ساخت و سازمان وسايل ارتباطي جمعي
وسايل جمعي محصول انديشه انسانهاست.به خاطر همين موضوع منبعث از جامعه و متا ثر از انند. اما بعد از ان كه پيدا شدند و مورد استفاده قرار گرفتند بر حسب نوع استفاده كه از ان به عمل مي ايد مي توانند :
سالم :آرام بخش :يا مضر و انحراف انگيز باشند.
حال اين وسايل وسعت يافتند و و انطور كه برخي مي پندارنند بي جان و منفعل نيستند پس مي توانند ساخت و سازمان پذيرند وبا هر ساخت و سازمان ميزان تاثيرشان متفاوت خواهد بود .
در گذشته وسايل ارتباطي انسانها از اين وسعت وعظمتي كه امروزه برخوردار هست برخور دار نبود و نمي شد كه آن را در غالب ساخت و سازمان قرار داد مثل يك پيك يا چاوش يا يك جار چي .(چاوش در گذشته به مفهوم صداي رسا ابياتي در ستايش خداوند و مقام والاي امام مي خوانند و و امروزه به كسي كه پيام مقدس مرساند و جمعي رااز آن باخبر مي كند .
جار چي :كه همواره بعد مقدس ندارد در واقع خبر يا اطلاعاتي را با صداي بلند بري تمامي اهالي يك ده يا شهر اعلام ميداشت و جمعي را از پيام فردي يا جمعي ديگر مطلع مي ساخت )
مفهوم ساخت يابي و ساخت زدايي
مفهوم ساخت يابي و ساخت زدايي كه مفا هيم مهم در مباحث علوم انساني و علوم اجتماعي هست در دنياي امروزه
ساخت :عبارتند از چگونگي رده بندي وجاي يابي هر يك از عناصر "اشيا يا نيرو هايي كه كلي خاص را تشكيل ميدهد .
بدين ترتيب آنگاه كه سخن از ساخت ميرود انسجام "همسازي "هماهنگي وبالا خره كليت خاص مجموعه اي را در نظر مي گيرند و نا هماهنگي و تمايز آن را با مجموعه اي ديگر ي مي سنجد . در يك مجموعه هر يك از عناصرمعنا و كار كردي چنان مي يابد كه در هنگام جدايي از بافت كلي فاقد آن است .
پس آن را فقط در داخل ساختي خاص مي توان شناخت و ارزيابي كرد در درون يك مجموعه ساختي خاص يافته است . ورود هر عنصر جديد ساختي نو پديد مي آورد و برداشت يا دگرگوني هر يك از عناصر امواجي پديد مي آورد كه تمامي مجموعه را متاثر مي سازد .از اينجاست كه ژرژ گورو يچ سخن از ساخت دهي و ساخت زدايي و ساخت يابي و ساخت دهي مجدد مي راند.
هر مجموعه اقتصادي –اجتماعي داراي ساخت هست و هر ساختي داراي عمر و دوران خاص
.پس همواره موقت به حساب مي آيد .زيرا هر لحظه امكان دگرگوني آن و بروزدوره ايي نو آوري در آن مي رود
. اين مفهوم تنها در مو رد مجموعه عيني به كار نمي رود بنا براين بايد سخن از ساختهاي ذهني نيز راند .آنجه در دنياي واقع مي بينيم اين است كه همه پديده ها و مجموعه هاي دنياي هستي بايد تابع ساختي خاص باشند كه دنيا ي ذهني آدمي آن را مي يابد چگونگي ساختها ي ذهني نيز خود ساختهاي پديدهها ي هستي را شكل مي دهد اين مفهوم مبين گرايشي اساسي در بسياري از رشته هاي دانش اجتماعي است كه اكثر جامعه شناسان گاه به آن اشاره نمودند.
جهات و ابعاد ساخت وسايل خبري ازديدگاه لسول( در كتاب ساخت و كار كرد ار تباط در جامعه)
وي ساخت پذيري ارتباطات وحتي تشابه جامعه انساني از اين ديدگاه با ديگر موجودات اشاره دارد .از نظر او وسايل ار تباط جمعي مجموعه اي به هم پيوسته تشكيل ميدهند و با هم تنسيق مي شوند واين مجموعه كه با نام الگوي لسول معروف هست داراي 5عنصر هستند كه عبارتند
1- كي
2- چه ميگويد
3- از كدام مجرا
4-با كي
5-با كدام نتيجه
از تركيب غايي عناصر ارتباط مجموعه اي فراهم مي ايد كه حاوي دو نوع است
1- زير ساخت :((infrastucturesعبارتند از ابزار تكنو لوژيك ارتباط كه مجموعه اي به هم پيوسته ومتشكل هستند و با نيروي همساز عمل مي كنند و بر جامعه انساني اثر و يژه بر جا مي گذارند
2- رو ساختها: با عناصري غير تكنو لوژي حاوي سازمانها "مقررات "انديشه ها"و افكار مرتبط با ارتباطات كه خود در رابطه اي تعاملي با زير ساخت قرار مي گيرند .بدين معني كه هردو نوع ساخت ضمن تاثير پذيري از يكديگر موثر بر يكديگر نيز خواهند بود
زير مجموعه هاي ساخت و ساخت پذيري
در جريان ساخت و ساخت پذيري ارتباط .مي توان از پيدايي ساخت هايي جزيي و پاره ساختها اشاره كرد در اينجا لسول سعي كرد با ديدگاه انداموش انگاري جامعه جديد رارا همانند اور گانيسمي زنده تلقي كند كه درون آن ارتباطات ساخت پذيرفته جريان مي يابند تا جامعه را در برابر انگيزه هاي خارجي قادر به پاسخ گويي سازند.او در اين باب مي نويسد :(زماني كه جامعه جهاني را مورد بررسي قرار مي دهيم و در آن فرايند ارتباط به تحقيق مي گذاريم به سه نوع متخصص بر مي خوريم .
تقسيم بندي لسول
1- اولين گروه به برر سي در باب محيط سياسي پيرامون و دولت به عنوان يك كل مي پردازد
(سياستمداران در باب محيط پيرامون تخصص مي يابند )
دومين گروه به تنظيم پاسخ دولت به محيط مي اند يشد.
( نويسندگان "و گويندگان"وسايل ارتباطي پاسخ دروني تنظيم و تنسيق مي كنند )
3- سومين گروه هم به انتقال الگوهاي پاسخ از پيران به جوانان رابر عهده دارنذ
.(مربيان و والدين مسئول انتقال ميراث اجتماعي به نسل جوان هستند)
كه بايد تمامي اين گروهها در يك مجموعه متشكل قرار گيرند تا شناخت و پاسخ هماهنگ شوند .كل جامعه پيامي متشكل و همگن يابد و به طور كلي رابطه انسانها در خلال زمان نيز صورتي متفرقه "ناهماهنگ "و تجزي يافته نداشته با شد . اين امر را ساخت ارتباطي مي ناميم .
بدين قرار مي توان پذير فت كه ارتباط در درون يك جامعه بايد ساخت و تلفيق كرد تا عناصر اجتماعي را يگانه و متشكل سازد .
كه در جريان اين فرايند نكاتي مطرح هست كه عبارتند از
1- دو لتي يا خصوصي بودن انهاست0(سياسي "اقتصادي "فرهنگي)