خدايا به انان كه نمي دانند بياموز كه بدانندو به آنان كه مي دانند بياموز كه عمل كنند
|
1- شكل املاي كدام گزينه در ست است
الف)منازره ب)متخصصان ج)سحرا د) شتاب
|
2 | ||||
|
2- دو كلمه با حرف (ث)و دو كلمه با حرف (ج) بنويسيد
1- 3- 2- 4- | |||||
|
1- در جاهاي خالي كدام كلمه مناسب را مي توان نوشت
جابر .دنيا بر چهار چيز پا بر جاست !................كه دانش خود را به كار برد .و ............كه از اموختن س باز
نزند و بخشنده اي كه در ...............خود بخل نكند و .......................كه آخرت خويش را به دنيا ي خود نفرو شد . | |||||
|
2- املاي كدام گزينه ها با توجه به معناي آن درست نيست
الف)اعتصاب =توجه داشتن ب ) بذرا فكن =افشاننده بذر ج) حلال =ماه نو د) منصوب =نسبت داده شده |
5/0 | ||||
|
3- شكل صحيح وازه هاي داخل پرانتر را بنويسيد الف) ( تحصين ) ب) (بحايم) ج) (ازطراب) د) ( علفت ) |
2 | ||||
|
4- در متن زير غلط املايي را پيدا كرده و صحيح آن را بنويسيد
مي گويند: اسكندر در اسناي سفر به شهري رسيد و از گور ستان عبور كرد سنگ مزار ها را خواند و به هيرت فرو رفت
:زيرا مدت حياط صاحبان قبور كه بر روي سنگ ها حك شده بود .هيچ كدام از ده سال تجاوز نمي كرد . يكي از بز رگان
شهر را پيش خواند . به او گفت :(شهري به سفا با هواي خوب و گوارا چرا رندگي مردمش چنين كوتاه است ؟"آن مرد پاسخ
داد( ما زندگي را نزري ديگر مي نگريم .زندگي به خوردن و خفتن و راه رفتن نيست
1- 2 - 3- 4- 5- 6-
سر بلند و پيروز باشيد
خدايا به انان كه نمي دانند بياموز كه بدانندو به آنان كه مي دانند بياموز كه عمل كنند . يكي از مظاهر خدمات ذوقي و فرهنگي ايرانيان به اسلام خدماتي است كه در راه زبان فارسي به اسلام كرده اند هيچ گاه زبانش را به دشنام نمي آلود بد رفتاري با شخص خود را مي بخشيد ولي در باره ي كساني كه به حريم قانون تجاوز مي كردند گذشت و مدارا نداشت . در همان دوران جواني صاحب خصوصيات اخلاقي و اعتقادي خاصي شد كه سالها بعد تا ثير بسيار زيادي بر ديگران گذاشت و دنياي اسلام را دگرگون كرد. هر گاه وزيري لايق و دانش دوست بر سر كار مي آمدند و قدرت را به دست مي گرفتند بازار علم و ادب بيش تر رونق مي گرفت . خواجه نظام الملك در سراسر عالم اسلام و از جمله در بسياري از شهر ها ي ايران مدرسه هاي بزر گي به نام نظاميه ايجاد كرد كه بسياري از دانشمندان در آن ها تدر يس ويا تحصيل مي كردند . اري به زبان فارسي عشق مي ورزم.چون با داشتن اين زبان مي توانم احساسات و افكار ايرانيان و فارسي زبانان ديروز ئ امروز را درك كنم حرم دل او را آرام مي كردو مدرسه انديشه اش را.حجره اي ساده و كوچك نصيب او شد .حجره اي كه فضاي آن بيش از شش متر مربع نبود و گليم كهنه و ساده اي كف ان را پوشانده بود . پدر گفت :پس فردا كه به ديدن شاه مي روي طنابي به گردن خرگوش بينداز و سر طناب را به پايت ببند طوري راه برو مثل اين كه سوار خرگوش شده ا ي . بلدر چين را هم زير لباست مخفي كن . ادم اهني با شجاعت بادي در گلو انداخت مي خواست بگويد نترس من قوي تر ين دستگاه در اين نمايشگاه هستم و نمي گذاشتم كسي به تو اسيب برساند . با شنيدن خبرحمله مغول ها دهقانان و كشاورزان نزديك شهر خانه و زندگي خود را رها مي كردند و به داخل شهر مي رفتند تا شايد بتوانند خانواده خود را از چنگال مغولان نجات دهند از صحرا باز مي گشتم و نسيم مانند مادري مهربان و اداب دان به كودكان خويش حق شناسي و ادب مي اموزد. سرهاي نهال هاي جوان و بوته هاي نوزاد خويش را به نشانه ي احترام و و داع با من خم كرده بود .
|
4 |