفر را در بريتانيا بيكاركردند ولي با سرمايه گذاري

 

خارجي در ديگر كشورها 125000 فرصت شغلي ايجاد كردند .يعني 290000

 

فرصت شغلي در اين ميان ا دست رفت              

10-

 

دلايل اصلي افزايش بازدهي در دوره تاچر مي توان به اين صورت خلاصه كرد

 

 

1- وضع قوانين متعدد براي كاستن از قدرت اتحاديه هاي كارگري

تحميل شرايط رقابتي بسيار سخت تر بر محيط هاي كار بر اقتصاد

 

2- رشد چشمگيربيكاري 

 

3- تغيرات متعدد در نرخ ماليات  بر شركت ها و تغير ساختار مالياتي

 

3- كنترل زدايي از بازا

ر

4- تغيير آگاهانه و عمده توان قدرت در محيط هاي كارگري به نفع كار فرما ها

 

 

در عرصه نظري د و مورد رامي  توان عنوان  كردند

 

1- سرمايه گذاري براي افزودن بر مهارت كارگران و نوكران و بهتر كردن ماشين آلات و تكنيك هاي توليدي

 

2-      تحميل شراط كاري  نامناسب ونا مساعد و سخت تر بركارگران در كنار كاستن ازشمار كارگران شاغل .

 بيكار ي روز افزون و ادامه دار چه از نظر عيني ويا از نظر رواني شرايط به وجود مي آورد كه كارگران راهي غير از پذيرش شرايط دشوار تر نخواهند داشت . ترس و واهمه ي ازدست دادن كار  كارگران را به پذيرش شرايط نامساعد وادار مي كند

كه اين سياست براي مناطق جنوب مناسب ولي ديگر مناطق باكاهش چشمگير بيكاري و فقر روبه رو بودند فاجعه بود

 

تصميم  تاچر در پيوستن به به نظام ارزي اروپا جه پيامدي را به دنبال داشت

 

*بازار مسكن كه رونق كاذبي يافته بود سقوط كرد .

*ور شكستگي بنگاهاي كوچك و متوسط

*افزايش بيكاري

*افزايش بي خانما نها وكه توان پراخت مقروضات خود را به بانكها نداشتند .

*افزايش فروش خانه ها و كاهش متقاضي (صاحب خانه ها در يك دور تسلسل قرار گرفتند.

 كاهش تحرك  نيروي كاردر اقتصاد  در نتيجه اگر چه ممكن است كه در منطقه اي تقاضا براي كار و جود داشته باشد ولي بيكاران از مناطق ديگر نمي توانند به دنبال كار بروند به مناطق ديگر و شماري از مصايب منطقه ايي هم چنان ادامه دارد.

پس از دوران تاچر

 

نخست وزيرجان ميجر و هم اكنون سياست ها را ام اندكي ملايمتر ادامه مي دهند و لي نتيجه مثبتي نداشته  

 

 

 

 

 

 

 

 

   

مخالفان تاجر

 

تاجريسم چيي نيست غير از ممنوعه ايي از باورها ي جزمي و دگم كه هر گز از  سوي اكثريت مردم بريتانيا مورد حمايت قرار نگرفت و لي نظام انتخاباتي در اين كشور بهگونه ايي ناهنجار است كه تاچر توانست در طول 11 سال نخست وزير باقي بماند .و اين برنامه ها را به اجرا در اورد

جنگ جهاني دوم.

 

 

 

 

 

در سال 1939 يعني20 سال پس از جنگ جهاني اول آغاز شد.

 

 

 

علت شروع جنگ جهاني دوم

 

1-  ضعف جامعه ملل از از استقرار صلحي با ثبات(كه ناشي از كيفيت خاتمه جنگ:و چگونگي و نحوه استقرار صلح يا به عبارتي نظام پس از جنگ)

2- نارضايتي كشورهاي پيروز از نتايج صلح كه بهره ايي نبرده بودند.(ژاپن .ايتاليا. آمريكا)

3- عدم رضايت كشور هاي مغلوب

4- غيبت دولتهاي بزرگ در جامعه ملل

5- مسابقات تسليحاتي و تعارضات ائدئولوژيك ميان كاپيتاليسم - .فاشيسم و كمونييسم

 

صلح ورساي و نتايج آن

2-( تسليم شدن  آلمان در حالي كه شكست نخورده بود .(برخورد با او همانند يك مغلوب تمام عيارو مقصرجنگ شناختن او

 و پرداخت خسارت هاي سنگين جنگ .كار شكني در پرداخت

 

اقدامات آلمان

 

 

(دامن زدن به تورم وبي اعتبار پول ملي آلمان و همراهي با افكار عمومي .بيكاري .ركوداقتصادي .تعارضات سياسي داخلي .ساكن شدن تعدادي از آلمان ها در فرانسه .لهستان . چكسلواكي كه اينها .كانوني بحراني در آلمان ايجاد كرد و اين به معناي نابساماني در اروپا . و اين نابساماني زماني رخ داد كه در شرق اروپا  كمونيست هاي بلشويك به قدرت رسيدن و  افكارو دولت  كمو نيستي رايج  و تاسيس شد.

 شورش كمونيست  اسپارتاكيست در آلمان

سقوط آلمان در برابر كمونيست

 

اقداماتي كه جهت جلوگيري از نفوذ كمونيستي در اروپا  شكل گرفت

1- تاسيس كشور هاي قرنطيه (استوني. ليتواني . لتو ني .)كه به حمايت دولتهاي غرب تشكيل شده بود(كه  به جهت جمعيت كم و صنعت نيمه دفاعي و اقتصادي و وسعت كم نتيجه نداد.

كاهش فشارهاي اقتصادي داخلي و خارجي حاصل از صلح ورساي)

آمادگي انگلستان واصرار او براي تعديل معاهده ورساي

اهداي امتيازاتي به آلمان در سال 1925 در شهر لوكارنودر وسويس

اهداف معاهده لوكارنو

اهداي امتيازاتي به آلمان در شرق توسط انگلستان و فرانسه

ترويج مبارزه با كمونيست جهت گرفتن امتياز بيشتر از انگلستان و فرانسه توسط آلمان

 

چه كشور هايي بااين  معاهده احساس نگراني كردن و چرا پذير فتن

 

چكسلواكي و لهستان .ليتواني لتوني استوني مجارستان ----- چون همگان هدفشان روسيه بود

 

مخالف معاهده

روسيه

  

 پيمان بريان كلوگ

 

بالكانيزاسيون

(نگراني كشورهاي شرقي جهت امنيت

كيفيت مرزهاي اروپاي شرقي و مسايل قومي و جمعيتي وضعيت آسيب پذيري داشت)

ادعاي روسيه بر سر مرزها ي امپراطوري گذشته خود يعني تزارها و ادعاي آلمان بر اراضي و ملي خود

 

اجراي برنامه 5ساله در روسيه توسط استالين

اقدامات اقتصادي و نظامي  موسوليني در سال 1922 در ايتاليا  (ايتاليايي ها ادعا مي كردند كه سهمي از جنگ جهاني اول نبردند واين سهم را در درياي مديترانه مي دانستند كه بدان درياي ما مي گفتند .موسوليني با شعار توسعه مستعمرات ايتاليا يي ها را به دنبال خود مي كشيد وودر سال 1911 ارتش جديدي به ليبي فرستاد.)

 

انگلستان به طور پنهاني جنگ افزار هاي جديدساخت

 

فرانسه در حال محكم ساختن استحكامات خود در مرزآلمان بود .

 

ژاپن حالت تحاجمي خودرا در چين حفظ كرد و بان كشور چنگ و دندان نشان مي داد.

در چنين شرايطي بريان وزي امور خارجه فرانسه و كلوگ وزير ايالت آمريكا در اقدامي سياسي و نمايشي بيانيه ايي را امضا كردند مبني بر اينكه جنگ را عملي غير قانوني اعلام كرده و قبيح مي نمودند .اين بيانيه با تبليغات بسيار زياد در دنيا منعكس شد.و همه دولتهايي كه پنهان و آشكارا به مسلح كردن نيروهاي خود مشغول بودند با تظاهر به صلح و دوستي بدين بيانيه پيوستند همچنين برخي كشورها براي منكوب كردن رقباي خود بدين بيانيه استناد كردند .

نتيجه بيانيه بريان –كلوگ

 

اين بيانيه كه نشان دهنده شرايط سياسي و رواني عصر خويش بود نه تنها كمكي به تفاهم بين الملل نكردبلكه به صورت دستاويزي براي حمله به يكديگر و وسرپوش نهادن بر مقاصد نظامي دولتها به كار گرفته شد.

اين بيانيه زماني مطرح گرديد كه مذاكرات متعددي تحت عنوان خلع سلاح ميان دولتهاي بزرگ مغرب زمينه صورت گرفته بود.اين مذكرات تا سال 1933 ادامه يافت اما چون كه همگان بر عدم موافقت با هم و سو ئ تفاهم با يكديگر واقف بودند سرانجام با ناشكيبايي هر جه تمام تر بدان خاتمه دادند و به توسعه تسليحات ونفرات نظامي خود مشغول شدند. از جمله كساني كه تير خلاص بر مذاكرات خلع سلاح زد هيتلر پيشواي جديد  آلمان بود

هدف از خلع سلاح

1-  كاهش تسليحات

2- كسب تضمين هاي بيشتر براي صلح بود

تاسيس رايش سوم

جمهوري وايمار از سال 1918 تا 1933 عمر كرد در اين مدت المان علاوه بر مشكلات اقتصادي دچار تلاطم سياسي بسيار ي گرديد . از جمله

شكست آلمان در جنگ جهاني اول و چگونگي آينده آلمان از مباحث اصلي ميان آنان بود .

احزاب و گرو ههاي گوناگون از كمو نيست تا ليبرال و ناسيو ناليست و غيره با يكديگر به جدال مشغول بودند .

حزب سوسيال ناسيونال كارگران آلمان كه به آنها به اختصار حزب نازي مي گفتند به رهبري آدولف هيتلر توانست بر تعداد طرفداران خود بيفزايد.

اقدامات هيتلر

هيتلر با تحريك احساسات عمومي و به كار گيري تشكيلاتي قوي از نردبا قدرت بالا رفت

 معتقدات هيتلر

كه يهوديان و ماركسسيت ها مقصرين شكست آلمان در جنگ جهاني اول هستند. و معتقد بود كه گروه اول به اقتصاد كشور لطمه زدند و گروه دوم (اسپار تا كيست ها )امنيت آلمان را از بين بردند .

لذا با شعار هاي نژادپرستانه عليه يهوديان و با اعلام مبارزه با كمونيسم بين الملل عليه شوروي و كمونيستهاي آلمان وارد مبارزه شد .

حزب نازي بر برتري نژاد آلمان و ناسيو ناليستي بسيار تاكيد داشت .وبا تبليغات ماهرانه و نيز در پيش گرفتن سياست ارعاب و سركوب سرانجام سال 1933 قدرت را در دست گرفتند و رايش سوم تاسيس گرديد .

 

دست آوردهاي رايش سوم

 

 

رايش سوم توانست در مدت كوتاهي اقتصاد و اتش آلمان را به نحو شگفت انگيزي احيا كند

 

 

هيتلر در داخل آلمان آينده در خشاني را نويد ميداد و در خارج بر مبارزه با كمونيست تاكيد داشت .

 

 

 

 

 

 

كشورهاي موافق

انگلستان كه با اقدام دوم آلمان موافق بود و بر اين باور بود كه با قدرت گرفتن آلمان از نفوذ افكار كمونيستي در اروپا جلوگيري ميشود .

 

2- قدرت فرانسه را محدود مي كرد

 

فرانسه بر خلاف ميل باطني كه از قدرت آلمان احساس خطر ميكرد با انگلستان همراهي ميكرد

 

نتيجه قدرت مجدد آلمان و كنفرانس مو نيخ

در سال 1936الحاق اتريش به آن كشوركه به آن آنشلوس مي گويند.كه در اثر فشارهاي سياسي و نظامي آلمان و تبليغات وسيع حزب نازي در آتريش اين امر صورت گرفت

.

ساكت بودن انگلستان و فرانسه چون كه اقدامات آلمان را توسعه طلبي رو به شرق مي دانستند .

 

مضمحل ساختن چكسلواكي در كنفرانس مونيخ

 

كشور هاي عضو كنفرانس مونيخ

 

 

كشور انگلستان و فرانسه و ايتاليا حضور داشتند.

 

كه   با اشغال قسمتي از خاك كشور چكسلو اكي  توسط آلمانهاي نازي در سال 1938موافقت گرديد

 

 

علت اشغال چكسلواكي

 

در اين كشور عده زيادي المانها زندگي مي كردند و هيتلر مدعي حمايت از انها بود

زير فشار آلمان و اين كه توسعه طلبي ْآلمان رو به سوي شرق هست در سال 1938 كنفرانس مو نيخ تشكيل گرديد

 

 

 

نتايج كنفرانس مو نيخ

و

موافقت به اشغال چكسلواكي توسط آلمان

مضمحل ساختن چكسلواكي

انگلستان و فرانسه آن را اقدامي براي صلح در اروپا مي دانستند .

 

افكار عمومي آن را تمكيني در برابر نازي ها مي دانستند .

 

شوروي آن را اقدامي خصمانه از سوي فرانسه و انگلستان براي درگير ساختن شوروي و آلمان تلقي كرد.

 

 

 

ساخت و سازمان وسايل ارتباطي جمعي

 

 

وسايل جمعي محصول  انديشه انسانهاست.به خاطر همين موضوع منبعث از جامعه و متا ثر از انند.  اما بعد از ان كه پيدا شدند و مورد استفاده قرار گرفتند بر حسب نوع استفاده كه از ان به عمل مي ايد مي توانند :

سالم :آرام بخش :يا مضر و انحراف انگيز باشند.

 

 

حال اين وسايل وسعت يافتند و و انطور كه برخي مي پندارنند بي جان و منفعل نيستند پس مي توانند ساخت و سازمان پذيرند وبا هر ساخت و سازمان  ميزان  تاثيرشان متفاوت خواهد بود .

در گذشته وسايل ارتباطي انسانها از اين وسعت وعظمتي كه امروزه برخوردار هست برخور دار نبود و نمي شد كه آن را در غالب ساخت و سازمان قرار داد مثل يك پيك يا چاوش يا يك جار چي .(چاوش در گذشته به مفهوم صداي رسا ابياتي در ستايش خداوند و مقام والاي امام مي خوانند و و امروزه به كسي كه پيام مقدس مرساند و جمعي رااز آن باخبر مي كند .     

جار چي :كه همواره بعد مقدس ندارد در واقع خبر يا اطلاعاتي را با صداي بلند بري تمامي اهالي يك ده يا شهر اعلام ميداشت و جمعي را از پيام فردي يا جمعي ديگر مطلع مي ساخت )

 

 

مفهوم ساخت يابي و ساخت زدايي

 

مفهوم ساخت يابي و ساخت زدايي كه مفا هيم مهم در مباحث علوم انساني و علوم اجتماعي هست در دنياي امروزه

  ساخت :عبارتند از چگونگي رده بندي وجاي يابي هر يك از عناصر "اشيا يا نيرو هايي كه كلي خاص  را تشكيل ميدهد .

 

بدين ترتيب آنگاه كه سخن از ساخت ميرود انسجام "همسازي "هماهنگي وبالا خره كليت خاص مجموعه اي را در نظر مي گيرند و نا هماهنگي و تمايز آن را با مجموعه اي ديگر ي مي سنجد . در يك مجموعه هر يك از عناصرمعنا و كار كردي چنان مي يابد كه در هنگام جدايي از بافت كلي فاقد آن است .

 

 پس آن را فقط در داخل ساختي خاص مي توان شناخت و ارزيابي كرد در درون يك مجموعه ساختي خاص يافته است . ورود هر عنصر جديد ساختي نو پديد مي آورد و برداشت يا دگرگوني هر يك از عناصر امواجي پديد مي آورد كه تمامي مجموعه را متاثر مي سازد .از اينجاست كه ژرژ گورو يچ سخن از ساخت دهي و ساخت زدايي و ساخت يابي و ساخت دهي مجدد مي راند.

هر مجموعه اقتصادي –اجتماعي داراي ساخت هست و هر ساختي داراي عمر و دوران خاص

.پس همواره موقت به حساب مي آيد .زيرا هر لحظه امكان دگرگوني آن و بروزدوره ايي  نو آوري در آن مي رود

. اين مفهوم تنها در مو رد مجموعه عيني به كار نمي رود بنا براين بايد سخن از ساختهاي ذهني نيز راند .آنجه در دنياي واقع مي بينيم اين است كه همه پديده ها و مجموعه هاي دنياي هستي بايد تابع ساختي خاص باشند كه دنيا ي ذهني آدمي آن را مي يابد چگونگي ساختها ي ذهني نيز خود ساختهاي پديدهها ي هستي را شكل مي دهد  اين مفهوم مبين گرايشي اساسي در بسياري از رشته هاي دانش اجتماعي است كه اكثر جامعه شناسان گاه به آن اشاره نمودند.

 

 

 

 

 

جهات و ابعاد ساخت وسايل خبري  ازديدگاه لسول( در كتاب ساخت و كار كرد ار تباط در جامعه)

 

 

وي ساخت پذيري ارتباطات  وحتي تشابه جامعه انساني از اين ديدگاه با ديگر موجودات اشاره دارد .از نظر او وسايل ار تباط جمعي  مجموعه اي به هم پيوسته تشكيل ميدهند و با هم تنسيق مي شوند واين مجموعه كه با نام الگوي لسول معروف هست داراي 5عنصر هستند كه عبارتند

1- كي

 

2- چه ميگويد

3- از كدام مجرا

4-با كي

5-با كدام نتيجه

 

 

از تركيب غايي عناصر  ارتباط  مجموعه اي فراهم مي ايد كه حاوي دو نوع است

 

1-  زير ساخت :((infrastucturesعبارتند از ابزار تكنو لو‍ژيك ارتباط كه مجموعه اي به هم پيوسته ومتشكل هستند و با نيروي همساز عمل مي كنند و بر جامعه انساني اثر و يژه بر جا مي گذارند

 

2- رو ساختها:  با عناصري غير تكنو لوژي حاوي سازمانها  "مقررات "انديشه ها"و افكار مرتبط با ارتباطات كه خود در رابطه اي تعاملي با زير ساخت قرار  مي گيرند .بدين معني كه هردو نوع ساخت ضمن تاثير پذيري از يكديگر موثر بر يكديگر نيز خواهند بود

 

زير مجموعه هاي ساخت و ساخت پذيري

 

 

در جريان ساخت و ساخت پذيري ارتباط .مي توان از پيدايي ساخت هايي جزيي و پاره ساختها اشاره كرد در اينجا لسول سعي كرد با ديدگاه انداموش انگاري جامعه جديد رارا همانند اور گانيسمي زنده تلقي كند كه درون آن ارتباطات ساخت پذيرفته جريان مي يابند تا جامعه را در برابر انگيزه هاي  خارجي قادر به پاسخ گويي سازند.او در اين باب مي نويسد :(زماني كه جامعه جهاني را مورد بررسي  قرار مي دهيم و در آن فرايند ارتباط به تحقيق مي گذاريم به سه نوع متخصص بر مي خوريم .

 

تقسيم بندي لسول

 

1-       اولين گروه به برر سي  در باب محيط سياسي پيرامون و دولت به عنوان يك كل مي پردازد

(سياستمداران در باب محيط پيرامون تخصص مي يابند )

 

دومين گروه به تنظيم پاسخ دولت به محيط مي اند يشد.

( نويسندگان "و گويندگان"وسايل ارتباطي پاسخ دروني تنظيم و تنسيق مي كنند )

 

3- سومين گروه هم به انتقال الگوهاي پاسخ از پيران به جوانان رابر عهده دارنذ

.(مربيان و والدين مسئول انتقال ميراث اجتماعي به نسل جوان هستند)

 

كه بايد تمامي اين گروهها در يك مجموعه متشكل قرار گيرند تا شناخت و پاسخ هماهنگ شوند .كل جامعه پيامي متشكل و همگن يابد و به طور كلي رابطه انسانها در خلال زمان نيز صورتي متفرقه "ناهماهنگ "و تجزي يافته نداشته با شد . اين امر را ساخت ارتباطي مي ناميم .

بدين قرار مي توان پذير فت كه ارتباط در درون يك جامعه بايد ساخت و تلفيق كرد تا عناصر اجتماعي را يگانه و متشكل سازد .

 

كه در جريان اين فرايند نكاتي مطرح هست كه عبارتند از

1-    دو لتي يا خصوصي بودن انهاست0(سياسي "اقتصادي "فرهنگي)

2-     

معايب و مزا ياي وسايل ارتباطي دولتي

 

 

معايب

مزايا

نمي تواند صر فا به دنبال خواسته هاي مردم باشد

 

 اگهيها ي تجار ي به كلي از محدوده چنين سازماني خارج مي شود

 

 يا  بالنسبه باقي مي ماندواز نظر كيفيت نيز جلب توجه شنونده يا بيننده به هر قيمت مطمح نظر نخواهد بود

 

پيدايي و بسط ديوان سالاري

 

تورم نيروي انساني .تشعب خشك وظايف وهم فقدان ابعاد انساني در سازمان.موجب هرز نيرو .منابع .امحاي انگيزه .فعاليت .خشكي و سستي  روابط ودر نهايت سنگيني بار سازماني بزرگ .و غير كارا آمد بر گردن دولت  و بودجه ملي است.در چنين وضعي يك برنامه كوچك بهايي بسيار سنگيني مي يابد .

افزايش زمان در يك برنامه كوچك

 

عدم پاسخ به نياز هاي مردم

 

بي نبازي مالي آن در برابر عموم منتهي ميشود

 

 

 

 

 

نقش راهبر ي فرهنگي  دارد

 

 

 

معناي ديوان سالاري

 

معناي تحت ا للفظي ان حكومت  ادارات يا مامو ران دو لتي است

نظرات وتعاريف   مختلف جامعه  شناسان در مورد  (ديوانسالاري  )

 

اولين شخصي كه اين وازه رابه كاربرد در آثار يك اقتصادان به نام ونسان دو كو رني در قرن 19 با گسترش وظايف دولت وبه همراه آن بسط ادارات در اوپا رواج پيدا كرد.

 

 در انگلستان در سال 1830 با مقاومت در برابر  تمركز كمك به فقرا اين واژه  به كار آمد .از اين رو توماس چارليل آن ر( آسيب قاره ايي) ناميد .

 

در سال 1860 جان استورت ميل در اترش بانام( حكومت نمايندگان جامعه) به صورت گذرا بدان پرداخت و نوشت وكار حكومت در دست حاكمان حرفه ايي بود كه اين جوهره و معناي ديوان سالاري است

 

تشريح وسيعتر و دقيقتر واژه به سال 1895 توسط موسكا در اترش با نام

 

( طبقه حاكم )صورت گرفت كه در آن نويسنده چنان ديوانسالاري را چنان براي

 

امپراتوري هاي بزرگ اساسي مي داند كه ازاين ديدگاه تمام نظامهاي سياسي رامي توان

 يا ديوانسالاري ويافئودال ناميد

 

تشريح جامعه شناختي  ماكس وبر و تاكيد وي بر ديواالاري در كتاب وي با نام

( نظريه سازمان اجتماعي)

 

1-    ديوانسالاري به عنوان يك آرمان داراي چند خصلت اساسي است بدينقرار

 

*كاربرد شيوهاي منطقي و عقلاني در تصميم گيري

*استقرار روابط غير شخصي در جريان كنش متقا بل

*تمركز قدرت

 

2-  در ديوانسالاري تمايل غالب به رواج كاغذ بازي .اعمال قوانين خشك و ظاهرارايي است .

 

3-  ديوانسالاري با توجه به ويژگيها يش به معناي

 

 الف)جدا شدن زندگي شخص كارمند از كار رسمي او

 

 ب)كاهش انگيزه هاي دروني وي

 

 ج)پيدايي هرمي ازقدرت با جريان يك طرفه انديشه ها از بالا به پايين به صورت فرمان

 

د)قلب ماهيت انساني كارمند خواهد بود.

 

مرتن :  در اترش با نظريه اجتماعي و ساخت اجتماعي 1957با استناد به تعريف وبر

4-   

معتقد هست ديوان سالاري كاغذ بازي ظاهرا آرايي و قواعد متحجر را موجب مي گردد

معايب و مزاياي خصوصي

 

معايب

مزاياي

افزايش انديشه بازده زياد وسايل ارتباطي فافد هر گونه فرهنگي كرده و خطر ناك است

استثمار انسانها در تبايغات تجاري و سو د جويي و مسخ انديشه ها كتخدير مغزها :ودر نهايت اضمحلال تعادل رواني

توليد انبوه با مصرف انبوه

 مظهر فن سروري يا به خدمت كالادرآمدن انسان (به جاي اين كه انسان به عنوان صانع "قانون فنون و ابزار را تهيه كند .اين وسايل و ابزارند كه قانون حيات و حركت او را تمهيد مي دارند وبه ه جاي اين كه انسان ارزش بگذارد كالا ها و اشيا ارزش او را تعين مي كند .به اين اعتبار  حجم. نوع و مدل ماشين ارائه شخصيت مي نمايد .

سودجويي تحريك غرايز جوانان و حتي شانتاژو مردم فريبي بسط و ظهور مي يابد

هدف پول در اوردن به هر قيمت

وابستگي سياسي   ا

 

شرط پرداخت بهاي خاص

 

افزايش سرمايه گذاري(اقتصادي )

 

 

استفاده سياسي

 

 

 

 

كار توليد فراورده هاي سازمان ارتباطي نوعي آفرينش هنري است.

 

 

وسايل ارتباطي تحت تاثير انديشه هاي تمركز گرايي ويا عدم تمر كز زدايي دو صورت و كاركرد جداگانه و متمايز مي يابد

 

 

تمركز گرايي

1-    همه عناصر در يك مجموعه ادغام مي شوند

2-    از يك واحد دستور مي گيرند

3-    هرم سازماني عمودي است

4-    جريان انديشه ها در درون هرم صرفا تابعي است ار توان مديريت .

5-    با ماهيت كار نيروي انساني شاغل در آن تباين مي يابد

 

تمر كز زدايي

افزايش اختيارات

افقي شدن هرم سازمان

كاهش كنترل

بها دادن به گرايشها

جريان انديشه از بالا به پايين و از پايين به بالا است

آشكار شدن تخطي ها بدون هيچ مانعي

پاسخ دادن به نيازهاي خود بدون انتظار از مقامات بالا

حفظ شخصيت سازماني خود

جريان انديشه در درون يك واحد ازماني مي تواند بدون مانع .ريع در هر دو جهت از بالا به پايين يا بر عكس باشد تا بل كار در درون واحد با گذشت زمان بلوغ شخصيت يك اعضا ارتقا پذيرد . وهر تخطي بدون هيچ مانعي آشكارگردد و سازمان به نوعي خود پالايي مستدم پردازد .اين نوع سازمن را مردمي ويا مردم سالارشده يا افقي مي نامند ودر برابر آن تمهيد هرم سازماني به صورت عمودي است در اين صورت .سازمان نوعي نظم صوري .حيات صوري .انقياد صوري وبه طور كلي جهاني بيگانه پسند مي يابد .در حالي كه در درون آن بيمارييهاي خاص مديريت مستبدانه نظير خويشاوندگرايي استقرار روابط به جاي ضوابط ودر نهايت پيدايي شخصيتي كاذب كه با عنوان شخصيت قدرت نگر از آن ياد مي كنند.   

سازمان هاي باز باعث رشد و شكو فايي و تجلي استعداد ها مي گردد.

ساخت و سازمان وسايل ارتباطي جمعي

 

 

وسايل جمعي محصول  انديشه انسانهاست.به خاطر همين موضوع منبعث از جامعه و متا ثر از انند.  اما بعد از ان كه پيدا شدند و مورد استفاده قرار گرفتند بر حسب نوع استفاده كه از ان به عمل مي ايد مي توانند :

سالم :آرام بخش :يا مضر و انحراف انگيز باشند.

 

 

حال اين وسايل وسعت يافتند و و انطور كه برخي مي پندارنند بي جان و منفعل نيستند پس مي توانند ساخت و سازمان پذيرند وبا هر ساخت و سازمان  ميزان  تاثيرشان متفاوت خواهد بود .

در گذشته وسايل ارتباطي انسانها از اين وسعت وعظمتي كه امروزه برخوردار هست برخور دار نبود و نمي شد كه آن را در غالب ساخت و سازمان قرار داد مثل يك پيك يا چاوش يا يك جار چي .(چاوش در گذشته به مفهوم صداي رسا ابياتي در ستايش خداوند و مقام والاي امام مي خوانند و و امروزه به كسي كه پيام مقدس مرساند و جمعي رااز آن باخبر مي كند .     

جار چي :كه همواره بعد مقدس ندارد در واقع خبر يا اطلاعاتي را با صداي بلند بري تمامي اهالي يك ده يا شهر اعلام ميداشت و جمعي را از پيام فردي يا جمعي ديگر مطلع مي ساخت )

 

 

مفهوم ساخت يابي و ساخت زدايي

 

مفهوم ساخت يابي و ساخت زدايي كه مفا هيم مهم در مباحث علوم انساني و علوم اجتماعي هست در دنياي امروزه

  ساخت :عبارتند از چگونگي رده بندي وجاي يابي هر يك از عناصر "اشيا يا نيرو هايي كه كلي خاص  را تشكيل ميدهد .

 

بدين ترتيب آنگاه كه سخن از ساخت ميرود انسجام "همسازي "هماهنگي وبالا خره كليت خاص مجموعه اي را در نظر مي گيرند و نا هماهنگي و تمايز آن را با مجموعه اي ديگر ي مي سنجد . در يك مجموعه هر يك از عناصرمعنا و كار كردي چنان مي يابد كه در هنگام جدايي از بافت كلي فاقد آن است .

 

 پس آن را فقط در داخل ساختي خاص مي توان شناخت و ارزيابي كرد در درون يك مجموعه ساختي خاص يافته است . ورود هر عنصر جديد ساختي نو پديد مي آورد و برداشت يا دگرگوني هر يك از عناصر امواجي پديد مي آورد كه تمامي مجموعه را متاثر مي سازد .از اينجاست كه ژرژ گورو يچ سخن از ساخت دهي و ساخت زدايي و ساخت يابي و ساخت دهي مجدد مي راند.

هر مجموعه اقتصادي –اجتماعي داراي ساخت هست و هر ساختي داراي عمر و دوران خاص

.پس همواره موقت به حساب مي آيد .زيرا هر لحظه امكان دگرگوني آن و بروزدوره ايي  نو آوري در آن مي رود

. اين مفهوم تنها در مو رد مجموعه عيني به كار نمي رود بنا براين بايد سخن از ساختهاي ذهني نيز راند .آنجه در دنياي واقع مي بينيم اين است كه همه پديده ها و مجموعه هاي دنياي هستي بايد تابع ساختي خاص باشند كه دنيا ي ذهني آدمي آن را مي يابد چگونگي ساختها ي ذهني نيز خود ساختهاي پديدهها ي هستي را شكل مي دهد  اين مفهوم مبين گرايشي اساسي در بسياري از رشته هاي دانش اجتماعي است كه اكثر جامعه شناسان گاه به آن اشاره نمودند.

 

 

 

 

 

جهات و ابعاد ساخت وسايل خبري  ازديدگاه لسول( در كتاب ساخت و كار كرد ار تباط در جامعه)

 

 

وي ساخت پذيري ارتباطات  وحتي تشابه جامعه انساني از اين ديدگاه با ديگر موجودات اشاره دارد .از نظر او وسايل ار تباط جمعي  مجموعه اي به هم پيوسته تشكيل ميدهند و با هم تنسيق مي شوند واين مجموعه كه با نام الگوي لسول معروف هست داراي 5عنصر هستند كه عبارتند

1- كي

 

2- چه ميگويد

3- از كدام مجرا

4-با كي

5-با كدام نتيجه

 

 

از تركيب غايي عناصر  ارتباط  مجموعه اي فراهم مي ايد كه حاوي دو نوع است

 

1-  زير ساخت :((infrastucturesعبارتند از ابزار تكنو لو‍ژيك ارتباط كه مجموعه اي به هم پيوسته ومتشكل هستند و با نيروي همساز عمل مي كنند و بر جامعه انساني اثر و يژه بر جا مي گذارند

 

2- رو ساختها:  با عناصري غير تكنو لوژي حاوي سازمانها  "مقررات "انديشه ها"و افكار مرتبط با ارتباطات كه خود در رابطه اي تعاملي با زير ساخت قرار  مي گيرند .بدين معني كه هردو نوع ساخت ضمن تاثير پذيري از يكديگر موثر بر يكديگر نيز خواهند بود

 

 

 

 

 

زير مجموعه هاي ساخت و ساخت پذيري

 

 

در جريان ساخت و ساخت پذيري ارتباط .مي توان از پيدايي ساخت هايي جزيي و پاره ساختها اشاره كرد در اينجا لسول سعي كرد با ديدگاه انداموش انگاري جامعه جديد رارا همانند اور گانيسمي زنده تلقي كند كه درون آن ارتباطات ساخت پذيرفته جريان مي يابند تا جامعه را در برابر انگيزه هاي  خارجي قادر به پاسخ گويي سازند.او در اين باب مي نويسد :(زماني كه جامعه جهاني را مورد بررسي  قرار مي دهيم و در آن فرايند ارتباط به تحقيق مي گذاريم به سه نوع متخصص بر مي خوريم .

 

تقسيم بندي لسول

 

1-       اولين گروه به برر سي  در باب محيط سياسي پيرامون و دولت به عنوان يك كل مي پردازد

(سياستمداران در باب محيط پيرامون تخصص مي يابند )

 

دومين گروه به تنظيم پاسخ دولت به محيط مي اند يشد.

( نويسندگان "و گويندگان"وسايل ارتباطي پاسخ دروني تنظيم و تنسيق مي كنند )

 

3- سومين گروه هم به انتقال الگوهاي پاسخ از پيران به جوانان رابر عهده دارنذ

.(مربيان و والدين مسئول انتقال ميراث اجتماعي به نسل جوان هستند)

 

كه بايد تمامي اين گروهها در يك مجموعه متشكل قرار گيرند تا شناخت و پاسخ هماهنگ شوند .كل جامعه پيامي متشكل و همگن يابد و به طور كلي رابطه انسانها در خلال زمان نيز صورتي متفرقه "ناهماهنگ "و تجزي يافته نداشته با شد . اين امر را ساخت ارتباطي مي ناميم .

بدين قرار مي توان پذير فت كه ارتباط در درون يك جامعه بايد ساخت و تلفيق كرد تا عناصر اجتماعي را يگانه و متشكل سازد .

 

كه در جريان اين فرايند نكاتي مطرح هست كه عبارتند از

1-    دو لتي يا خصوصي بودن انهاست0(سياسي "اقتصادي "فرهنگي)

1-     

معايب و مزا ياي وسايل ارتباطي دولتي

 

 

معايب

مزايا

نمي تواند صر فا به دنبال خواسته هاي مردم باشد

 

 اگهيها ي تجار ي به كلي از محدوده چنين سازماني خارج مي شود

 

 يا  بالنسبه باقي مي ماندواز نظر كيفيت نيز جلب توجه شنونده يا بيننده به هر قيمت مطمح نظر نخواهد بود

 

پيدايي و بسط ديوان سالاري

 

تورم نيروي انساني .تشعب خشك وظايف وهم فقدان ابعاد انساني در سازمان.موجب هرز نيرو .منابع .امحاي انگيزه .فعاليت .خشكي و سستي  روابط ودر نهايت سنگيني بار سازماني بزرگ .و غير كارا آمد بر گردن دولت  و بودجه ملي است.در چنين وضعي يك برنامه كوچك بهايي بسيار سنگيني مي يابد .

افزايش زمان در يك برنامه كوچك

 

عدم پاسخ به نياز هاي مردم

 

بي نبازي مالي آن در برابر عموم منتهي ميشود

 

 

 

 

 

نقش راهبر ي فرهنگي  دارد

 

 

 

معناي ديوان سالاري

 

معناي تحت ا للفظي ان حكومت  ادارات يا مامو ران دو لتي است

نظرات وتعاريف   مختلف جامعه  شناسان در مورد  (ديوانسالاري  )

 

اولين شخصي كه اين وازه رابه كاربرد در آثار يك اقتصادان به نام ونسان دو كو رني در قرن 19 با گسترش وظايف دولت وبه همراه آن بسط ادارات در اوپا رواج پيدا كرد.

 

 در انگلستان در سال 1830 با مقاومت در برابر  تمركز كمك به فقرا اين واژه  به كار آمد .از اين رو توماس چارليل آن ر( آسيب قاره ايي) ناميد .

 

در سال 1860 جان استورت ميل در اترش بانام( حكومت نمايندگان جامعه) به صورت گذرا بدان پرداخت و نوشت وكار حكومت در دست حاكمان حرفه ايي بود كه اين جوهره و معناي ديوان سالاري است

 

تشريح وسيعتر و دقيقتر واژه به سال 1895 توسط موسكا در اترش با نام

 

( طبقه حاكم )صورت گرفت كه در آن نويسنده چنان ديوانسالاري را چنان براي

 

امپراتوري هاي بزرگ اساسي مي داند كه ازاين ديدگاه تمام نظامهاي سياسي رامي توان

 يا ديوانسالاري ويافئودال ناميد

 

تشريح جامعه شناختي  ماكس وبر و تاكيد وي بر ديواالاري در كتاب وي با نام

( نظريه سازمان اجتماعي)

 

1-    ديوانسالاري به عنوان يك آرمان داراي چند خصلت اساسي است بدينقرار

 

*كاربرد شيوهاي منطقي و عقلاني در تصميم گيري

*استقرار روابط غير شخصي در جريان كنش متقا بل

*تمركز قدرت

 

2-  در ديوانسالاري تمايل غالب به رواج كاغذ بازي .اعمال قوانين خشك و ظاهرارايي است .

 

3-  ديوانسالاري با توجه به ويژگيها يش به معناي

 

 الف)جدا شدن زندگي شخص كارمند از كار رسمي او

 

 ب)كاهش انگيزه هاي دروني وي

 

 ج)پيدايي هرمي ازقدرت با جريان يك طرفه انديشه ها از بالا به پايين به صورت فرمان

 

د)قلب ماهيت انساني كارمند خواهد بود.

 

مرتن :  در اترش با نظريه اجتماعي و ساخت اجتماعي 1957با استناد به تعريف وبر

4-   

معتقد هست ديوان سالاري كاغذ بازي ظاهرا آرايي و قواعد متحجر را موجب مي گردد

1-     

معايب و مزا ياي وسايل ارتباطي دولتي

 

 

معايب

مزايا

نمي تواند صر فا به دنبال خواسته هاي مردم باشد

 

 اگهيها ي تجار ي به كلي از محدوده چنين سازماني خارج مي شود

 

 يا  بالنسبه باقي مي ماندواز نظر كيفيت نيز جلب توجه شنونده يا بيننده به هر قيمت مطمح نظر نخواهد بود

 

پيدايي و بسط ديوان سالاري

 

تورم نيروي انساني .تشعب خشك وظايف وهم فقدان ابعاد انساني در سازمان.موجب هرز نيرو .منابع .امحاي انگيزه .فعاليت .خشكي و سستي  روابط ودر نهايت سنگيني بار سازماني بزرگ .و غير كارا آمد بر گردن دولت  و بودجه ملي است.در چنين وضعي يك برنامه كوچك بهايي بسيار سنگيني مي يابد .

افزايش زمان در يك برنامه كوچك

 

عدم پاسخ به نياز هاي مردم

 

بي نبازي مالي آن در برابر عموم منتهي ميشود

 

 

 

 

 

نقش راهبر ي فرهنگي  دارد

 

 

 

معناي ديوان سالاري

 

معناي تحت ا للفظي ان حكومت  ادارات يا مامو ران دو لتي است

نظرات وتعاريف   مختلف جامعه  شناسان در مورد  (ديوانسالاري  )

 

اولين شخصي كه اين وازه رابه كاربرد در آثار يك اقتصادان به نام ونسان دو كو رني در قرن 19 با گسترش وظايف دولت وبه همراه آن بسط ادارات در اوپا رواج پيدا كرد.

 

 در انگلستان در سال 1830 با مقاومت در برابر  تمركز كمك به فقرا اين واژه  به كار آمد .از اين رو توماس چارليل آن ر( آسيب قاره ايي) ناميد .

 

در سال 1860 جان استورت ميل در اترش بانام( حكومت نمايندگان جامعه) به صورت گذرا بدان پرداخت و نوشت وكار حكومت در دست حاكمان حرفه ايي بود كه اين جوهره و معناي ديوان سالاري است

 

تشريح وسيعتر و دقيقتر واژه به سال 1895 توسط موسكا در اترش با نام

 

( طبقه حاكم )صورت گرفت كه در آن نويسنده چنان ديوانسالاري را چنان براي

 

امپراتوري هاي بزرگ اساسي مي داند كه ازاين ديدگاه تمام نظامهاي سياسي رامي توان

 يا ديوانسالاري ويافئودال ناميد

 

تشريح جامعه شناختي  ماكس وبر و تاكيد وي بر ديواالاري در كتاب وي با نام

( نظريه سازمان اجتماعي)

 

1-    ديوانسالاري به عنوان يك آرمان داراي چند خصلت اساسي است بدينقرار

 

*كاربرد شيوهاي منطقي و عقلاني در تصميم گيري

*استقرار روابط غير شخصي در جريان كنش متقا بل

*تمركز قدرت

 

2-  در ديوانسالاري تمايل غالب به رواج كاغذ بازي .اعمال قوانين خشك و ظاهرارايي است .

 

3-  ديوانسالاري با توجه به ويژگيها يش به معناي

 

 الف)جدا شدن زندگي شخص كارمند از كار رسمي او

 

 ب)كاهش انگيزه هاي دروني وي

 

 ج)پيدايي هرمي ازقدرت با جريان يك طرفه انديشه ها از بالا به پايين به صورت فرمان

 

د)قلب ماهيت انساني كارمند خواهد بود.

 

مرتن :  در اترش با نظريه اجتماعي و ساخت اجتماعي 1957با استناد به تعريف وبر

4-   

معتقد هست ديوان سالاري كاغذ بازي ظاهرا آرايي و قواعد متحجر را موجب مي گردد

      

معايب و مزاياي خصوصي

 

معايب

مزاياي

افزايش انديشه بازده زياد وسايل ارتباطي فافد هر گونه فرهنگي كرده و خطر ناك است

استثمار انسانها در تبايغات تجاري و سو د جويي و مسخ انديشه ها كتخدير مغزها :ودر نهايت اضمحلال تعادل رواني

توليد انبوه با مصرف انبوه

 مظهر فن سروري يا به خدمت كالادرآمدن انسان (به جاي اين كه انسان به عنوان صانع "قانون فنون و ابزار را تهيه كند .اين وسايل و ابزارند كه قانون حيات و حركت او را تمهيد مي دارند وبه ه جاي اين كه انسان ارزش بگذارد كالا ها و اشيا ارزش او را تعين مي كند .به اين اعتبار  حجم. نوع و مدل ماشين ارائه شخصيت مي نمايد .

سودجويي تحريك غرايز جوانان و حتي شانتاژو مردم فريبي بسط و ظهور مي يابد

هدف پول در اوردن به هر قيمت

وابستگي سياسي   ا

 

شرط پرداخت بهاي خاص

 

افزايش سرمايه گذاري(اقتصادي )

 

 

استفاده سياسي

 

 

 

 

كار توليد فراورده هاي سازمان ارتباطي نوعي آفرينش هنري است.

 

 

وسايل ارتباطي تحت تاثير انديشه هاي تمركز گرايي ويا عدم تمر كز زدايي دو صورت و كاركرد جداگانه و متمايز مي يابد

 

 

تمركز گرايي

1-    همه عناصر در يك مجموعه ادغام مي شوند

2-    از يك واحد دستور مي گيرند

3-    هرم سازماني عمودي است

4-    جريان انديشه ها در درون هرم صرفا تابعي است ار توان مديريت .

5-    با ماهيت كار نيروي انساني شاغل در آن تباين مي يابد

 

تمر كز زدايي

افزايش اختيارات

افقي شدن هرم سازمان

كاهش كنترل

بها دادن به گرايشها

جريان انديشه از بالا به پايين و از پايين به بالا است

آشكار شدن تخطي ها بدون هيچ مانعي

پاسخ دادن به نيازهاي خود بدون انتظار از مقامات بالا

حفظ شخصيت سازماني خود

جريان انديشه در درون يك واحد ازماني مي تواند بدون مانع .ريع در هر دو جهت از بالا به پايين يا بر عكس باشد تا بل كار در درون واحد با گذشت زمان بلوغ شخصيت يك اعضا ارتقا پذيرد . وهر تخطي بدون هيچ مانعي آشكارگردد و سازمان به نوعي خود پالايي مستدم پردازد .اين نوع سازمن را مردمي ويا مردم سالارشده يا افقي مي نامند ودر برابر آن تمهيد هرم سازماني به صورت عمودي است در اين صورت .سازمان نوعي نظم صوري .حيات صوري .انقياد صوري وبه طور كلي جهاني بيگانه پسند مي يابد .در حالي كه در درون آن بيمارييهاي خاص مديريت مستبدانه نظير خويشاوندگرايي استقرار روابط به جاي ضوابط ودر نهايت پيدايي شخصيتي كاذب كه با عنوان شخصيت قدرت نگر از آن ياد مي كنند.   

سازمان هاي باز باعث رشد و شكو فايي و تجلي استعداد ها مي گردد