تاريخچه تاچريسم در چهار دوره به هم پيوسته است

 

1-     پيدايش تاچريسم به عنوان يك نهضت فكري كه شماري آن را يك نهضت اجتماعي مي گويند

 

2-    دوره تثبيت تاچريسم 1979-1982

3-              تاچريسم تثبيت شده 1982-1986

4-              تاچريسم راديكالي 1986-كه اين تاريخ باز است چه بسا كه.......

 

 

مرحله اول –مبارزه براي هژموني

 

قبل از هر چيز بايد بگوييم كه فرايند تثبيت هژموني تاچريسم سالهاي قبل از به قدرت رسيدن تاچر آغاز شد و همه شواهد حاكي بر اين دارد كه در اين راستا برنامه گسترده اي نيز صورت گرفته است نهادها و سازمانهاي متعدد ي در تثبيت آن نقش دارد .

 

1-           انستيتو ي بررسي مسائل اقتصادي

 the institute of economic affair))

 كه در سال 1955 ايجاد شد ولي كارش را از سال 1957 آغاز كرد

منابع مالي: اين موسسه را عمدتا شركت ها تامين مي كردند

هدف اصلي :يافتن راه حلهاي بازار گرا براي مشكلات اقتصادي ونشان دادن ضعف هاي دولت براي رفع اين مشكلات است و عمده تحقيقات در حوزه

اقتصاد خرد صورت مي گيرد و از اوايل سالهاي دهه ي 1970 يكي از موفق ترين مبلغان نظريات اقتصادي  فردين وهايك بودند

2-           مركز بررسي سياستهاي اقتصادي

 

the centreforpolicy studies كه مشخصا از سوي شماري از ائد ه ئولوگهاي حب محافظه كار و به صورت مشخص توسط  كيث ژوزف و مار گارت تاچر در سال 1974 تاسيس شد .

هدف اصلي:صورت بندي نظريات اقتصادي راست جديد بود.

 و هزينه هاي اين موسسه:  از جمع آوري اعانه از سوي اعضاي حزبمحافظه كار  بود .

 در ابتدا به صورت مخفي كار مي كرد سپس وقتي كه مارگارت تاچر در برابر ادوارد هيث داوطلب رهبري حزب گشت مركز برسيها هم علنا به نفع تاچر و حمايت ازاو اعلام موجوديت كرد.

 

 

    در كنار اين دو موسه دو موسسه ديگر هم بودند

 

.كه به درجات گوناگون در اين مهم نقش داشتند.

 

 

 0انسيتو ي مديران the hnstitute of directors

 

اگر چه در ظاهر به صورت كلوپي براي مديران كار مي كرد .

 ولي عملا به صورت عمده ترين كانال ارتباطي بين تاچر و مديران شركتها در آمد .بود

 

انيستيتوي آدام اسمي

adam smith institute

در ابتدا به صورت يك موسسه تبليغاتي  عقايد راست گرا يان در آمريكا به فعاليت پرداخت ولي در سال1979 فعاليتهايش را به لندن منتقل كرد .

اگر چه موسسه ي بزرگي نبود ولي در شكل دادن به سياست هاي تاچر نقش بسيار موثري ايفا كرد .

عقيده ي عمومي بر اين است كه اين موسسه از سوي سازمان جاسوسي سيا تامين مي شود ..

 

علاوه بر اين چهار موسسه .گروه بنديهاي ديگر ي هم بود كه همانند اين چهار موسسه هدف آنها تبليغ نظرت اقتصادي راست جديدبود .به عنوان نمونه

 

1- انستيتوي بررسي مسائل دفاعي و استراتژيك اروپا-

 

2- گروه تحقيقاتي مشترك بريتانيا –امريكا

 

3- گروه تحقيقاتي تجاري و صنعت –

 

4- كلوپ دوشنبه—

 

5- گروه سلزدون-

 

6-   -گروه سالزبوردي مي توان نام برد

 

.در سالهاي دهه ي 1980يك گروه تحقيقات تي كه در 1947 هايگ تاسيس كرده بود و تحت عنوان جامعه ي مونت پله رين در حاشيه براي تفكرات نوليبرالي تبليغ مي كرد .رشد فوق العاده اي پيداكرد.

 

آنچه كه در ميان اين گروهها و موسسات مشترك بود.

 

اين بود كه بر خلاف باور عمومي اينها هيچ زمينه اي ايده و عقيده تازه ايي عرضه نمي كردند .

 

 هدف اصلي و اساسي شان جمع آوري و تبليغ نظرياتي بود كه وجود داشت

 

 واز همين رو بود كه انستيتوي بررسي مسايل اقتصادي نقش خويش و موسسات مشابه را دلالان دست دوم ايده ها توصيف مي كرد.

 روابط اين موسسه ودولت تاچر بسيار پيچيده بود.

 

 اغلب اين گروها يك برنامه ي حداكثر تهيه مي كردند .

 

و تاچر و نزديكان عقيدتي او در حزب و دولت محافظه كار با بررسي جنبه هاي اداري .سياسي.و انتخاباتي از ميان اين برنامه ها بخش هايي را براي اجرا انتخاب مي كردند.

 مواردي بوده است كه تاچر ويا جان ميجر رهنمود هاي اين موسسات را ناديده گرفتند. براي نمونه پيشنهاد ممنوع كردن اتصابات  در بخش خدماتي اساسي و البته مواردي هم بوده كه موفقيت دولت دراجراي سياست مشوق اين گروه ها شد .

در اين راستا مي توان به برنامه هاي خصوصي سازي اشاره كرد.

 

 به طور كلي نقش اين گروها را مي توان در موارد زير به اختصار بيان كرد.

 

1- تنظيم و صورت بندي انتقادات كلي و سراسري و اقتصاديات كينزي

 

 2- تبليغ و نگرش پول باورانه

 

3- حذف كنترل از بازار ارز

 

4- فروش خانه هاي دولتي

 

5- وضع قوانين محدود كننده بر عليه اتحاديه كارگري

 

6- بر چيدن شهرداري هاي ايالتي

 

در اين زمينه بايد به سه نكته توجه كرد

 

اگر چه تاچر به خصوصي سازي و گستردهدست زد ولي اين برنامه ها در دوره ي حكومتي حزب كارگر درسال 1979-1974-آغاز شد .بود

 

 به گفته ساموئل برتين يكي از بر جسته ترين متفكران راست جديد محافظه كاران در آغاز با خصوصي سازي به دلايل زير موق نبود

 

1- از نظر سياسي اين برنامه جذابيت نداشت

 

3-               از نظر عملي قابليت اجرانداشت

 

ولي وضع به سرعت تغير كرد  شماري از اين گروها با خصوصي سازي موافق نبودند مثل استيتوي بررسي مسايل اقتصادي  و تنها با مشاهده موفقيتهاي تاچر نظرش را عوض كرد.. كار به جايي رسيد كه خواستار   ايجاد بازار براي خريد و فروش اعضاي بدن  در سال 1980 به طور عني شدند .ولي در ابتدا چاره  را در تغير ساختار بازار و افزودن بر رقابت مي دانستند. وبه تغيير مالكيت توجه نداشتند .اين موسسات نيز به مرور زمان  مدافع و مبلغ خصوصي سازي شد ند

 

در تدوين زمينه هاي نظري براي خصوصي سازي اين موسسات به اين نكات اشاره نمود.

 

* نبودن انگيزه در موسسات عمومي

**  قدرتمند بودن اتحاديه كارگري

* **بازده هي پايين و غير كارايي ذاتي در موسسات دولتي          

 

 

.  

 

اعتقادات و اهداف  تاچر و مكتب تاچريسم

 

تفكرات اقتصادي او مبتني بر ليبراليسم

 

.* مبارزه با تورم با استفاده از ابزارهاي سياست پول باورانه و پول گرايي .

 

 *كاهش نقش دولت و  خصوصي سازي صنايع د ولتي .

 

 * مخالفت با اتحائه هاي تجاري دولتي

 

و كنترل و نظارت بر حجم و اندازه دولت

 

بهبود باز دهي در اقتصاد بريتانيا از طريق ارايه ي انگيزه هاي لازم و كافي

 

كه براي رسيدن به اين اهداف عمده انتقاداتي كه از چگونگي اداره ي اقتصاد گذشته  شد را مي توان به شرح زير بيان داشت

 

1- ماليات بر درامد به حدي بالا  بود كه براي كسي انگيزه اي با قي نماند

 

2- اتحايه هاي كارگري بسيار پر قدرت ودر عين حال غير كار آمد بودند

 

3- پرداخت يارانه به سرمايه گذاري موجب تشويق سرمايه گذاري غير اقتصادي مي شد

4- كوشش براي رسيدن به اشتغال كامل با استفاده از تنظيم تقاضاا  نتيجه اش تورم از سويي و بازدهي پايين

 

 از طرف ديگر اين ديدگاه تازه هم يعني پايان دادن به اقتصاديات كينز 

 

فلسفه سياسي و اقتصادي تاچر تاكيد بر بازارهاي آزاد و و كار آفريني بود

 

تاچر به شدت به آزادي فردي و انتقال قدرت از دولت به سيستم باز اعتقاد داشت در اين راستا دولت وي خصو صي سازي هاي گسترده ايي را ابتدا با britsh telecom در سال 1981 آغاز كرد . ولي به طور محتاطانه ايي راه آهن را از اين امر معاف داشت و تاچر خصو صي سازي را راهي به منظور توقف تضاد  اجتناب ناپذير منافع مالكان و كارگران مي دانست .

 

او همچنين دولت را در حوزه هاي مثل اجراي قانون و ايجاد نظم بايد قوي باشد .معتغد بود .

 

نتايج مكتب تاچريسم در اوايل كارش

 

1- بحران تورم اقتصادي در دولت تاچريسم تدريجا ازبين رفت

 

2- توليدات داخلي يك درصد افزايش يافت

 

3- ميزان عرضه پول كاهش يافته و مالياتهاي متفاوتي در جهت مهار تورم اتخاذ گرديد (اين نوع سياستها سياستهاي مانيتاريستي مي باشد كه تاچر معتقد بود دولتش را از بقيه دولتها متمايز ميسازد.)

 

 

4- كاهش قدرت اتحاديه هاي تجاري  و شكست اعتصابات (كه اجراي اين امر كاركنان معادن دست به اعتصاب زدند.

5- افزايش قدرت اقتصادي كارگران  و مردم

 

6-تشويق كارگران جهت مالك شدن بخشي از كسب و كارشان  اهدا سها م پايين  به كارگران پيشنهاد شد كه خود باعث شد كه اتحاديه تجاري به وجود بيايد .

 

7-فروش تعداد زيادي از خانه ها ي شهرداري به مستا جران  ماك شدن خانه هايي كه در آن زندگي مكردند . (مبلغ حاصله از فروش اين خانه ها و شركتها صرف كاهش كسري بودجه بالايي كه وجود داشت گرديد.

 

8- هزينه هاي ادارههاي دولتي به ميزان يك بيليون بودند كاهش يافت كه شامل بخشهايي از مسكن .انرژي .آموزش و پرورش .اشتغال . يارانه هاي صنعتي .حمل و نقل و كمك هاي خارجي .وتنها بخشي كه كاهش نيافت پليس و نيروهاي ارتش بود

 

9- - نرخ بهره هادر ابتدا  افزايش يافت سپس به خاطر خصوصي  سازي وو بهبود شرايط اقتصادي كاهش يافت

 

 

بعداز اجراي برنامه هاي تاچر براقتصاد بريتانيا چه رفته است

 

پيش از اين به اين مطلب اشاره كرديم كه دوره تاچر به معناي ديگري نيز نشانه گسستن از باورها و نگرش هاي پيشين بود قبل از تاچر سياست هاي اقتصادكلان براي ايجاد اشتغال و افزودن بر رشد اقتصادي به كار گرفته مي شد و سياست هاي اقتصاد ي خرد.

 براي نمونه

 سياست قيمت و درآمد عمدتا براي مقابله با تورم مورد استفاده قرار مي گرفت . با غالب شدن تاچريسم :ولي سياست هاي اقتصادي كلان (يعني سياست هاي پولي و مالي )براي كنترل تورم  به كار افتاده واز سياست هاي اقتصادي خرد هم براي ايجاد اشتغال و افزودن بر رشد اقتصادي استفاده مي شد.

 

عمده ترين سياست اقتصادي خرد كه دولت تاچر به كار گرفت :

 

1- كنترل زدايي

2- كاستن ا ز ماليات بر درامد (يعني از ماليت هاي مستقيم )

3- آزاد گذاشتن نقل و انتقالات سرمايه

4- وضع قوانين لازم در جهت كاستن از قدرت و امكانات اتحاديه هاي كارگري

5- خصوصي0سازي اموال عمومي

اگر چه مدافعان ايدئو لوژ يك تاچريسم از انقلاب سخن مي گويند و از دگرسان شدن اساسي اقتصاد بريتانيا

 ولي گفتن دارد كه درهمين دوره است كه دو تحول اساسي ديگر نيز در اقتصاد بريتانيا پيش آمده است

 

1- بريتانيا احالت يك كشور وابسته به نفت وارداتي كه فشار زيادي بر تر از پرداخت هايش اعمال مي كرد به صورت يك كشور صادر كننده ي عمده ي نفت درآمد

 

2-براي اولين بار از انقلاب صنعتي به اين سوي ترازپرداخت هاي بريتانيا دربخش صنعت منفي شد با اين كه بخش مالي لندناز سياستهاي دولت به مقدار قابل توجهي رشد كرده بود و با وجود دلارهاي نفتي بريتانيا در مجموع با يك بحران جدي تري از پرداخت هاي بين المللي روبه روشد كه همچنان ادامه دارد .و آنچه در كليت خويش درست است و اكثر ناظران قبول دارند اين است كه با همه اصلاحات و انگيزه مالي عرضه شده به وسيله دولت سرمايه گذاري دراقتصاد به شدت ناكافي است

 

تغيير در نظام مالياتي يعني كاهش از ماليات هاي مستقيم وبه عوض "افزودن برماليات هاي غيرمستقيم  اگر چه به ظاهر معقول مي آيد ولي به گوهر نظامي است فقر آفرين ترين كه در عين حال موجب افزودن بر نابرابري ها خواهد شد .قضيه اين است اگر چه مالياتها ي مستقيم از توان پرداخت ماليات دهنده  متاثر مي شود .يعني هرچه درامد شخص بيشتر باشد ماليات بيشتر بايد بپردازد .ولي ماليات غير مستقيم به چنين ارتباطي پايان داد و ماليات عملا بر مصرف وضع مي شود يعني همگان مستقل از سطح در آمد به ازاي آنچه كه مي خرند ماليات مساوي مي پر دازند .و امامشكل اساسي  اقتصاددر اين دوره با وجود همه ي ر فرم هاي دولت تاچر به مانند گذشته به شكل ناكافي بودن سرمايه گذاري در اقتصاد باقي ماند كه علاوه بر تداوم بيكاري  به تداوم همه ان مسائل و مشكلات گذشته منجر شد.

 

براي نمونه :در فاصله سالهاي 1979- 88 19  اگر چه سرمايه گذاري ناخالص در اقتصاد بريتانيا 4 /37 درصد افزايش يافته ولي نگاهي به جزييات نشان مي دهد كه سر مايه گذاري ناخالص در بخش خدمات 1/93درصد افزايش يافته ولي در كشاورزي و صنعت 4/8درصد كاهش نشان مي دهد اگر مقدار استهلاك ساليانه را به رقم بيا فزاييم مقدار واقعي كاهش ظرفيت توليدي در صنعت و كشاورزي معلوم مي شود .

 

سئوال :

باوجود اين كه اين كه بازدهي كار در صنايع افزايش يافت و مقدار سود آوري سرمايه گذاري هم افزايش قابل توجهي نشان مي دهد چرااست و چگونه است كه مقدار سرمايه گذاري در صنايع افزايش نيافته

 

چون كه اين سود آوري در سه راستا به كار گرفته شد

 

*دربخش خدمات سرمايه گذاري شد

 

*در بورس خانه هاي مسكوني به كار افتاد

 

*در پي امد آزاد كردن نقل و انتقالات سرمايه "در كشور هاي ديگر سرمايه گذاري شد .

 

كه در مورد دو مورد اول نكته كليدي به گمان من اين است كه در اقتصاد مبتني

 

بر بازار آزاد سرمايه داران تنها در فكر به دست آوردن حداكثرسود در حداقل

 

مدت و با كمترين زحمت و درد سر هستند و ا زهمين رو مادامي كه امكان به

 

دست آوردن سودهاي باد آورده در اقتصاد وجود داشته باشد امكان سرمايه

 

گذاري نخواهد بود .

 

بورس بازي كه در خانه هاي مسكوني كه از اواسط دهه ي 1980شروع شد وتا

 

زمان بروز بحران و سقوط بازار مسكن در 1990-1991 ادامه يافت فرصت

 

طلايي براي پول سازي در اختيار سرمايه گذاران قرار داد .اگر چه عده ايي 

 

معدودي به ثروت هاي كلان دست يافتند ولي از همانابتدا رو شن بود كه دير يا

 

زود اين باد كنك مي تركد و :حتي در اواسط سال 1996 كه به اعاي دولت حاضر

 

بحران بازار مسكن به سر رسيد ه وبه طور كامل بر طرف شده بود 1000

 

خانوار در هر هفته مسكن خودرا در نتيجه ي به هم انباشته شدن قرض و عدم

 

توانايي در پرداخت اقساط بانك و موسسات رهني از دست دادند وبي خانمان

 

شدند و ميبايست از سوي شهرداري ها در مهمانخانه ها ويا خانه هاي دولتي

 

اسكان داده شوند .. گذشته از بحران مشكلات روحي و رواني كه براي بي خانمان

 

شده ها پيش مي آيد . بحران مسكن به شيوه اي كه وجود دارد ا ز سرعت تحرك

 

كار مي كاهد . يعني ممكن است در منطقه اي تقاضا براي كار وجود داشته باشد

 

ولي بيكاران منطقه يديگر حتي اگر فرض كنيم كه مهارتهاي لازم را هم دارا

 

هستند به دليل ناتواني در فروش مسكن خويش قادر به نقل مكان نخواهند بود 

 

. در مقطعي يكي از وزيران تاچر در انتقاد از بيكاران كفت كه اين ها بايد سوار

 

دو چرخه شان شده و به دنبال كار بروند نه اينكه منتظر بنشينند كه كار سراغ

 

انها بيايد .طولي نكشيد كه واقعيت هاي زميني و مشكلي كه پيشتر به اشاره از آن گفتيم لرد تبيت را كه وزير صنايع بود به عذر خواهي رسمي از بيكاران وا داشت

 

و از سويي ديگر  رشد نامعقول بازارهاي مالي هم در سالهاي 1987-1989به

 

صورت پيدايش بحران و سقوط بازار سهام و در آمد ودر 1912به صورت يك

 

بحران مالي – ارزي جدي كه به خروج بريتانيا از نظام پولي اروپا منجر شد

 

ظاهر گشت.

واما از سرمايه گذاري در ديگر كشورها ي جهان اگر چه سود آوري سرمايه

 

هاي انگليسي را بهبود بخشيد  .ولي در عمل باعث شد كه در فاصله 1986-

 

1979امكانات اشتغال در بريتانيا كاهش چشم گيري پيداكند براي مثال 40 شركت

 

انگليسي اگرچه 15000 نفر را در بريتانيا بيكاركردند ولي با سرمايه گذاري

 

خارجي در ديگر كشورها 125000 فرصت شغلي ايجاد كردند .يعني 290000

 

فرصت شغلي در اين ميان ا دست رفت              

10-

 

دلايل اصلي افزايش بازدهي در دوره تاچر مي توان به اين صورت خلاصه كرد

 

 

1- وضع قوانين متعدد براي كاستن از قدرت اتحاديه هاي كارگري

تحميل شرايط رقابتي بسيار سخت تر بر محيط هاي كار بر اقتصاد

 

2- رشد چشمگيربيكاري 

 

3- تغيرات متعدد در نرخ ماليات  بر شركت ها و تغير ساختار مالياتي

 

3- كنترل زدايي از بازا

ر

4- تغيير آگاهانه و عمده توان قدرت در محيط هاي كارگري به نفع كار فرما ها

 

 

در عرصه نظري د و مورد رامي  توان عنوان  كردند

 

1- سرمايه گذاري براي افزودن بر مهارت كارگران و نوكران و بهتر كردن ماشين آلات و تكنيك هاي توليدي

 

2-      تحميل شراط كاري  نامناسب ونا مساعد و سخت تر بركارگران در كنار كاستن ازشمار كارگران شاغل .

 بيكار ي روز افزون و ادامه دار چه از نظر عيني ويا از نظر رواني شرايط به وجود مي آورد كه كارگران راهي غير از پذيرش شرايط دشوار تر نخواهند داشت . ترس و واهمه ي ازدست دادن كار  كارگران را به پذيرش شرايط نامساعد وادار مي كند

كه اين سياست براي مناطق جنوب مناسب ولي ديگر مناطق باكاهش چشمگير بيكاري و فقر روبه رو بودند فاجعه بود

 

تصميم  تاچر در پيوستن به به نظام ارزي اروپا جه پيامدي را به دنبال داشت

 

*بازار مسكن كه رونق كاذبي يافته بود سقوط كرد .

*ور شكستگي بنگاهاي كوچك و متوسط

*افزايش بيكاري

*افزايش بي خانما نها وكه توان پراخت مقروضات خود را به بانكها نداشتند .

*افزايش فروش خانه ها و كاهش متقاضي (صاحب خانه ها در يك دور تسلسل قرار گرفتند.

 كاهش تحرك  نيروي كاردر اقتصاد  در نتيجه اگر چه ممكن است كه در منطقه اي تقاضا براي كار و جود داشته باشد ولي بيكاران از مناطق ديگر نمي توانند به دنبال كار بروند به مناطق ديگر و شماري از مصايب منطقه ايي هم چنان ادامه دارد.

پس از دوران تاچر

 

نخست وزيرجان ميجر و هم اكنون سياست ها را ام اندكي ملايمتر ادامه مي دهند و لي نتيجه مثبتي نداشته  

 

 

 

 

 

 

 

 

   

مخالفان تاجر

 

تاجريسم چيي نيست غير از ممنوعه ايي از باورها ي جزمي و دگم كه هر گز از  سوي اكثريت مردم بريتانيا مورد حمايت قرار نگرفت و لي نظام انتخاباتي در اين كشور بهگونه ايي ناهنجار است كه تاچر توانست در طول 11 سال نخست وزير باقي بماند .و اين برنامه ها را به اجرا در اورد