مشكلات و بحران انگلستان قبل از جنگ جهاني
* افزايش تورم- افزايش بيكاري – كاهش توليدات داخلي
****صنايع كار طلب بودند كه در واقع مي توان به عرضه كار ارزان از مستعمره هاي سابق اشاره كرد
.
******سرمايه گذاري ناكافي در ماشين الات و يا براي افزودن بر مهارت كارگران مقدار ارزش افزوده قابل توجه و زياد نبود
*******به تحقيق و تو سعه توجه كافي مبذول نشد
7-*****:از جمله عوامل مهم در اين راستا مي توان به سلطه ي بازارهاي مالي لندن اشاره كرد كه معمولا نگران سود هاي سريع و آني هستند و در پرژهاي در از مدت و يا به طور كلي آنهايي كه ريسك عدم مو فقيت دارد سرمايه گذاري نخواهند كرد و به طور كلي به نظر مي رسد نيروي اجتماعي فاقد توان لازم براي زمينه سازي و اجراي يك فرايند نو سازي و نو تكنولوژي و نو صنعتي و تكنو لوژيكي در بريتانيا بودند .
به اين ترتيب اقتصاد بريتانيا در همه ي اين سالها در مقايسه با ديگر كشور ها ي سرمايه داري اقتصاد ي با بازدهي كم و مزد پايين باقي ماند .
اصول مارگارت تاچر در سياست و اقتصاد
تاچر تنها نخست وزيري بوده كه نامش بر پاره ايي از سيستهاي اقتصادو گرايشات اطلاق گرديد . او در سال 1979 بود كه به عنوان نخست وزير انگلستان انتخاب شد به لحاظ ضعف دانش و تجربه ديپلماسي مجبور بود گزينه ممئن و محافظه كارانه (حمايت از آمريكا و مخا لفت با شوروي )اطاعت كند اما به مرور توانست از تجارب اقتصادي خود بهره ببرد و ضعف سياسي را بر مكتب تاجر يسم بر اساس اقتصاد بازار آزاد جبران كند.. وي به طرز با ور نكردني در سه انتخابات متوالي (سالهاي 79.83. 87)در مقام نخست وزيري به مدت يازده سال توانست پيروز شود . نكات قابل شناسايي متعددي وجود دارد براي تاچريسم كه به تاچر و دولتش كمك كردبراي مدت طولاني بر سر قدرت بماند و وضعيت انگلستان را به ميزان قابل توجهي بهتر كند .و آثار تاچريسم سالها پس از پايان دوران نخستوزيري او 0(سال 90)هنوز هم پابر جاست چنان كه شبكه بي بي سي بانوي آهنين را به عنوان بهترين نخست وزير انگليس در قرن 20 معرفي كرد .چرا كه اقتصاد انگليس كه به مرد بيمار اروپا لقب يافته بود پويايي داد .و اثار احياي اقتصادي در اواسط دهه 80 و نخستين بار در صنايع خدماتي جنوب شرقي و صنايع كارخانه اي نمودار شد .به خاطر همين امر است كه اين مكتب در منطقه ثروتمند جنوب شرقي انگليس همواره طرفداراني دارد
تعريفي از تاچريسم
اگر چه تعداد كم نيستند كه كساني كه تاجريسم را با بهره گيري از خصو صي سازي . ازاد سازي كاهش نقش دوولت و.... مي كنند ولي به گمان من چنين تعريفي از آن از نظر تاريخي نادرست است .
سالهاي قبل تر تاجر د ولتمرداني براي اجراي اين سياستها كوشيدند .
و به گفته ي(بو خاري )اولين موجي خصوصي سازي در پاكستان درسال 1959شروع شد.
جواواردنه متذكر ميشود كه در پاسخ به راهنمايي هاي بانك جهاني دولت سيلان در سال 1955 قوانين مربوط به خصوصي سازي واحد هاي صنعتي را تصويب رسانيد .
به ادعاي گليد خصو صي سازي در آرژانتين در سال هاي اوليه ي 1960 آغاز شد. حتي اگر از اين نمونه ها چشم پوشي كنيم از سال 1973 به اين سودر پي امد كودتا ي خونبار ي كه سازمان جاسوسي سيا و مترجعان شيلي بر عليه حكومت قانوني دكتر آلند ه رهبر فقيد شيلي به راه انداختند ژنرال پينو شه ديكتاتورخونريز شيلي سالهاي قبل از تاچر به خصوصي سازي و آزادي سازي گسترده دست زد
.بنابراين براي بررسي بيشتر تاچريسم بايد اساس اقتصادي انرا به كنار ي نهاد چون كه اگر چه اين مختصات اقتصادي مهر تاچررا بر خويش دارد ولي تاچريسم تازه و نو نيست
.آنچه كه اين ديدگاه( اقتصاد تازه )تازگي دارد پيش زمينه هاي سياسي ان است .يعني مشخصه تاچريسم و اتفاقا همه نسخه هايش ايد ئولوژيك بودن آن است يعني تاچريسم در هر شكلي كه عرضه شد :
– مجموعه ي بسته اي است از عناصر ي ايد ئو لوژيك وبه هم پيوسته كه براي عمل كردن بر اساس اين مجموعه ي بسته قبل از هر چيز حاكميت هژمونيك خود را بر جامعه ي بريتانا استوار كرد و پس آنگاه به اجرا ي اين برنامه اقتصادي نه چندان تازه و نو آورانه دست زد
– .لازمه ي اين و هر حكومتي- خيره سري آن است يعني سياستها پياده مي شوند نه ضرو رتا به اين خاطر كه در يك مقطع خاص با منافع جامعه جور در مي آيند.
–
– بلكه دليل اصلي اين است كه يك حكومت ايدئو لوژيك به گوهر حكومتي تمام خواه و خير سر نيز است
–
– به همين خاطر هست كه كه كمتر حكومتي از ان نو ع را مي توان سراغ گرفت كه در رسيدن به رفاه اقتصادي موفقيتي داشته باشد .
–
وجه مشخصه ديگر اين حكومتها اين است كه كس يا كساني ظهور مي كنند كه به تعبيري هر چه مي كنند درست است .يعني در عقل كل نظام هستند در اين راستا يادمان هست كه حتي خود تاچر در اشاره به خويش از عبارت بانوي آهني كه هرگز از عقيده ي خويش بر نمي گردد سخن مي گفت . وازسويي ديگر به عنوان نمونه هايي از خيره سري در عرصه ي انديشه كه هزينه هاي اقتصاد ي و اجتماعي زيادي كه در پي داشت مي توانيم به موارد ماليات سرانه و جريان وست لند اشاره نمود
كه براي تخفيف زيانهاي كه در پي داشت زيانهاي ناشي ا ز اولي حزب حاكم برعليه تاچر دست به كودتاه زدند واورا در سال 1990 ازنخست وزيري بركنار كردند ودر پيوند با دومي هم به قهر واستعفا ي وزير دفاع وقت مايكل هزلتان انجاميد