جنگ جهاني دوم.
در سال 1939 يعني20 سال پس از جنگ جهاني اول آغاز شد.
علت شروع جنگ جهاني دوم
1- ضعف جامعه ملل از از استقرار صلحي با ثبات(كه ناشي از كيفيت خاتمه جنگ:و چگونگي و نحوه استقرار صلح يا به عبارتي نظام پس از جنگ)
2- نارضايتي كشورهاي پيروز از نتايج صلح كه بهره ايي نبرده بودند.(ژاپن .ايتاليا. آمريكا)
3- عدم رضايت كشور هاي مغلوب
4- غيبت دولتهاي بزرگ در جامعه ملل
5- مسابقات تسليحاتي و تعارضات ائدئولوژيك ميان كاپيتاليسم - .فاشيسم و كمونييسم
صلح ورساي و نتايج آن
2-( تسليم شدن آلمان در حالي كه شكست نخورده بود .(برخورد با او همانند يك مغلوب تمام عيارو مقصرجنگ شناختن او
و پرداخت خسارت هاي سنگين جنگ .كار شكني در پرداخت
اقدامات آلمان
(دامن زدن به تورم وبي اعتبار پول ملي آلمان و همراهي با افكار عمومي .بيكاري .ركوداقتصادي .تعارضات سياسي داخلي .ساكن شدن تعدادي از آلمان ها در فرانسه .لهستان . چكسلواكي كه اينها .كانوني بحراني در آلمان ايجاد كرد و اين به معناي نابساماني در اروپا . و اين نابساماني زماني رخ داد كه در شرق اروپا كمونيست هاي بلشويك به قدرت رسيدن و افكارو دولت كمو نيستي رايج و تاسيس شد.
شورش كمونيست اسپارتاكيست در آلمان
سقوط آلمان در برابر كمونيست
اقداماتي كه جهت جلوگيري از نفوذ كمونيستي در اروپا شكل گرفت
1- تاسيس كشور هاي قرنطيه (استوني. ليتواني . لتو ني .)كه به حمايت دولتهاي غرب تشكيل شده بود(كه به جهت جمعيت كم و صنعت نيمه دفاعي و اقتصادي و وسعت كم نتيجه نداد.
كاهش فشارهاي اقتصادي داخلي و خارجي حاصل از صلح ورساي)
آمادگي انگلستان واصرار او براي تعديل معاهده ورساي
اهداي امتيازاتي به آلمان در سال 1925 در شهر لوكارنودر وسويس
اهداف معاهده لوكارنو
اهداي امتيازاتي به آلمان در شرق توسط انگلستان و فرانسه
ترويج مبارزه با كمونيست جهت گرفتن امتياز بيشتر از انگلستان و فرانسه توسط آلمان
چه كشور هايي بااين معاهده احساس نگراني كردن و چرا پذير فتن
چكسلواكي و لهستان .ليتواني لتوني استوني مجارستان ----- چون همگان هدفشان روسيه بود
مخالف معاهده
روسيه
پيمان بريان كلوگ
بالكانيزاسيون
(نگراني كشورهاي شرقي جهت امنيت
كيفيت مرزهاي اروپاي شرقي و مسايل قومي و جمعيتي وضعيت آسيب پذيري داشت)
ادعاي روسيه بر سر مرزها ي امپراطوري گذشته خود يعني تزارها و ادعاي آلمان بر اراضي و ملي خود
اجراي برنامه 5ساله در روسيه توسط استالين
اقدامات اقتصادي و نظامي موسوليني در سال 1922 در ايتاليا (ايتاليايي ها ادعا مي كردند كه سهمي از جنگ جهاني اول نبردند واين سهم را در درياي مديترانه مي دانستند كه بدان درياي ما مي گفتند .موسوليني با شعار توسعه مستعمرات ايتاليا يي ها را به دنبال خود مي كشيد وودر سال 1911 ارتش جديدي به ليبي فرستاد.)
انگلستان به طور پنهاني جنگ افزار هاي جديدساخت
فرانسه در حال محكم ساختن استحكامات خود در مرزآلمان بود .
ژاپن حالت تحاجمي خودرا در چين حفظ كرد و بان كشور چنگ و دندان نشان مي داد.
در چنين شرايطي بريان وزي امور خارجه فرانسه و كلوگ وزير ايالت آمريكا در اقدامي سياسي و نمايشي بيانيه ايي را امضا كردند مبني بر اينكه جنگ را عملي غير قانوني اعلام كرده و قبيح مي نمودند .اين بيانيه با تبليغات بسيار زياد در دنيا منعكس شد.و همه دولتهايي كه پنهان و آشكارا به مسلح كردن نيروهاي خود مشغول بودند با تظاهر به صلح و دوستي بدين بيانيه پيوستند همچنين برخي كشورها براي منكوب كردن رقباي خود بدين بيانيه استناد كردند .
نتيجه بيانيه بريان –كلوگ
اين بيانيه كه نشان دهنده شرايط سياسي و رواني عصر خويش بود نه تنها كمكي به تفاهم بين الملل نكردبلكه به صورت دستاويزي براي حمله به يكديگر و وسرپوش نهادن بر مقاصد نظامي دولتها به كار گرفته شد.
اين بيانيه زماني مطرح گرديد كه مذاكرات متعددي تحت عنوان خلع سلاح ميان دولتهاي بزرگ مغرب زمينه صورت گرفته بود.اين مذكرات تا سال 1933 ادامه يافت اما چون كه همگان بر عدم موافقت با هم و سو ئ تفاهم با يكديگر واقف بودند سرانجام با ناشكيبايي هر جه تمام تر بدان خاتمه دادند و به توسعه تسليحات ونفرات نظامي خود مشغول شدند. از جمله كساني كه تير خلاص بر مذاكرات خلع سلاح زد هيتلر پيشواي جديد آلمان بود
هدف از خلع سلاح
1- كاهش تسليحات
2- كسب تضمين هاي بيشتر براي صلح بود
تاسيس رايش سوم
جمهوري وايمار از سال 1918 تا 1933 عمر كرد در اين مدت المان علاوه بر مشكلات اقتصادي دچار تلاطم سياسي بسيار ي گرديد . از جمله
شكست آلمان در جنگ جهاني اول و چگونگي آينده آلمان از مباحث اصلي ميان آنان بود .
احزاب و گرو ههاي گوناگون از كمو نيست تا ليبرال و ناسيو ناليست و غيره با يكديگر به جدال مشغول بودند .
حزب سوسيال ناسيونال كارگران آلمان كه به آنها به اختصار حزب نازي مي گفتند به رهبري آدولف هيتلر توانست بر تعداد طرفداران خود بيفزايد.
اقدامات هيتلر
هيتلر با تحريك احساسات عمومي و به كار گيري تشكيلاتي قوي از نردبا قدرت بالا رفت
معتقدات هيتلر
كه يهوديان و ماركسسيت ها مقصرين شكست آلمان در جنگ جهاني اول هستند. و معتقد بود كه گروه اول به اقتصاد كشور لطمه زدند و گروه دوم (اسپار تا كيست ها )امنيت آلمان را از بين بردند .
لذا با شعار هاي نژادپرستانه عليه يهوديان و با اعلام مبارزه با كمونيسم بين الملل عليه شوروي و كمونيستهاي آلمان وارد مبارزه شد .
حزب نازي بر برتري نژاد آلمان و ناسيو ناليستي بسيار تاكيد داشت .وبا تبليغات ماهرانه و نيز در پيش گرفتن سياست ارعاب و سركوب سرانجام سال 1933 قدرت را در دست گرفتند و رايش سوم تاسيس گرديد .
دست آوردهاي رايش سوم
رايش سوم توانست در مدت كوتاهي اقتصاد و اتش آلمان را به نحو شگفت انگيزي احيا كند
هيتلر در داخل آلمان آينده در خشاني را نويد ميداد و در خارج بر مبارزه با كمونيست تاكيد داشت .
كشورهاي موافق
انگلستان كه با اقدام دوم آلمان موافق بود و بر اين باور بود كه با قدرت گرفتن آلمان از نفوذ افكار كمونيستي در اروپا جلوگيري ميشود .
2- قدرت فرانسه را محدود مي كرد
فرانسه بر خلاف ميل باطني كه از قدرت آلمان احساس خطر ميكرد با انگلستان همراهي ميكرد
نتيجه قدرت مجدد آلمان و كنفرانس مو نيخ
در سال 1936الحاق اتريش به آن كشوركه به آن آنشلوس مي گويند.كه در اثر فشارهاي سياسي و نظامي آلمان و تبليغات وسيع حزب نازي در آتريش اين امر صورت گرفت
.
ساكت بودن انگلستان و فرانسه چون كه اقدامات آلمان را توسعه طلبي رو به شرق مي دانستند .
مضمحل ساختن چكسلواكي در كنفرانس مونيخ
كشور هاي عضو كنفرانس مونيخ
كشور انگلستان و فرانسه و ايتاليا حضور داشتند.
كه با اشغال قسمتي از خاك كشور چكسلو اكي توسط آلمانهاي نازي در سال 1938موافقت گرديد
علت اشغال چكسلواكي
در اين كشور عده زيادي المانها زندگي مي كردند و هيتلر مدعي حمايت از انها بود
زير فشار آلمان و اين كه توسعه طلبي ْآلمان رو به سوي شرق هست در سال 1938 كنفرانس مو نيخ تشكيل گرديد
نتايج كنفرانس مو نيخ
و
موافقت به اشغال چكسلواكي توسط آلمان
مضمحل ساختن چكسلواكي
انگلستان و فرانسه آن را اقدامي براي صلح در اروپا مي دانستند .
افكار عمومي آن را تمكيني در برابر نازي ها مي دانستند .
شوروي آن را اقدامي خصمانه از سوي فرانسه و انگلستان براي درگير ساختن شوروي و آلمان تلقي كرد.